X
تبلیغات
زلال مثل عشق مادری

زلال مثل عشق مادری
این وبلاگ توسط مادری نوشته شده است که عاشقانه فرزندش را دوست میدارد همیشه بدنبال بهترین ها برای اوست 
قالب وبلاگ
نويسندگان

غذاهايی برای افزايش هوش کودکان

اسفناج به دليل برخورداري از بافت هاي گياهي از بروز بسياري از بيماري ها پيشگيري مي کند. تحقيقات نشان مي دهد زناني که از اسفناج و سبزي هاي سبز ديگر استفاده مي کنند، پير شدن سلول هايشان را به تاخير مي اندازند.

بهتر است از غذاهایی که ارزش غذایی ندارند پرهیز شود. غذاهایی که تنها باعث چاقی می شوند نه تنها حافظه را تقویت نمی کنند، بلکه کلسترول خون را نیز افزایش می دهند.

۱۰ ماده غذایی وجود دارد که می تواند برای تقویت هوش شما و فرزندانتان بسیار مفید باشد.


اسفناج:

اسفناج به دلیل برخورداری از بافت های گیاهی از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری می کند. تحقیقات نشان می دهد زنانی که از اسفناج و سبزی های سبز دیگر استفاده می کنند، پیر شدن سلول هایشان را به تاخیر می اندازند. اسفناج به دلیل آنزیم های موجود در برگ هایش، سیناپس بین سلول ها را تسهیل می بخشد و هوش را تقویت می کند. اسفناج از ماده دارویی به نام فولیک اسید برخوردار است که در جهت تقویت حافظه موثر است. اسفناج همچنین برای مبتلایان به عارضه قلبی بسیار مفید است. اسفناج حاوی مواد آنتی اکسیدان نیز است.

قهوه:

قهوه از موادی مانند آنتی اکسیدان ها، آمینواسید، ویتامین و مینرال برخوردار است؛ بویژه اگر دانه های قهوه را دم کنید و بخورید در جهت تقویت حافظه بسیار مفید است. کافئین قهوه در جهت تقویت حافظه مفید است. قهوه همچنین ضد آلزایمر است و با مصرف مداوم آن دچار آلزایمر نخواهید شد.

غلات:

غلاتی مانند سویا، لوبیا، نخود فرنگی و عدس از روغن بسیار مفیدی برخوردارند که در جهت تقویت حافظه لازم است.

میوه و سبزیجات:

میوه و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های بسیار مفیدی هستند. میوه و سبزیجات بسیار برای تقویت حافظه مفیدند.

تخم مرغ:

تخم مرغ ماده بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است؛ بویژه اینکه مادران باردار هنگام بارداری و زمانی که جنینی را در رحم دارند، تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است.


ماست:

آیا می دانید یک پیاله ماست دارای امگا ۳ و دی اچ ای است. امگا ۳ و دی اچ ای مواد بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه است. اگر فرزندتان در زمان رشدش هر روز ماست مصرف کند، تاثیر بسیاری بر روی رشد او دارد.


انبه:

این میوه ماده دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید است. با این که میوه چرب است و دارای بافت های چربی است اما باعث می شود که گردش خون تسریع یابد. هنگامی که گردش خون سریع تر شود باعث می شود خون بیشتری به مغز برسد و همچنین این میوه در حافظه نیز موثر است.

سیب زمینی:

محققان استرالیایی به تازگی دریافته اند موادی مانند کربوهیدرات هایی که به وفور در سیب زمینی یافت می شود، باعث تقویت حافظه می شوند.


ماهی:

ماهی نیز یکی دیگر از مواد غذایی است که باعث تقویت و رشد سریع تر سلول های مغز و در نتیجه باعث تقویت حافظه می شود. ماهی برای عارضه قلبی نیز مفید است.


شکلات:

شکلات نیز یکی دیگر از موادی است که باعث تقویت حافظه می شود. البته بهتر است شکلات هایی را مصرف کنید که یا تلخ هستند و یا حاوی شیر باشند

 


برچسب‌ها: افزایش هوش, تغذیه کودک, تغذیه مناسب دانش اموزان
[ چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391 ] [ 11:2 ] [ مژگان ]


مردم شهرهای مجاور با مواد سربی از موادغذایی کلسیم دار بیشتر استفاده کنند

 

یک کارشناس تغذیه گفت: استفاده شهروندان زنجانی از شیر و همچنین مواد غذایی سرشار از کلسیم، ضروری است.
مهران محسنی با بیان این مطلب، اظهار کرد: مردم شهرها و مناطقی که در مجاورت با مواد سربی قرار داشته و احتمال جذب سرب در مواد تغذیه ای آنها زیاد است، باید نسبت به مصرف موادغذایی دارای کلسیم مانند شیر، حساسیت بیشتری نشان داده و از آنها بیشتر استفاده کنند، چرا که کلسیم در جذب نشدن مواد سربی در بدن، نقش تعیین کننده ای داشته و برای کم کردن جذب سرب در بدن باید به صورت مداوم از این ماده غذایی استفاده شود.
این مدرس دانشگاه با بیان این که نقش تغذیه مناسب در خلق و خوی انسان نیز بسیار تأثیرگذار است، تصریح کرد: عملکرد و اخلاق انسان، خارج از فیزیولو‍ژی بدن نیست، به همین خاطر مواد غذایی نیز بر بدن انسان تأثیرگذار است، از این رو نمی توان اهمیت آن را نادیده گرفت.
محسنی، نقش بعضی از املاح و ویتامین ها را در بدن با اهمیت دانست و یادآور شد: بعضی از این مواد مغزی به شکل محدودی مورد نیاز بدن می باشد، اما تأثیر آن در سلامت انسان از اهمیت به سزایی برخوردار است که از آن جمله می توان به ویتامین b6 اشاره کرد.
وی به کم خونی ناشی از فقر آهن در بدن، اشاره کرد و گفت: فقر آهن در بدن که یکی از عوامل مهم در شکل گیری گلبول های قرمرخون است، باعث می شود که افراد دچار بی حالی و کسالت شوند. همچنین گلبول های قرمز، نقش خون رسانی به مغز و همه قسمت های بدن را برعهده دارند، از این رو هنگامی که ضعف و کمبودی در آن به وجود آید، باعث اختلال در رسیدن خون مورد نیاز به بخش های مختلف بدن خواهد شد.
این کارشناس تغذیه، نوع و تفاوت تغذیه را منوط به عواملی از قبیل جنس و سن افراد دانست و افزود: با توجه به سن و جنس افراد، باید حجم و کیفیت تغذیه را مورد بررسی قرار داد، به گونه ای که یک ورزشکار و یک فرد عادی دارای دو نوع تغذیه متفاوت هستند.
وی، اهمیت توجه به تغذیه مناسب در دوران حاملگی را بسیار ضروری خواند و یادآور شد: این دوران نیز دارای حساسیت بسیار بالایی است، به همین خاطر بانوان باید قبل و بعد از دوران حاملگی، با انجام آزمایش های مناسب، میزان موادمغذی از قبیل ید و اسیدفولیک بدن خود را سنجیده و از آن آگاهی یابند.
این مدرس دانشگاه، بعضی از مشکلات نوزادان در حین تولد را در دقت نکردن در تغذیه دوران بارداری و کمبود موادمغزی در بدن دانست و اظهار کرد: متأسفانه توجه نکردن جدی به این مساله، آسیب های مختلفی را برای مادر و کودک ایجاد می کند و این در حالی است که می توان با توجه به موقع، از بروز چنین مشکلاتی پیشگیری کرد.
محسنی با بیان این که در مواردی هم شاهد وجود تناقض در باورهای تغذیه ای مردم هستیم، خاطرنشان کرد: اطلاع نداشتن از دانش روز تغذیه توسط عده ای از افرادی که مطالعاتی در این زمینه انجام داده و طبق عقاید خود توصیه های به مردم می کنند، امکان سوق جامعه در مسیر اشتباه را افزایش می دهد.

منبع :سلامت نيوز

[ سه شنبه سی ام خرداد 1391 ] [ 15:59 ] [ مژگان ]

خواص تخم بلدرچین

.۱- سرشار از امگا۳(برای تقویت هوش و حافظه)
۲- غنی از آهن / ویتامینهای آ ، ب ، ث / اسیدهای آمینه و میکرو المانها
۳- توصیه شده برای دوران بارداری (برای باهوش شدن جنین)         

۴-مناسب برای سنین رشد کودکان ونوجوانان
۵- تنظیم سیکل خواب

۶- افزایش مقاومت بدن
۷- بدون کلسترول

۸- تنظیم سیستم عصبی ، قلبی و گوارشی و درمان بیماری تشنج

۹- به علت کراتن خاصی که در آن ذخیره است در درمان بیماری آسم تاثیر معجزه آسایی دارد.
۱۰- استحکام عضلات و استخوان ها
۱۱- افزایش تمایلات جنسی
۱۲- دفع مواد رادیو اکتیو و فلزات سنگین نظیر سرب و جیوه ومواد زائد سرطان زا از ارگانیسم بدن

۱۳- بدلیل حجم کم تخم بلدرچین و میزان بالای پروتئین آن نسبت به تخم مرغ ، برای ورزشکاران بخصوص بدنسازان عزیز نیز توصیه میشود.

۱۴- به دلیل کامل بودن و نداشتن هیچ تاثیر سوئی در شیر خواران به عنوان بهترین مکمل دوران شیردهی استفاده می شود.

۱۵- -تخم بلدر چین حساسیت ایجاد نمی کند

۱۶-ماسک سفیده تخم بلدر چین همراه عسل (برای پوستهای چرب) و زرده با عسل برای( پوستهای خشک) باعث طراوت و شادابی و رفع چین و چروک و لکه های پوست می شود.

بمب ویتامین

تخم بلدرچین به علت نداشتن کلسترول ، قابل مصرف برای تمام افرادی است که مصرف تخم مرغ برایشان منع شده است.

تخم بلدرچین در مقایسه با تخم مرغ، به مراتب ارزش غذایی بالاتری دارد.یک تخم بلدرچین هر چند که از لحاظ وزنی حدود یک پنجم وزن تخم مرغ معمولی را دارد، ولی نسبت به آن دارای ۵ برابر فسفر، ۵/۷ برابر آهن، ۶ برابر ویتامینB12و وتیامین B1 و ۱۵ برابر ویتامین B2 ریبوفلاوین می باشداز این رو آن را بمب ویتامین می نامند.

تخم بلدرچین در کشور ژاپن به دلیل غنای بالای امگا ۳ و فسفر به عنوان بخشی از صبحانه کودکان و دانش آموزان محسوب می شود•

قابل توجه افراد بالای ۴۰ سال

جذب ویتامینهای بدن با افزایش سن بسیار کم میشود از این رو مصرف روزانه تخم بلدرچین را به افراد بالای ۴۰ سال، برای بالا بردن مواد معدنی و ویتامینهای بدن و جلوگیری از، کارافتادگی زود رس و پیشگیری ازسرطان توصیه می نماییم. تخم بلدرچین در افراد پیر و مسن موجد قوای از دست رفته جوانی استخواص تخم بلدرچین

 

[ سه شنبه سی ام خرداد 1391 ] [ 15:47 ] [ مژگان ]

توصیه ای برای دانش آموزان و محصلین

زنجبيل با افزايش خون‌رساني آثار مثبتي در افزايش مقاومت در قبال تنش‌هاي عصبي و خستگي و نيز افزايش قدرت تمرکز ذهني و کاهش خواب آلودگي دارد.

ایسنا: يک متخصص تغذيه، با بيان اين که مواد حاوي کافئين نظير قهوه و انواع کولاها محرک مغز بوده و بايد از مصرف بي رويه آن در ايام امتحانات خودداري شود، گفت: در مقابل زنجبيل با افزايش خون‌رساني آثار مثبتي در افزايش مقاومت در قبال تنش‌هاي عصبي و خستگي و نيز افزايش قدرت تمرکز ذهني و کاهش خواب آلودگي دارد.

دکتر سيد ضياء الدين مظهري، ويتامين E را در اکسيژن رساني به مغز و خنثي سازي راديکال‌هاي آزاد مهاجم به مغز و اعصاب موثر برشمرد و افزود: از اين رو استفاده از جوانه گندم و افزودن آن به سالاد، ماست و يا سوپ و خوراکي‌هاي مختلف توصيه مي شود.

وي، با بيان اين که سلنيوم از مواد معدني ضد سرطان و خنثي کننده آثار سمي فلزات سنگين از جمله سرب و جيوه است، يادآور شد: اين دو فلز از طريق هواي تنفسي، آب آشاميدني، سبزي و انواع ميوه‌ وارد چرخه تغذيه‌اي بشر شده که تجمع آن آثار سويي را بر عملکرد مغز و اعصاب مي گذارد.

دکتر مظهري، در ادامه توضيح داد: سرب حتي به ميزان ناچيز عامل اختلال در امر يادگيري، ايجاد بيش فعالي و کاهش بهره هوشي است و جيوه هم به علت تمايل خاص به بافت مغز عامل مهمي در بروز افسردگي، خستگي، سردرد، فراموشي واختلال در تمرکز به شمار مي رود.

اين متخصص تغذيه، جوانه گندم، محصولات تهيه شده از غلات کامل به ويژه نان‌هاي تهيه شده از گندم و جو و حبوباتي نظير لوبيا، نخود، عدس، ماش و منابع حيواني نظير ساردين، ماهي تن، زرده تخم مرغ، جگر حيوانات جوان، سبزيجات داراي برگ سبز تيره و گوجه فرنگي را حاوي سلنيوم دانست و يادآور شد: سلنيوم از طريق اتصال به فلزات سنگين سرب و جيوه و فلزات سمي نظير آرسنيک و کادميم اين فلزات را از بدن دفع مي کند.

وي، گروه ويتامين هاي B را در افزايش يادگيري موثر دانست و افزود: گنجانيدن مواد غذايي حاوي اين ويتامين ها در تغذيه روزمره به علت نقش آن در کاهش عصبانيت، پيشگيري و درمان افسردگي، خستگي توصيه مي شود.

دکتر مظهري، از مخمر آبجو، جگر، گوشت گوساله، ماهي، مرغ، تخمه آفتابگردان، تخمه کدو، جوانه گندم، حبوبات، غلات، شير و لبنيات، گوجه فرهنگي، کاهو، هويج، قارچ، انواع ميوه مختلف و دانه‌ها و مغزهاي روغني را به عنوان منابع ويتامين B ياد کرد.

اين متخصص تغذيه، با تاکيد بر ضرورت وجود 16 ماده معدني ضروري در رژيم غذايي روزمره گفت: اما مواد معدني چون کلسيم، منيزيم، آهن، روي سلنيوم نقش کليدي تري دارند. از اثرات مفيد آنها افزايش توان يادگيري و تقويت نيروي دفاعي و سرعت بخشيدن به روند رشد قوي است.

به گفته وي، گردو، ماهي، مرغ، جگر، گوشت، گندم جوانه زده و محصولات تهيه شده از آردهاي سبوس دار حاوي اين مواد معدني هستند.

دکتر مظهري، با توصيه به دانش آموزان و داوطلبان کنکور مبني برکاهش مصرف همبرگر، سوسيس، کالباس، کله پاچه و مواد غذايي حاوي چربي هاي اشباع نشده داراي فرم ترانس گفت: استفاده مناسب از مصرف غذاهاي حاوي امگا 3 نظير ماهي، روغن هاي سويا، کنجد، تخم کتان يا بذرک و گردو يا خود آنها الزامي است.

 


برچسب‌ها: تغذیه مناسب فصل امتحانات, تغذیه دانش اموزان
[ سه شنبه سی ام خرداد 1391 ] [ 15:40 ] [ مژگان ]

تاثیر سربی که در اسباب بازی کودکانمان وجود دارد به کجا ختم می شود....

رئیس انجمن ژنتیک پزشکی ایران گفت: «عوارض سرب در کودکان به دلیل به تکامل نرسیدن سیستم ایمنی و عصبی آن‌ها غیر قابل جبران بوده و بر ضریب هوشی و‌شناختی آنان تاثیر می‌گذارد به طوری که این عوارض قابل برگشت نیست.»

به گزارش خبرنگار سینا نیوز، همه کودکان به اسباب بازی علاقه دارند و هر جایی که اسباب بازی مورد علاقه خود را می‌بینند حتی شده به اصرار آن را خریداری می‌کنند ولی در این میان کمتر کسی به مواد موجود در این اسباب بازی‌ها که اکثرا چینی هستند دقت می‌کند و فقط خرید آن مهم است.
از طرفی در بازار تشخیص اسباب بازی‌های چینی وایرانی اصلا مشخص نیست به نحوی که به وفور اسباب بازی‌های چینی در بازار معامله می‌شود بی‌آنکه نظارتی بر آن انجام شود گویی سود مهم‌تر از سلامتی کودکان است. کودکانی که اگر به آن‌ها توجه نشود ممکن است دچار آسیب‌هایی شوند که تا پایان عمر گریبان‌گیر آن‌ها شود.
خطر سرب آنقدر در جامعه ما وجود دارد که سلامت همه افراد به خصوص کودکان را تهدید می‌کند کودکانی که سرمایه‌های اصلی جامعه هستند و این درحالی است که متاسفانه اخباری از وجود سرب در اسباب بازی های کودکانمان به گوش می رسد.
دکتر سعید رضا غفاری، رئیس انجمن ژنتیک پزشکی ایران در گفتگو با خبرنگار سینانیوز در خصوص اثرات مضر سرب بر کودکان بیان کرد: «سرب فلز سنگینی است که می‌تواند بالقوه باعث مسمومیت در افراد شود. تاثیرات منفی این مسمومیت دربلند مدت به طور مزمن با انسان همراه خواهد بود. مساله مهم درباره سرب مسمومیت ناشی از آن است که در بسیاری از مواقع علائمی ندارد و حتی فرد تا مرحله کشنده نیز متوجه آن نمی‌شود.»

تاثیر سرب بر ضریب هوشی و‌شناختی کودکان
وی با بیان اینکه خطر سرب در کودکان زیر ۶ سال بیشتراست گفت: «سیستم عصبی و ایمنی کودکان به تکامل نرسیده است وقتی بزرگسالان در معرض آسیب قرار می‌گیرد عوارض آن قابل برگشت است ولی این آثار در کودکان دائمی است بنابراین در سطح ضریب هوشی و‌شناختی کودکان تاثیر می‌گذارد.»
رئیس انجمن ژنتیک پزشکی ایران خاطر نشان کرد: «برخی افراد به دلایل ژنتیکی آسیب پذیر‌تر از دیگران هستند مثلا ممکن است من و شما در برابر سرب آسیب متوسطی را متحمل شویم ولی دوست ما به دلیل وضعیت ژنتیکی آسیب پذیر‌تر باشد. همچنین ژن‌هایی شناخته شده‌اند که آسیب پذیری به سرب در آن‌ها مشاهده است.»
دکتر غفاری در پایان یادآور شد: «تنها راه برای جلوگیری از این معضلات پیشگیری است بنابراین تمام مسئولان باید به این موضوع توجه داشته باشند تا جامعه‌ای سالم داشته باشیم.»

مسمومیت با سرب و علائم آن

مسمومیت خفیف تا متوسط :
لرزش ؛ اختلالات خواب
اختلال در تمرکز
سردرد؛ استفراغ ؛ کاهش وزن
ناراحتی شکمی
رنگ پریدگی ، خستگی ، خواب آلودگی
تغییرات رفتاری (مثلاً تحریک پذیری)
مسمومیت شدید:
احساس طعم فلزی در دهان
ضعف یا فلج عضلانی
کرامپ های شدید؛ سفتی جدار شکم
یبوست
مسمومیت مغزی یا انسفالوپاتی ناشی از سرب (که در کودکان شایع تر است ) با علایم تشنج ، اغما و عوارض بلندمدت شامل نقایص عصبی ، عقب ماندگی تکامل ذهنی ، پرفعالیتی مزمن
علل
استنشاق غبار یا بخارهای حاوی سرب ، یا خوردن مواد حاوی سرب . دفع سرب از بدن بسیار آهسته صورت گرفته و بنابراین در بدن و به ویژه استخوان ها تجمع می یابد.
عوامل افزایش دهنده خطر
کودکان بیشتر در معرض خطر قرار دارند زیرا سد خونی ـ مغزی تا قبل از ۳ سالگی تکامل کافی پیدا نکرده و این باعث می گردد تا مقادیر بیشتری سرب بتواند وارد دستگاه عصبی مرکزی گردد.
رفتارهای شایع دوران کودکی نظیر دست بردن به دهان به طور مکرر و پیکا (خوردن مکرر مواد غیرغذایی ) خطر ورود سرب از طریق دستگاه گوارش را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
سکونت یا رفت وآمد در خانه های قدیمی که رنگ دیوارهایشان حاوی سرب است .
غبار ناشی از لباس های کارگران صنایع سرب
سرب محلول در آب ناشی از لوله های سربی یا لوله های لحیم شده با سرب
ظروف سرامیکی دارای لعاب حاوی سرب به خصوص اگر غذاهای نوشیدنی های اسیدی در آنها نگهداری شود.
غذاهای نگهداری شده در کیسه های پشت و رو شده پلاستیکی نان که دارای نوشته هایی با جوهرهای رنگی هستند.
خاک و غبار نزدیک صنایع سرب
مشاغلی نظیر ساخت ظروف سفالی لعاب دار، لحیم کاری با سرب ، نقاش ساختمان ، تولید گلوله های سربی ، ساخت شیشه های رنگی ، تعمیر اتومبیل یا کشتی
تماس شغلی با سرب ـ در مشاغلی نظیر لوله کشی ، لوله بُری ، استخراج سرب ، تعمیر اتومبیل ، تولید شیشه ، ساخت کشتی ، صنایع چاپ ، تولید پلاستیک ، تصفیه و پالایش سرب ، جوشکاری یا بُرش فولاد، ساختمان سازی ، تولید محصولات لاستیکی ، کار در ایستگاه های گاز، تولید باتری ، بازسازی پل
پیشگیری
اندازه گیری سطح سرب خون در همه کودکان در سن ۱۲-۹ ماهگی و اندازه گیری مجدد در ۲ سالگی
بررسی سطح سرب خون برای افراد در تماس شغلی با سرب
مشاوره خانواده درباره منابع احتمالی سرب و روش های کاهش مواجهه با سرب .
عواقب مورد انتظار
مسمومیت علامت دار سرب بدون هرگونه آسیب مغزی واضح عموماً با درمان بهبود می یابد، ولی مسمومیت مخفی دستگاه عصبی مرکزی ممکن است مدت ها تداوم یافته و یا دایمی گردد.
عوارض احتمالی
تماس طولانی مدت با سرب ممکن است منجر به نارسایی مزمن کلیه ، نقرس ، و تشکیل یک خط سربی (آبی تیره ) بر روی بافت لثه گردد.
در موارد آسیب مغزی ، اختلالات دایمی (عقب ماندگی ذهنی ، اختلالات تشنجی ، کوری ، ضعف عضلانی ) ممکن است بروز کند.

سرب عامل خطرساز در کودکان

مسموميت با سرب در کودکان موجب کاهش ضريب هوش - اختلالات رفتاري - کم خوني - تنشهاي عصبي و ضعف ديد مي شود . و در بزرگسالان نيز موجب بيماري گوارشي ، اختلال عصبي ، کليوي و فشار خون مي گردد .

سرب در هوا ،‌ گرد و خاک و آب هاي آلوده وجود دارد و از راه گوارش و تنفس وارد بدن مي شود .

عامل مهم آلودگي سرب بنزين مي باشد که خوشبختانه اخيراً در کشور ما مانند بسياري از کشورهاي جهان ، مصرف بنزين بدون سرب رواج يافته است و اين يک خبر خوب مخصوصاً براي بچه هايي است که اخيراً متولد شده اند ، ولي ظاهراً مهارکردن برخي منابع ديگر آلودگي سرب ، مثل ظروف سراميک سرب دار آشپزخانه يا لوله هاي آب ، آلودگي ناشي از کارخانجات فلزکاري ، کارگاه بازيافت باتري و آلودگي ناشي از رنگهاي ساختماني دشوارتر است . خانواده ها بايد در استفاده از ظروف سراميک دقت لازم را بکنند و هنگام رنگ آميزي مراقب کودکان خود باشند . لازم به يادآوري است طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني ، خون ۴۰٪ از کودکان جهان حاوي سرب بيش از حد مي باشد و ۹۷٪ اين کودکان در مناطق و کشورهاي در حال توسعه زندگي مي کنند . براساس پژوهش هاي علم تغذيه ، غذاهاي سرشار از کلسيم ، آهن ، فسفر و روي مي تواند ميزان جذب سرب را در بدن کودکان کاهش دهد . از جمله اين غذاها مي توان به مصرف شير ۲ تا ۳ ليوان ، هر روز ، مخلوط عسل و ارده و گردو اشاره کرد . ( دادن عسل به کودکان زير يکسال ممنوع است ) .

مادران مي توانند ابتدا براي جلوگيري از ورود سرب به بدن کودکان اقدامات زير را انجام دهند :

حتي الامکان کودکان خود را در مراکز آلوده شهر نبريد .

پس از ورود به منزل ، سريعاً لباسهاي کودک را عوض کرده و او را خوب بشوييد .

صبحها براي استفاده از آب ، مدت ۳۰ ثانيه آب را باز بگذاريد تا آب راکد از لوله خارج شود .

براي درست کردن چاي يا غذا از آب سرد استفاده کنيد زيرا احتمال مي رود ميزان سرب در لوله هاي آب گرم بيشتر باشد .

همواره روي مواد غذايي و نوشيدنيها را بپوشانيد تا با گرد و غبار آلوده به سرب آلوده نشوند و از خريدن مواد غذايي و خشکبار بدون بسته بندي خودداري کنيد .

مواد شيميايي از جمله رنگهاي مختلف ساختماني و صنعتي و لوازم آرايش ( مثل سرمه ) را در دسترس کودکان قرار ندهيد .

رنگهاي پوسته شده روي ديوار ، که معمولاً روي زمين مي ريزند ، مي تواند حاوي سرب باشد . بهتر است در مناطق مرطوب يا مکانهايي که رنگ زود پوسته مي شود براي پوشش ديوار جايگزين بهتري پيدا کنيد .

آلودگي سربي يک حمله تدريجي و پنهان است که خطرات و اثرات جبران ناپذيري بهمراه دارد ، با به کار بردن اقدامات فوق آثار خطرناک آنرا به حداقل برسانيد

 

 


برچسب‌ها: سرب, تاثیر سرب بر کودکان, اختلال تمرکز, اثرات سوئ سرب بر کودکان
[ سه شنبه سی ام خرداد 1391 ] [ 15:9 ] [ مژگان ]

فصل چهارم (یک تا سه سالگی)

دختر نازنینم  بابا کارش جنوب بود و فقط آخر هفته ها می یومد تهران تقریبا یکسال ونیم میشد که به همین روال بود برای من وبابا خیلی سخت بود آخه خیلی از نظر روحی بهم وابسته بودیم  روز به روز تحملش برامون سخت تر می شد خیلی موقع ها عمه می یومد ژیش من  وتو می موند تا ما کمتر احساس تنهائی کنیم ولی بازم خیلی سخت بودتصمیم گرفتیم منم برم جنوب از طرف محل کار بابا یه خونه در اختیارمون گذاشتن توی شهرک بعثت یا همون ممکو یه آپارتمان خیلی بزرگ بود یکی دوماه طول کشید تا بتونند اونجا رو برامون تجهیز کنند یه تخت یه نفره بزرگ رو دانند برای شما یه نجار برای در تا دورش محافظ درست کرد ویک سرس لوازم مثل میکروفر و ماشین لباسشوئی هم رفتیم دیلم گناوه دست دوم خریدیم از فامیل دور شده بودیم ولی اقلا سه تائی پیش هم بودیم  آخر هفته ها هم معمولا یا می رفتیم دیلم گناوه یا آبادان تو هم که توی آغوش بند خوشحال اینور اونور ونگاه می کردی  وآواز می خوندی توی مسیر هم توی صندلیت عقب ماشین همش خواب بودی !!!

دیلم گناوه لباس  واسباب بازی خیلی ارزون بود یادمه که یک پالتوی خیلی خوشگل برای هفت سالگیت خریدم سه هزار تومان البته اون موقع هنوز یک سال و نیمت بود خلاصه تا شش هفت سالگیت هر چی لباس نیلز داشتی از اونجا برات خرید می کردم همین هائیین که الان می پوشیشون .بعدالظهر ها که میشد ممکو خیلی شلوغ میشد همه خانواده ها می یومدن پیاده روی منم شما رو میبردم حسابی بدوبدو می کردی راستی یه چیز جالب بگم تو از نه ماهگی دوست داشتی آدامس بجوی و جالبه که اصلا قورت نمیدادی !یادمه یه بعدالظهر که برده بودمت بیرون بازی کنی توی دهنت ادامس بود یکی از مادرها دید گفت یه چیزی تو دهنشه یه چیزی تو دهنشه !ومن با خونسردی گفتم می دونم آدامس می جوه اون خانم از تعجب داشت شاخ در می یاورد پرسید قورت نمیده گفتم نه وقتی تلخ شد در میاره میده به من اینقدر کارات برای خودمون عادی بود ولی وقتی مردم می دیدن تعجب می کردن تازه یادمون می یومد تو چقدر کارات با بقیه بچه ها فرق داره!!!!

جنوب که بودیم یه کتاب خونه توی هال داشتیم نمی دونم یادت می یاد یا نه طبقه پائینش جا نمازامون رو گذاشته بودیم  یه روز جانماز هارو برداشتی و گفتی اینجا منه  یعنی اینجا مال من باشه ما هم گفتیم باشه تو هم با خوشحالی کتابهاتو قشنگ چیدی اونجا واونجا رو کردی طبقه ی کتابهای خودت یه موقع هائی مدت طولانی به حال خودت یک یک کتابهاتو می نشستی و ورق می زدی  وبه زبون خودت می خوندی ما هم بی سر و صدا فقط نگا هت می کردیم  حتی یه بار هم ازت فیلم گرفتیم !!!

یه چیز جالب برات تعریف کنم !وقتی یکساله بودی علاقه شدیدی به پیاز خام داشتی وقتی من غذا درست می کردم  بدوبدو می یومدی پیش من و از من می خواستی بهت پیاز بدم  اولش می ترسیدم  چشمت رو بسوزونه  ولی یکبار که بهت دادم دیدم با اشتیاق گوشت پیاز رو خالی خالی خوردی و پوست نازکش رو به من پس دادی نمی دونم چطوری می خوردی زبونت نمی سوخت .بعد از اون همیشه مشتری پر وپاقرص پیاز های من موقع آشپزی بودی . تا سه چهار سالگیت خیلی وابسته به عمه بودی آخه بیشتر موقع ها عمه پیشت بود بنده ی خدا خیلی بهش زحمت می دادیم من یه کلاسهائی می رفتم که تجدید روحیه کنم تو اون مدت همیشه عمه می یومد و تونگهداری تو به من کمک می کرد برای همین یه جورای حق مادری به گردنت داره همیشه یاذت باشه که قدردانش باشی .یکی از ارزشمندترین ثروتهائی که تو عزیز دلم توی زندگیت داری وجود همین کسائی هستند که تو را عاشقانه دوست دارند عمه خاله ها آقاجون پدرجان ومامان زهره وقتی بزرگ بشی متوجه منظورم میشی که چه چیزهای ارزشمندی تو زندگیت داری عزیز دلم.وقتی کوچولو بودی عمه اینقدر دوستت داشت که اگه کسی بهت حرف می زد می خواست بکشدش !!!یادت می یاد با پاهات تلفن بازی می کرد!

من رفته بودم یک سری از کتابهای آموزشی مفاهیم علوم وریاضی برات گرفته بودم  که توش اشکال ریاضی و شمارش اعداد و رنگها رو و... یاد میداد البته مخصوص بچه های چهار پنج ساله بود  اینقدر اشتیاق داشتی دائم اون کتابها دستت بود و همون طور که نگاهشون می کردی عقب عقب می یومدی تالاپ می شستی توی بغلم و ازم می خواستی بهت یاد بدم  وقتی یک سال ونیمت بود چشم و دهن که هیچ همه ی شکل های هندسی حتی بیضی رو هم بلد بودی ولی نمی تونستی تلفظ کنی  ولی با دست نشون می دادی  یه کتاب داشتی که در مورد حیوانات بود وقتی ازت می پرسیدیم صدای اسب چه جوریه اینقدر قشنگ می گفتی هیهیهیههی که دل همه برات ضعف میرفت هنوز صدات تو گوشمه وقتی ازت می پرسیدیم خرگوش چی میگه می گفتی  مانچ مانچ مانچ  الهی مامان فدات شه.یه مدت هم عمه اومد پیشمون موند خیلی بهمون خوش گذشت.

حدود یکسال جنوب بودیم تا اینکه  بحث ریزگردها شروع شد اونموقع تهران این مشکلات نبود فقط استان خوزستان بود تو خیلی داشتی اذیت می شدی دکتر گفته بود اگه تو این هوا بمونه  خدای نکرده آسم میشه  ما هم تصمیم به این گرفتیم که هر چه سریع تر به تهران برگردیم  وهرطور شده تنهائی  وجدائی رو تحمل کنیم .

وقتی به تهران برگشتیم تو دوساله بودی  خیلی روزهای سختی بود تو هم خیلی به بابا عادت کرده بودی  و تحمل دیدن بابا فقط اخر هفته ها خیلی برات سخت بود ولی چاره ای نبود باید بین سلامتیت و دلتنگی یکی رو انتخاب می کردیم و مسلما سلامتیت خیلی مهم تر بود .توی همین سن بود که دائم سر کشوی لباسهات می رفتی ودائم اونهارو بهم می ریختی وبعضی هاشون رو رو هم روهم  می پوشیدی عاشقانه لباس هاتو دوست داشتی حتی بیشتر از عروسکهات لباسهای مهمونیت رو شبها موقع خواب زیر بالشت می ذاشتی و می خوابیدی  بعد از اینکه خوابت می برد من اونها رو یکی یکی چروک شده از زیر بالشت در می اوردم وتوی کمد آویزون می کردم هیچ وقت نفهمیدم چرا اینقدر عاشق لباسهات بودی .پانیذ قشنگم تو توی اون سن همه ی علامتهای تجاری بانکها ولوازم الکترونیکی و...را می شناختی مثل سامسونگ  ال جی وبانک تجارت وغیره ...و رنگها رو به خوبی بلد بودی  وتشخیص می دادی تعدادزیادی هم کلمه انگلیسی یاد گرفته بودی  .تو دائم سر کابینت ها می رفتی و همه جا رو بهم می ریختی  منم مجبور شدم در جاهائی رو که برات خطرناک بود با کش ببندم !

عید 87 که دوسال و نیمه بودی رفتیم همگی مسافرت یزد با خاله حمیده اینها و خاله سعیده اینها خیلی خوش گذشت از بازار یزد بابائی برات النگو با عیار بالا خرید منم  ترمه ی جاهازیه ات رو خریدم  گذاشتم کنار!!! حیلی خوش گذشت ولی هوا خیلی گرم بود فکر نمی کردیم یزد تو عید اینقدر گرم بشه !

تابستون 87 سه ساله شدی  یه دختر شاد وشیطون و کنجکاو مثل همیشه !!

 

 

 

 

[ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391 ] [ 12:26 ] [ مژگان ]

فصل سوم  (وقتی یک نوزاد کوچولو بودی)

پانیذ جونم وقتی بدنیا اومدی حدود52 سانت قد داشتی  و3.200 هم وزنت بود شب  روز اول که از بیمارستان به خونه اومدیم همه خونه ی ما بودن خاله سعیده تولد سروش رو خونه ی ما گرفته بود و پدرجان ومامان زهره وخاله حمیده اینها هم از اصفهان اومده بودند اون شب خیلی خوش گذشت تو هم واسه خودت خوشحال توی بغل من نشسته بودی وفامیل شناسائی می کردی پدر جان می گفت :این ببه(baby) خیلی ناقلاست پس فردا هوشش براتون دردسر میشه !تو هم خوشحال اینگار نه اینگار که یه نوزاد یک روزه باشی واسه خودت گردن می گرفتی و همه جا رو دید میزدی .اون شب پدرجان به رسم قدیمی توی گوشت اذان واقامه خوندن و برات کلی دعا کردن وآیه الکرسی خوندن تا انشالله توزندگی خوشبخت و موفق بشی .

خاله حمیده تا ده روز پیش من موند بنده خدا رعنا وریحانه این ده روز تنها بودن خاله حمیده پیشم موند تا از من وتو مراقبت کنه ونگهداری از تو رو بهم یادبده .خوشبختانه روزهای اول خیلی نی نی اروم وخوبی بودی ولی وقتی زیر پاهات کثیف می شد زمین و زمون رو به هم می ریختی !!

مثل همه ی کارهاتکه از بقیه بچه ها جلوتر بود گیره ی نافت هم زود افتاد وبعد سه چهارروز ما می خواستم تورو برای اولین بار حمام کنیم خاله سعیده هم اومد وهمه رو فیلم گرفت با خاله حمیده رفتیم توی حمام و خاله تو را خوب شست ومن فقط نگاه کردم و بدین ترتیب شما اولین حمام زندگیت رو توی خونه ی خودت رفتی !!

دفعه بعد من خودم حمامت کردم ولی خاله حمیده بالای سرم ایستاد وبعد از اون دیگه تنهائی حمامت می کردم ولی خیلی ترسناک بود اخه توی حمام مثل ماهی سر بودی!!!!

عزیزم تو خیلی نوزاد کم خوراکی بودی یه ذره شیر می خوردی و خوابت می برد منم  اروم اروم چونه و  فکت رو نوازش می دادم تا خستگیش در بره وبیدار بشی دوباره شیر بخوری .اخه دلم می خواست تند تند شیر بخوری بزرگ بشی  شبها هم همین طور بود تا دوتا مک میزدی خوابت می برد.ولی تو نسبت به بچه های دیگه خیلی زود ساعت خوابت تنظیم شد وبیشتر شب رو می خوابیدی و نزدیک اذان صبح بیدار میشدی بعضی موقع ها اینقدر خوابالو بودی که من می ترسیدم بدنت بی غذا بمونه خودم بیدارت می کردم بهت شیر می دادم !!!الحمدلله خیلی خوب رشد می کردی ووزن می گرفتی مثل بچه های دیگه هم اصلا زرد نشدی  ولی یک ناقلائی بودی هر کاری کردم گولت بزنم که پستونک بخوری نخوردی اخه می گفتند برای قوی شدن فک خیلی خوبه ولی توی کلکو نمی دونم از کجا می فهمیدی تا پستونک میگذاشتم دهنت با زبونت می دادیش بیرون !!!!

خلاصه روزها به همین منوال گذشت تا اینکه حدود دو ماهه که شدی دل دردات شروع شد مدام گریه می کردی و من دائم عرق نعنا و جوشونده می خوردم تا شیرم باد نداشته باشه ولی هیچ فایده ای نداشت ولی خوشبختانه رشدت خوب بود تا چهار ماه ما همین گرفتاری رو داشتیم تا اینکه خاله سعیده از عطاری زیر پل چوبی که خیلی معروف بود یه نسخه برات گرفت که شامل پانزده تا گیاه مختلف بود که با هم مخلوط شده بود خاله سعیده اونها رو طبق دستور نسخه اماده کرد و روزی سه بار من یه قاشق چایخوری از اون معجون بهت میدادم اون عصاره رو که خوردی روز به روز بهتر شدی و دیگه اونطور گریه نمی کردی و شبها راحتتر می خوابیدی خدا خیر خاله بده نمی دونی نه خودمون نه همسایه هامون از دست گریه هات شب وروز نداشتن!

حالا دیگه وضع بهتر شده بود دوباره می تونستم مثل قبل برات کتاب بخونم و باهات حرف بزنم وقتی برات کتاب می خوندم  اون چشمهای کنجکاو درشت وخوشگلت رومی دوختی به عکسهای کتاب و همچین با اشتیاق گوش میدادی که دلم نمی یومد زمین بزارمت .یکی از بهترین لحظاتی که ما با هم داشتیم موقعهائی بود که من ماساژت می دادم هر روز جلوی نور آفتاب که از پنجره هال توی خونه می تابید لختت می کردم و با روغن ماساژت می دادم اینقدر احساس آرامش می کردی که صدات در نمی یومد بعدش هم وقتی مراسم ماساژ تموم می شد حسابی گرسنه می شدی ویه دل درست شیر می خوردی !آخی نوش جونت مامان جونم .غیر از اون  دوبار دیگه هم ماساژت می دادم صبحها و شبها ولی نه دیگه زیر پنجره ونور ولی خیلی دوست داشتی  وکیف می کردی ناقلای مامان !

یه چیز جالب دیگه که تو با بچه های دیگه فرق داشتی این بود موقعی که خوابت می یومد همون آهنگی رو که دوران بارداری  برات میذاشتم  باید میذاشتم تا گوش کنی و اروم اروم خوابت ببره وقتی هم بیدار میشدی پاهات رو میبردی بالا و محکم میکوبیدی به خوشخوابت تا ما از صداش بفهمیم بیدار شدی بعد با دو تا چشم سیاه درشت چشم می دوختی به در اتاقت ببینی مامانی کی می یاد تا من می دیدی از ذوق جیغ میزدی و می خندیدی.قربونت برم الهی  .

مامانی.یه کتب خریده بودم به اسم "همه کودکان باهوشند اگر" که توی اون مراحل رشد بدنی و هوشی بچه ها رو ماه به ماه توضیح داده بود و مادر ها رو راهنمائی میکرد که توی هر مرحله چه بازیهائی با بچه هاشون بکنند ولی تو همیشه خیلی جلوتر از حد سنی خودت بودی و من باید بازی های مخصوص بجه های بزرگتر رو باها ت می کردم خیلی به هر دوتامون خوش می گذشت.نه ماهه که شده بودی حسابی تپل و خوشگل شده بودی بردیمت آتلیه عکاسی وازت چندتا عکس گرفتیم توی راه برگشت یکی از فامیل ها رو دیدیم که تا حالا تورو ندیده بود وهمون لحظه شیشه میز که پشت ماشین بود بدون هیچ دلیلی تق صدا داد و شکست آقاجون وعمه خیلی ناراحت بودند و یه صحبتهائی در مورد چشم شوری واینها می زدند ولی من عقیده نداشتم تا اینکه نمی دونم از کجا (چون من خیلی روی تمیزی تو حساس بودم )عفونت روده گرفتی .خیلی روزهای سختی بود و تواینقدر ضعیف شده بودی که حتی جون نداشتی چشمهات باز نگه داری  فقط اشک میریختم ودعا می کردم  دکتر گفته بود که دورش بیست روز تا یک ماه طول می کشه تو هم بعد از بیست روز اروم اروم بهتر شدی اون روزها یکی از سخترین روزهای زندگی برای هر سه تائیمون بود.حالا دیگه ده ماهه شده بودی و اشتیاق زیادی برای راه رفتن از خودت نشون می دادی و کنجکاو تر از همیشه می خواستی از همه چیز سر در بیاری برای تولد یک سالگیت یه مهمونی مفصل گرفتیم و همه فامیل رو دعوت کردیم  منم  پیتزا وپاستا و ساندویچ کوکو وخوراک بندری بعلاوه دو مدل سالاد درست کرده بودم کیکت هم به شکل یه کلبه بود اون روز خیلی خوش گذشت .بابا برات یه سرویس طلای دخترونه خریده بود و من یک جفت گوشواره . توی روز تولدت راحت راه می رفتی وبدوبدو می کردی و نانای نانای می کردی خلاصه دختر نازنین من یک ساله شد.

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 12:40 ] [ مژگان ]
پنجاه راه ساده برای داشتن کودکی باهوش‌تر

متخصصین کودکان متعقدند که اولین سالهای زندگی کودک اولین سالهای یادگیری است.
شما برای تحریک کودک یا نوزاد نوپای تان نیازی به موزیک کلاسیک، نوارهای زبان، یا کارتهای رنگی براق ندارید. بهترین وسیله یادگیری خود شما هستید. حرف بزنید، آواز بخوانید، کتاب بخوانید، و با همدیگر بخندید.
این همه آن چیزی است که بهتر است هرروز انجام دهید. اما بعضی وقتها فکرکردن به راه های جدید برای تشویق و تحریک کوچولویتان سخت است به خصوص بعد از یک بیدار خوابی شبانه برای آرام کردن گریه اش این کار را سخت‌تر نیز می‌کند.
اما پنجاه راه علمی، سرگرم کننده و با کارآمد ما الهام بخش شما خواهد بود.
۱) تماس چشمی داشته باشید:
از کوتاه ترین لحظات وقتی که چشمهای نوزاد شما باز است استفاده کنید، مستقیم به آنها نگاه کنید. نوزتدان چهره ها را خیلی زود تشخیص می دهند و چهره شما مهمتر از همه است. هر وقت که او به شما خیره شد در واقع در حال ساخت حافظه‌اش است.
۲) وراجی نکنید:
اگرپشت سر هم حرف بزنید ممکن است نگاهی بی روح نسیب شما شود اما اگربرای مدت کوتاهی ساکت بمانید زمانی که نوزاد شما سعی در حرف زدن دارد متوجه خواهید شد که اوخیلی زود آهنگ گفتار شمارامی فهمد وجای خالی مکالمه تان را پرمی کند.
۳) اگر ممکن است از شیر خودتان به او دهید:
و تاجایی که می توانید آن راطولانی کنید. برطبق تحقیقات کودکانی که ازشیرمادرتغذیه می کنند آی کیوی بالاتری دارند. بعلاوه زمان پرستاری ازنوزادتان بهترین وقت برای پیوند با اوست آن هم وقتی که برای او آواز می خوانید، حرف می زنید یا زمانی که به آرامی موهای نرم دلبندتان را نوازش می کنید.
۴) برای اوزبان درازی کنید:
مطالعات نشان داده است که نوزادان دو سه روزه می توانند حرکات مربوط به صورت را تقلید کنند. این نشان می دهد که آنها خیلی زود موفق به حل مسائل می شوند.
۵) اجازه دهید خود را در آیینه ببیند:
آیا تا به حال دیده اید که به آیینه خیره شود؟ درابتدا ممکن است، فکرکند که کودک زیبای دیگری را تماشا می کند. اما اودوست دارد بچه دیگری بسازد ودستهایش را تکان دهد وبخندد.
۶) شصت پایش را قلقلک دهید:
در واقع همه پایش را قلقلک دهید یا به آرامی لمس کنید. خنده اولین مرحله برای رشد حس بزله گویی وسرگرم کننده بودن اوست.
۷) تفاوت یا نابرابری خلق کنید:
دوتا عکس را به فاصله هشت تا دوازده اینچی از صورت او نگه دارید. آنها بایستی شبیه بهم باشند، اما یک تفاوت کوچک بینشان باشد، مثلا دریکی درخت وجد داشته باشد ودر عکس دیگردرختی نباشد. حتی نوزاد جلو وعقب می رود وبه آن نگاه خواهد کرد.اومتوجه تمایز آنهامی شود.این کار اورابرای مرحله شناسایی حروف وبعد کتاب خواندن آماده می کند.
۸) اورانیزدرآنچه که می بینید سهیم کنید:
گاهی کودک خود را برای پیاده روی ببرید. آنچه را که می بینید برای او تعریف کنید. مثلا بگویید"آن یک سگ کوچولو، یا درختهای بزرگ را ببین" جمله های کامل برایش بگویید واین فرصت رابدهید که شانس ساخت جملات وکلمات بی حدی را داشته باشد.
۹) کودکانه با او حرف بزنید:
کودک به گفتار و صدای احمقانه شما، آهنگ مناسب می‌دهد و آن را با زبان کودکانه خود تنظیم می کند.
۱۰) ترانه‌ای بخوانید:
تا آنجایی که می توانید ترانه های آهنگین یاد بگیرید، یا اشعار خود یا گفتارتان را آهنگین کنید. مثلاً وقتی می خواهید کهنه دلبندتان را عوض کنید، کاری که آنجام می دهید را برایش آهنگین تعریف کنید" کهنه اش وعوض کنم....."بعضی از محققین می گویند، یادگیری ریتم و موزیک به یادگیری بهتر ریاضیات کمک می کند.
۱۱) از زمان تعویض لباس و کهنه اش بهره جویید:
زمانی که کهنه اش را تعویض می کنید، بخش هایی از بدنش را به او یاد بدهید یا درزمان تعویض لباس هایش ترتیب لباس پوشیدن را برایش تعریف کنید تا برای دفعه بعد از شما پیشدستی کند، مثلا بپرسید حالا نوبت چی بپوشیم؟
۱۲) برایش زمین بازی شوید:
روی کف اتاق دراز بکشید واجازه دهید از شما بالا برود یا روی شما بخزد، چهاردست و پا برود. این ازخیلی سالنهای بازی ارزانتر است در ضمن شما به او در پیشرفت هماهنگی اعضای بدنش و حل ماهرانه مسائل کمک می کنید.
۱۳) با هم به خرید بروید:
وقتی که ازرقصیدن وآواز خواندن خسته شدید ونیازبه یک وقفه دراین کارها داشتید با هم به خرید بروید، رنگها، چهره ها، صداها، بهترین سرگرمی را برای کودک شما فراهم می کند.
۱۴) عملکرد خیلی چیزها را به او نشان بدهید:
وقتی اعلام می کنید "الان می خوام لامپ را روشن کنم" قبل از اینکه کلید برق را بزنید به او علت واثرش را توضیح دهید.
۱۵) او را شگفت زده کنید:
گاهی اوقات به آرامی روی صورت ، دستها، شکمش، فوت کنید . این کار او را خوشحال می کند. به آرامی برای اوسوت بزنید وبه عکس العمل وپیش دستی کردنش نگاه کنید!
۱۶) قاپیدن پارچه ها:
اگرفرزندتان، کشیدن پارچه های روی میز واجسام دیگر را دوست دارد، به او اجازه دهید این کار را انجام دهد. شما سرگرمی های حساسی دارید که او می تواند به راحتی آنها را مچاله کند واز اوطو بیاندازد. اسباب بازی های کوچک را زیر پارچه ها مخفی کنید وبا پیدا کردنش اورا هیجان زده کنید.
۱۷) کتاب بخوانید:
دوباره ودوباره کتاب را بخوانید. دانشمندان فهمیده اند که کودکان حدود هشت ماه وبالا تر می توانند ترتیب لغات را در داستان تشخیص دهند وآنها را یاد بگیرند.بخصوص وقتی که دو یا سه بار خوانده شود، دانشمندان معتقد ند که چند بار خواندن یک داستان به یادگیری زبان به آنها کمک می کند.
۱۸) با او دالی بازی کنید:
مخفی شوید یا جستجوی مضحکی را برای آنکه اوبیشتر بخندد انجام دهید، کودک شما یاد می گیرد که بعضی اشیائ وموضوعات ناپدید می شوند وناگهان ظاهر می شوند.
۱۹) حس لامسه اش را تحریک کنید:
پارچه هایی را با بافت های مختلف چون ابریشمی، پشمی، لنین تهیه کنید وآنها را به آرامی روی گونه ها، پا ها وشکمش حرکت دهید وبرایش هر حسی از لمس این پارچه ها را توضیح دهید.
۲۰) فراموش نکنید به او فرصت استراحت بدهید:
هرروز چند دقیقه ای را با فرزندتان روی زمین بنشینید، بدون اینکه موزیکی پخش شود با هم به آرامی نفس بکشید یا با او حقه بازی کنید. مثلا در بازی به او حقه بزنید، اجازه دهید حقه شما را کشف کند وتوجه داشته باشید که چه وقتی متوجه این حقه می شود.
۲۱) آلبوم خانوادگی بسازید:
آلبومی که شامل عکسهایی از خویشان نزدیک ودور باشد. اورا دربین عکسهای درون خانه بچرخانید این حافظه کودک شمارا می سازد، مثلا وقتی مادربزرگ تلفن می کند همانطور که صدای مادربزرگ را گوش می دهد عکس مادربزرگ را نیز به او نشان بدهید.
۲۲) اجازه دهید با غذایش بازی کند:
وقتی برای غذا خوردن آماده است، همراه غذا خوردنش اجازه دهید اجزای غذایش را لمس کند. بخصوص وقتی غذا شامل نخود فرنکی پخته، غلات، پستا، یا تکه های بزرگی از طالبی و امثال اینهاست را با انگشتانش بگیرد و احساسش را نسبت به آنها کشف کند.
۲۳) اسباب‌بازی‌هایش را جمع کنید:
حتی اگر اینطور به نظر می رسد که او از تکرار به زمین انداختن اسباب بازی هایش لذت می برد واین کار شما را دیوانه می کند اشکالی ندارد برای او جمع کنید ودوباره به دستش دهید او درحال یادگیری قانون جاذبه است.
حتی می توانید چند کاغذ نم‌دار و مچاله شده یا چند توپ بیس بال به او بدهید ودر پایین صندلی اش یک سطل بگذارید تا برای انداختن آنها هدفمند شود.
۲۴) تمرین بازی سه کارت(یک بازی معروف مکزیکی):
چند ظرف خالی پلاستیکی انتخاب کنید ویکی از اسباب بازی های کوچکش را زیر یکی از ظرف ها مخفی کنید، بعد ظرف ها را حرکت دهید سپس اجازه دهید او ظرفی را که محتوای اسباب بازی است را پیدا کند.
۲۵) میدان بازی شبیه تمرینات نظامی بسازید:
برای تمرین مهارتهای حرکتی می توانید ازابزار ساده ای چون کوسنهای مبل، بالشتها، جعبه ها، واسباب بازی های خودش استفاده کنید. آنها را روی زمین بچینید و به کوچولوی خود نشان دهید که چطور روی آنها یا زیر آنها بخزد یا در اطراف آنها بچرخد.
۲۶) دنبال بازی کنید:
سراسر خانه را چهار دست و پا با سرعت های متفاوت بروید و در مکانی جالب برای یازی بیاستید.
۲۷) حالا از رهبریش پیروی کنید:
همانطور که کودک شما بزرگ می شود بازیهای تازه ای را ابداع می کند و می خواهد بداند که آیا هرکاری که او انجام می دهد شما هم انجام خواهید داد، مثلا صدای احمقانه درآوردن یا چهار دست وپا به عقب رفتن یا بی جهت خندیدن.
۲۸) صورت مضحکی داشته باشید:
لپهایتان را باد کنید واجازه دهید او بینی شمارا لمس کند وقتی این کار را کرد ناگهان پف....... اجازه دهید گوشتان را بکشد وسپس برایش زبان درازی کنید.وقتی به سرتان دست می زندصداهای جالبی دربیاورید وسپس همان کارهارا سه یا چهار مرتبه تکرارکنید، وبعد قانون بازی را تغییر دهید تا برای ادامه آن حدس بزند.
۲۹) کمک کنید مسیرش را تجربه کند:
او را بغل کنید ودرخانه گشتی بزنید دستش را به پنجره سرد بزنید، یا پارچه های نرم به دستش بدهید یا اجازه دهید برگ لطیف بعضی از گیاهان را در دست بگیردیا دیگر اشیائی که ایمن هستند ودرحین سفرخانگی اسم اشیائ را برایش بگویید.
۳۰) داستانهای بلند تعریف کنید:
یکی از داستانهای دلخواهش را انتخاب کنید وبجای اسم شخصیت اصلی نام او را ببرید تا برایش جالبتر شود.
۳۱) کتاب باغ وحش بسازید:
در دیدار بعدی از باغ وحش عکس هایی از حیوانات مورد علاقه اش تهیه کنید و آنها را در کتابش بیاورید وبرای هر کدام اسمی بگذارید وآن کتاب را باهم بخوانید یعنی برایش داستانی تعریف کنید وصدای حیوانات را تشبیه کنید.
۳۲) (بعضی وقتها) اجازه دهید ریاست کند:
هروقت که امکان دارداجازه دهید اوانتخابی بین دوآیتم داشته باشد مثلا بین دورنگ نوشیدنی دروقت غذا، اومی فهمد که تصمیمش محترم است ودر این حین تمرینی درباره رنگها داشته باشید.
۳۳) او را در مرکز توجه قراردهید:
فیلمهای قدیمی خانگی را باهم تماشا کنید مثل فیلمهایی از اولین حمامش یابازی با پدربزرگ و نیز داستانش را تعریف کنید این به ساخت زبان وحافظه اش کمک می کند.
۳۴) همه چیز را بشمرید:
مثلا تعداد بلوک هایی که می تواند روی هم قراردهد یا تعدادپله های خانه تان، یا انگشتهای دست وپایش را بشمرید. عادت کنید باصدای بلند بشمرید زیرا اوخیلی زود در شمردن به شما ملحق می شود.
۳۵) بهترین زمان فهمیدن وقت داستان تعریف کردن است:
به جزئیات ریزدر تصویرها اشاره کنید ودرباره آنها ازاو سوال بپرسیدمثلا چرا فکر می کنی اونمی تواند تخم مرغ بخورد؟ وامثال این سوالات که می توانید ردداستانها پیدا کنید.
۳۶) تلوزیون را خاموش کنید:
مغز کودک شما احتیاج دارد یکی یکی مسائل را حل و فصل کند.
۳۷) چشم اندازش را تغییر دهید:
صندلی بلند کودکتان را به طرف دیگر میز ببرید، با این کار حافظه کودک را نسبت به چیدمان غذاها روی میز تغییر می دهید.
۳۸) کوچولوی من بچرخ و برقص:
به اویاد بدهید مثل یک مرغ مضحک بچرخد و قدقد کند یا مثل یک رقاصه باله برقصد.
۳۹) بازی حافظه با سری از عکس ها:
تصاویری از چهره های افراد مهم درزندگی کودک تهیه کنید واز هرکدام دوتا داشته باشید. عکس ها را به پشت روی زمین بچینیدوبعد اجازه دهید کودک دوتا عکس مشابه را پیدا کند. همانطور که اوبزرگتر می شود دربازی حافظه تغییراتی ایجاد کنید.
۴۰) در باران بازی کنید:
توی چاله های کوچک پرآب بپرید، روی علفهای خیس با هم بنشینید، این کارها جالب هستند، اگرچه کثیف و شلخته می شوید ولی در این راه او فرق بین خشکی و رطوبت را می فهمد.
۴۱) حشرات(جوجوها) را شکار کنید:
تصویر حشرات بی ضرر مثل کفش دوزک، جیرجیرک، یا پروانه‌ها را در کتاب‌ها و مجلات نگاه کنید و سپس به پارک بروید و چند تایی از آنها را پیدا کنید.
۴۲) با او شوخی کنید:
عکس یکی ازنزدیکان را به اونشان دهید و مثلاً بگویید"مامانی عمو را صدا کن"سپس بگویید "خیلی احمقی شدی ها" و برای اینکه حس بزله گویی وشوخی کردن را در او بپرورانید به حرفهایتان بخندید.
۴۳) لباس بپوشید:
اجازه دهید با بعضی پیراهن های قدیمی پدر بازی کند. کلاه های زمستانی قدیمی، روسری وشال یا دستکشها را بیرون بیاورید.سپس آنهارا بپوشید و خود را درآن موقعیت وانمود کنید وببینید حافظه اش شما را درکجا وچه موقعیتی تصور می کند.
۴۴) درباره حجم و اندازه ها با او حرف بزنید:
چند فنجان وظرف قدیمی پلاستیکی با اندازه های مختلف تهیه کنید واجازه دهید کودکتان با یکی درون یکی دیگر آب بریزد، البته بهتر است درزمان حمام کردنش باشد. بعضی وقتها میزان آبی که می ریزد نسبت به ظرفش کم و زیاد می شود با او درباره حجم واندازه ظرفهایی که در داست دارد صحبت کنید که کدام یک بزرگتر وکدام یک کوچکتراست.
۴۵) عینک رنگی بزنید:
وقتی با هم به پیاده روی یا ماشین سواری می روید، عینک رنگی بردارید وازاو رنگش را بپرسید واجازه دهید که اوبرای شما یک رنگ انتخاب کند.
۴۶) از آنها در کارهایتان کمک بگیرید:
بچه های کوچک می تواننددر جمع کردن لباس های تیره و روشن به شما کمک کنند، حتی ممکن است قادر باشند لباسهای خود را دربین آنها جمع کنند.
۴۷) کتابخانه رفتن را برای او جالب کنید:
با خیمه شب بازی او را به کتابخانه رفتن ترغیب کنید.
۴۸) برای او نشانه هایی بگذارید:
هرهفته را به یکی ازحروف الفبا اختصاص دهید. برای مثال کتابهایی که با حرف الف شروع می شوند یا غذاهایی که با حرف الف آغاز می شوند یا میان وعده هایش را به شکل آن حرف تهیه کنید ودرآخر درمسیر پیاده روی اش حرف مورد نظر را با گچ سفید بنویسید.
۴۹) دوباره بازی کن کوچولوی من:
جعبه قدیمی اسباب بازی های پرسرو صدایش(مثل جغجغه) را بیرون بیاورید. اوبا راه های جدیدی که برای بازی با آنها پیدا می کند شما را سرگرم خواهد کرد.
۵۰) درباره احساسات روزانه اش با او حرف بزنید:
وقت خوابیدن بااودر رختخوابش دراز بکشید و درباره مسائلی که درروز باعث خوشحالی، عصبانیتش، ناراحتیش یا باعث غرور او شده است سوال کنید.
شما کمک می کنید او کارهای یک روز را دوباره تعریف کند وزمان گذشته افعال را یاد بگیرد و در ضمن به احساساتش نام می دهید. این کارباعث پیشگیری از افسردگی می شود.


مرکز خدمات مشاوره‌ای صنعت نفت


برچسب‌ها: کودک نابغه, تیزهوش, پرورش کودک نابغه
[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 10:41 ] [ مژگان ]
مفاهیم نمادها و رنگها در نقاشی کودکان


روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقیق کرده اند که یکی از مهمترین آنها تجزیه و تحلیل نقاشی های کودکان است. نقاشی، کودک را در مراحلی که حواث اطراف خود را دسته بندی و عرضه می کند و روند تکامل یافته ای را از زمان خط خطی کردن ساده تا زمانی که خطوط معنی دار و مبتنی بر قوانین پرسپکتیو و شالوده منطقی را رسم می کند می توان چیزی شبیه خواب و رویا معنی کرد. نقاشی مانند خواب و رویا به کودک فرصت می دهد اطلاعات و اعمالی را که از دنیای بیرون کسب می کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظیم کند.

در نقاشی همانند خواب و رویا کودک خود را از ممنوعیت ها رها کرده در حالی ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفیات و مشکلات و دلهوره هایش صحبت می کند. به همین دلیل اگر آموزش نقاشی را بر پایه تصحیح نقاشی قرار دهیم در آن به کودکان از سنین پایین کمترین کپی و تقلید کردن از مدل را بیاموزیم مرتکب اشتباه شده ایم. در نقاشی کودک خطی که بر تصویر صورت برادر کشیده است یا حذف شدن، به کارگیری رنگ خاص، از میان بردن یا بیش از حد بزرگ جلوه دادن بعضی حوادث، همگی حکایت از نشانه ها و علائمی می کند که دارای معانی روشن هستند و بزرگسالان با کمی شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبیر آن می شود.


کودک یک ساله مداد را در دست می گیرد ولی به سهولت نمی تواند روی کاغذ خط بکشد.مداد را روی کاغذ می کوبد و سرانجام کاغذ را پاره می کند). کرانی و مارتین می گویند: « توانایی ترسیم خطهای افقی قبل از خطهای عمودی ظاهر می شود (

-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشیدن خط می شود.
- در 2 سالگی خطهای دایره ای یا زاویه دار ظاهر می شود.
- در 2 سال و نیمی به علت افزایش قدرت عضلات، وقتی خطی را رسم می کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعیین شده خارج نشود.
- در 3 سالگی فقط لذت بردن از حرکت یا فشار مداد روی کاغذ نیست، بلکه مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربه های زندگی کوتاه است را بیان کند. در 3 سالگی خطهای عمودی را بیشتر از افقی رسم می کند. خط عمودی بیانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان می دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگی شروع به کشیدن اشکالی شبیه خانه یا خورشید می کند.
- در 4 سالگی خط نگاری های او جمع می شود و حتی برای بزرگسالان نیز معنا پیدا می کند.
- در 5 تا 6 سالگی امکان دستیابی کودک به درک حروف الفبا یا نوشتن که بیشتر از رسم و نقاشی جنبه آموزشی دارد، فراهم می شود.
رنگها:
بین نقش رنگ و زندگی عاطفی کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملی او یک حالت متوازی است.
- 3 تا 6 سالگی کودک بیشتر تحت تأثیر فشارهای درونی است، بنابراین علاقه وافری به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهری می داند ولی به تدریج که سن او بالا می رود از وابستگی اش به رنگ کم می شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزونی می یابد.
- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ های زنده تر را به کار می برد. در کودکستان کودکان ترجیح می دهند رنگ های گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکانی که در خانه تحت نظارت شدید هستند رنگ های سرد را انتخاب می کنند که علت اصلی به مشکلات عاطفی و روانی مربوط می شود.
- فقدان رنگ در تمام یا قسمتی از نقاشی نشانگر خلاء عاطفی و گاهی دلیل بر گرایش های ضد اجتماعی است.
- کودکان سازگار در نقاشی هایشان به طور متوسط از 5 رنگ مختلف استفاده می کنند.
- کودکان گوشه گیر یا آنها که ارتباط با دنیای خارج را دوست ندارن از یک یا دو رنگ بیشتر استفاده نمی کنند.
- علاقه واقعی کودک به رنگ زمانی شروع می شود که او سعی در کشیدن شکلهایی می کند. این مرحله تا 7 یا 8 سالگی به درازا می کشد. کودک برای استاده از رنگ ها فقط تحت تأثیر احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم می خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش می آید.کودک در حین بزرگ شدن به تدریج ارتبازط میان اشیا و رنگ حقیقی آنها را درک می کند، ولی بدو امر این موضوع فقط در مورد چیزهایی است که برایش ارزش عاطفی دارند؛ مثلا اگر مادرش موهای بور داشته باشد هر زنی را که می کشد موهایش را بور می کند زیرا این رنگ برایش انباشته از نیروی عاطفی است.
نماد رنگها:
رنگ ها تحت تأثیر عوامل جسمی و روانی و در فرهنگ های مختلف دارای معانی خاصی است. در قبایل موزامبیک رنگ سیاه رنگ خوشی و شادی و قرمز تقریباً در همه جا معنای قدرت را القا می کند, زیرا با خون که به معنای زندگی است هم رنگ است.
در مذهب اهالی تبت و مردم مسیحی نماد عفت و پاکی زنانه، رنگ آبی است که نشانه صلح نیز هست. در کابوکی ژاپن رنگ قرمز نشانگر شیطان و ابلیس، رنگ سفید و طلایی مخصوص رهبانیت الهی است. رنگ زرد نشان دهنده شادمانی است، رنگ آبی نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسی است.
از نظر روانی 2 گروه رنگ های گرم ( قرمز، زرد و نارنجی ) و رنگ های سرد ( سبز، آبی و بنفش ) با هم تفاوت عمیق دارند. رنگ های گرم تحریک کننده، سبب فعالیت و جنب و جوش، الهام دهنده روشنی و شادی زندگی و مولد حرکت هستند. در حالی که رنگ های سرد حالت های انفعالی، سکون، بی حرکتی و تلقین کننده غم و اندوه هستند. رنگ های خنثی ( خاکستری ) مبین درونگری، استدلال، خودمختاری و حمله وری و تمایل به آغشته سازی است.
رنگهای سرخ در ابتدا مورد توجه کودکان خردسال است. بعد ها مبین فعالیت های غیر دوستانه و پرخاشخویی می شود.
آنها که قواعد و قوانین را به درستی قبول ندارند ولی می کوشند تا خود را با آن منطبق کنند و دیگر آنها که از نظر رشد و تکامل به مرحله درک قوانین و قواعد اجتماعی رسیده اند و می کوشند در عمل آنها را به کار برند, از آبی استفاده می کنند.
رنگ سیاه منع، ترس، تشویق، وسواس و اضطراب است. رنگ نارنجی آرامش و خوشی را به یاد می آورد.
رنگ سبز گویای عکس العمل علیه نظام های خشک و طاقت فرساست. رنگ بنفش تمایلات درهم و برهم و نامتجانس را نشان می دهد.


موضوع نقاشی و شخصیت کودک:
کودک با تمام وجود و شخصیت ذهنی و عاطفی خود نقاشی می کند. موضوعاتی که در نقاشی کودکان دیده می شود آدم، خانه، درخت، خورشید، ماه، حیوانات و خانواده است.


شکل آدم:
هنگامی که کودک شکل آدمی را می کشد پیش از هر چیز شکل خود یا درکی که از بدن و تمایلات دارد را بیان می کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه ای خیلی کوچک یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد به معنای آن است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر می داند. اگر این کم بها دادن به خود در چند نقاشی کودک ادامه پیدا کرده باشد نشانگر خجالتی بودن اوست که ممکن است تا حد تمایل به ناپدید شدن نیز پیش برود. در نقاشی فقدان دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنیت است.
کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می دانند آدمک هایی با اندازه بزرگ رسم می کنند. این نوع نقاشی مخصوص کودکانی است که اختلال عاطفی دارند یا به طور معمول کودکانی هستند زودرنج و حساس که همیشه فکر می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.


خانه:
خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانواده است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد.
- زندگی سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهای بزرگ، پنجره و دودکش بخاری را می کشد، خانه خانه با حالت دلباز عرضه می شود.
- خانه بدون در ورودی در 5 تا 8 سالگی نشانه خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید به مادر، بعد از 8 سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی و تنهایی کودک در نوجوانی نشانگر شرم و حیای زیاده از حد و داشتن احساسات رقیق است. هنگامی که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسیم می شود و اغلب دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و در دیگر نشانه زندگی تحمیل شده به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهی مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهای خانوادگی و ناسازگار و از هم پاشیده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محیط محدود خانواده و بالاخره از خود بیرون آمدن است.
- جاده به صورت پیچ وخم مبین مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران است. خیابان های باز و عریض شادی و صداقت را نشان می دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهای عاطفی را القا می کند.
- افراد پویا و خیالپرور بیشتر به ترسیم امواج دریا یا پرندگان می پردازد.
درخت:
برای تحلیل نقاشی درخت باید 3 قسمت آن مشخص شود: ریشه، تنه و شاخه ها و برگ ها.
ریشه درخت در زمین فرو رفته و درخت را تغذیه می کند نماد نا خداگاه نشانه های درونی است.
تنه بیانگر مشخصات دائمی و عمیق پایدار شخصیت است. شاخه ها و برگ ها بیانگر طریق ارتباطی کودک با دنیای خارج است.
بچه ها در سنین پیش دبستانی تنه درخت را بلند ترسیم می کنند ولی پس از این سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگی فکری یا بیماری عصبی یا آرزوی بازگشت به دنیای دوران کودکی پیش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشیده شود نشانگر جاه طلبی و بلند پروازی کودک است. تنه درخت اگر کج کشیده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر ثبات فکری کودک است . برگهای زیاد و درهم بیانگر شخصیت در خود فرو رفته کودکی است که آمادگی تغییر و تحول ندارد.
درختی که شاخه های آن به هر سویی کشیده شده اند ( درختی که شاخه های فراوان دارد ) نمایانگر حساسیت شدید کودکی است که مسائل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است و در عین حال به راحتی می تواند خود را با محیط سازگار کند.


خورشید و ماه:
تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر برخی نماد پدر مطلوب است.
خورشید به طور کامل در حال درخشیدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشید پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشید به رنگ قرمز تند یا سیاه نشانگر ترس کودک از پدر است که مضطرب کننده است.
طرز کشیدن به حال و حوصله لحظه ای کودک نیز بستگی دارد. باید پی در پی در نقاشی هایش باشد تا بتوانیم درباره او قضاوت کنیم.
ماه بیشتر نشانگر نیستی است زیرا او زمانی که خورشید یعنی نماد زندگی ناپدید می شود ظهور می کند. بسیاری از کودکان ماه را در نقاشی هایی که از قبر و قبرستان می کنند به کار می گیرند.


مراحل تکاملی چهره نگاری:
در ابتدا اشیا از نظر کودکف فقط خانه و آدمک است. در 3 تا 4 سالگی کودک سعی می کندتصویر شخص یا اشخاص را بکشد.این تصاویر شامل یک دایره بجای سر،و در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاها است. علت ساده بودن نقاشی در این سنین ناشی از عدم شناخت تکنیک نقاشی نیست، بلکه این درست همان تصویری است که کودک از بدن در ذهن دارد.کودک در سالهای اول زندگیش هنگام کشیدن آدمک بدن را فراموش می‌کند، زیرا به نظر او وظیفه و عمل بدن مهم نیست.بعد از این مرحله کم کم در داخل دایره، دو چشم بزرگ نمایان می شود. مرحله بعدی گوشهاست که خیلی بزرگ هستند.
در 6 سالگی تصویر کودک از بدن خود در مغزش کاملتر است و دارای 2 دست و گردن است که در انتهای بازو قرار گرفته اند. بلندی آدمک معمولاً 4 برابر پهنای آن رسم می شود. 10 سال طول می‌کشد تا کودک بتواند تصویر کاملی با تمام اعضا و حرکات بدن رسم کند. به گفته گودینف، اصولاً نقاشی آدمک نشانگر پختگی فکری کودکان است.
فرهاد بلاش/ روزنامه جام جم /
نقاشی کودک بیانگر شخصیت درونی آیا تا به حال به نقاشی یک کودک نگاه کرده و از باز تاب اندیشه و احساس این هنرمند خردسال شگفت زده شده اید؟ آیا تا به حال با خود اندیشید ه اید که کودکتان با کشیدن خانه ای بی پنجره و یا آدمکی که فاقد تنه است و به جای آن دو دست از دو طرف سرش بیرون آمده و یا درختی با برگهای سوزنی چه چیزی را می خواهد برای شما بازگو کند؟ نقاشیهای کودکان نوعی گیرایی آنی دارند، آنها ساده، جذاب و سرشار از زندگی و هویتند. کودکان با نقاشیهای خود حرف می زنند، حرفهایی که به دلایل گوناگون قادر به گفتن آنها نیستند. نقاشی نیز همانند خواب و رویا به آنها این اجازه را می دهد که خود را ازممنوعیت ها سازند و با ما در حالتی نا خودآگاه، درباره مسائل، کشفیات و دلهره هایشان صحبت کنند. تخیلات هنری همانند خواب و رویا، در ژرفای ضمیر ناخودآگاه هر کس به جستجو می پردازد و ژرف ترین محتویات درونی فرد را متظاهر می سازد. کودک نیز به کمک نقاشی دلهره ها و کشمکش های درونی خویش را آشکار می سازد و بدین طریق اثر آنها را کاهش می دهد. در حقیقت وقتی مسائل و مشکلات عاطفی بر روی کاغذ منعکس می شوند به صورت تازه و جداگانه ای که کمتر دلهره آور است در می آیند. کودک خیلی زود در می یابد که رسم و نقاشی وسیله ای بیانی است که با افکار او مطابقت می کند و او را در تخیلاتش، آزاد می گذارد و در عین حال لذت سرشاری برای او فراهم می آورد؛ علاوه بر آن نقاشی کردن به او اجازه می دهد که افکار درونی اش و درحقیقت خویشتن خودش را نشان دهد. به هر حال تعبیرو تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان فقط مورد توجه بزرگسالان است. هنگامی که کودک به وسیله تصویر اظهار نظری می کند، بسیاری از جوانب شخصیت خویش را آشکار می سازد؛ ولی او اینکار را برای دلخوشی ما و یا فراهم کردن امکان شناخت و بررسی روانشناسی نمی کند؛ بلکه آنچه برای او مهم است بیرون ریختن تجربه های اندوخته شد ه ای است که نمایانگر وجود اوست... اولین علائمی که کودک بر روی کاغذ رسم می کند، بیشتر بر اثر ضربه زدن مداد بر روی کاغذ به وجود می آید. اوخیلی زود متوجه می شود ک در اطراف او اشیاء و وسایلی وجود دارند که می توانند اثر مشخصی از خود بر روی سطوح باقی گذارند، بنابر این با لذت تمام، با هر وسیله ای که به دست آورد شروع به خط خطی کردن می کند. خطوط درهم و برهمی که کودک در سن 16 تا 18 ماهگی رسم می کند کم کم جای خود را به دو اثر گرافیکی مشخص تر می دهد که یکی خط نوشتن و دیگری خط نگاری است، که این رویه به مرور زمان و بر اثر پیشرفت و پختگی فکری کودک هر کدام جای خود را پیدا می کنند. او در دو تا سه سالگی برای خطوط و دایره هایی که می کشد اسم می گذرد. در این دوران، دیگر خط نگاری کودک، فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد بر روی کاغذ نیست، بلکه او مایل است احساسات درونی خود را که در ارتباط با تجربه های زندگی کوتاه مدتش به دست آورده بیان کند. و سرانجام درچهار سالگی خط نگاره های او جمع و جور می شوند و حتی برای بزرگسالان نیز معنی پیدا می کنند. دراین سن شمایی از آدمک و گاهی هم بعضی از حروف الفبا نمایان می شود. بدین گونه است که سرانجام کودک مرحله خط خطی کردن را به طور کامل پشت سر می گذارد و وارد مرحله تمثیلی می شود. این مرحله درست همان مرحله ای است که کودک به تقلید از بزرگترها، چند سطری را به عنوان داستان نقاشی، زیر نقاشیهای خود ترسیم می کند. این نوشته ها اغلب از چپ به راست و گاهی از راست به چپ نقاشی می شود. کودکان سعی می کنند در نوشته های خود فاصله را نیز مراعات کنند و جالب است که بعد از نوشتن از بزرگترها می خواهند که نوشته های آنان را بخوانند. در چنین شرایطی، والدین می توانند با دقت درمحتوی نقاشی سرنخی به دست آورند و ازاین طریق داستانی بسازند و برای کودک تعریف کنند. کودکان، معمولا با دقت به این داستانها گوش فرامی دهند و اگرهم گاه مطلبی خلاف میل آنها خوانده شود اعتراض نمی کنند؛ زیرا خودشان می دانند که نوشته هایشان قابل خواندن نیست. برای آنها همین قدر که کسی نوشته هایشان را می خواند و در احساساتشان شریک می شود کافیست. در فاصله سه تا چهار سالگی کودک سعی می کند تصویرشخص یا اشخاصی را بکشد. این تصویر شامل عناصر مشخص و معینی از قبیل یک دایره به جای سرو در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاهاست. علت ساده بودن نقاشی در این سن از عدم شناخت تکنیک ناشی نمیشود، بلکه این درست همان تصویری است که کودک از بدنش در ذهن دارد. این تصویر دارای یک سراست که برای کودک مهم جلوه می کند؛ زیرا سرموضع حس های بینایی و شنوایی است واز این رو برقراری ارتباط با دنیای خارج را میسر می سازند و دیگر اینکه دارای بازوهایی است که امکان گرفتن و لمس کردن اشیاء را در بردارد و دارای پاهایی است که امکان جابجا شدن را فراهم می کند. وقتی کودک، آدمکی را ترسیم می کند، قبل از هر چیز شکل خود یا درکی را که از بدن و تمایلاتش دارد بیان می کند. در واقع بین برخی از خطوط آدمک نقاشی شده، و خصوصیات جسمی و روانی کودکی که آنرا ترسیم کرده، ارتباط مشخصی وجود دارد. اگر آدمک درمجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد؛ اما هنگامی که آدمک در اندازه ای خیلی کوچک یا گوشه کاغذ ترسیم شود، نشانگر این است که کودک خود را کم ارزش می پندارد و قادر به برقراری ارتباط مناسب با دیگران نیست. و یا اگر آدمک بزرگ ترسیم شود، می توانیم حدس بزنیم که با کودکی زود رنج و حساس روبرو هستیم که همیشه فکر می کند به او ظلم شده است. کودکان ضعیف ودرون گرا، اغلب برای آدمک پا نمی گذارند، یا او را به حالت نشسته نقاشی می کنند و بالاخره کودکان پرخاشگر، که آدمک خود را با خطوطی خشک وزاویه دار نشان می دهند. خانواده اعضای یک خانواده هماهنگ، درنقاشیهای کودکان، همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می شوند. اگر این اشخاص دستهای یکدیگر را بگیرند، همدیگر را ببوسند و یا با هم بازی کنند درجه صمیمیت آنها بیشتر است. کودک، در نقاشی خانواده، تصویر خود را نزدیک شخصی نقاشی می کند که حس کند در کنارش راحت تر است و یا اورا بیشتر از همه دوست دارد؛ ولی اگر کودکی فکر کند که مثلاً خواهرش بیش از او مورد توجه پدر و مادراست، در نقاشی خود خواهرش را بین پدرو مادر و خود را دورتراز آنها در حاشیه کاغذ قرار می دهد. دربعضی از نقاشیها تعدادی از افراد خانواده در داخل خانه و تعدادی دیگر درخارج ازخانه نمایش داده می شوند. اینگونه نقاشیها یا منعکس کننده غیبت واقعی شخص یا اشخاصی است که در خارج از خانه ترسیم شده اند و یا کمبود جذابیت عاطفی کودک را نسبت به آنها می نمایاند. در بیشتر نقاشیهایی که کودکان ترسیم می کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش و چه به صورت ترس و دلهره بر روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی غالباً قبل از دیگران ترسیم می شود؛ زیرا او اولین شخصی است که کودک به او فکر می کند. این شخصیت اصلی، همیشه درانداره ای بزرگتر از دیگر اشخاص و با جزئیاتی بیشتر و کامل تر ترسیم می شود. هنگامی که در نقاشی خانواده، یکی از اعضای خانواده وجود ندارد، می توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه یا ناخود آگاه آرزوی نبودن آن شخص را دارد. این پدیده بیشتر در نقاشیهای کودکانی دیده می شود که با گذشت چند سال هنوز تولد خواهر یا برادر کوچکتر از خود را نپذیرفته اند. بنابر این با حذف این کودک مزاحم از نقاشی خود، خود را در دوران طلایی که قبل از تولد نوزاد در آن زیسته اند، به تصویر می کشند.

منابع: 1- ارزشیابی شخصیت کودکان بر اساس آزمونهای ترسیمی، دکتر پر یرخ دادستان، انتشارات رشد، چاپ دوم، تهران 1376 2- نقاشی کودکان و مفاهیم آن، آناالیوریو فراری، ترجمه عبدالرضا صرافان، انتشارات دستان، چاپ چهارم، تهران 1371 3- نقاشی و کاربرد تست در خانواده، پ. دادستان – م منصور، انتشارات رشد، چاپ اول، 1371 4- نقاشی و نوشته های کودکان، کاوه داداش زاده، انتشارات گوتنبرگ، چاپ اول، 1376 منبع سایت Parswoman __________________


برچسب‌ها: روانشناسی کودک, مفهوم نقاشی کودکان, نقاشی کودکان, روانشناسی نقاشی کودک, کودک ورنگ, روانشناسی رنگها
[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 10:19 ] [ مژگان ]
از فرزند خود یک نابغه بسازید

فرزندان شما مانند گلوله ای از خمیر هستند که می توان آن را شکل داد. حتی دانشمندان باور دارند که والدین می توانند از فرزند خود یک نابغه بسازند!بله درست متوجه شدید، یک نابغه!

مسوولیت های والدین تمامی ندارد. باید به بچه ها غذا داد. حمامشان کرد و بارها و بارها قصه بزبزقندی را برایشان تعریف کرد. علاوه بر این تهیه پول کافی برای تهیه غذا، اسباب بازی و بعدها درس و دانشگاه و... نیز برعهده شماست.

اگر بخواهیم این فهرست را تک تک برشمریم شاید به صدها صفحه نیاز داشته باشیم. همه ما تمام این زحمات را برای این می کشیم که انتظار به دست آوردن یک نتیجه بزرگ را داریم: تربیت یک انسان دوست داشتنی و موفق!

البته همه انسان ها در این امر موفق نیستند و گاه نتیجه، آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم. برخی عدم موفقیت در تربیت فرزندشان را بدشانسی می دانند اما واقعیت این است که با تدبیر و استفاده از تجربیات و دانش دیگران می توان در بسیاری از جهات در تربیت فرزند موفق بود. فرزندان شما مانند گلوله ای از خمیر هستند که می توان آن را شکل داد. حتی دانشمندان باور دارند که والدین می توانند از فرزند خود یک نابغه بسازند!

بله درست متوجه شدید، یک نابغه! در گذشته تصور می شد که میزان هوش و نبوغ به طور کامل بستگی به ژنتیک دارد اما اکنون تحقیقات به اثبات رسانده اند که این تصور حقیقت ندارد. مطالعات علمی نشان می دهد که محیط و روابط خانوادگی در رشد یک نابغه بسیار موثر است.

براساس تحقیقات علمی دکتر دیوید پرلموتر (Dr. David Perlmutter)، روانپزشک و نویسنده کتاب پرورش کودکان باهوش در مهدکودک، از زمان تولد تا سه سالگی می توان بهره هوش کودک را تا 30 درجه بالاتر برد. بنا به اعتقاد دکتر پرلموتر، والدین می توانند با پیروی از چند توصیه ساده مانند تغذیه کودک با شیر مادر به مدت حداقل یک سال، محدودنمودن میزان تماشای تلویزیون و آموزش موسیقی برای کودکان در سنین خردسالی، در پرورش یک نابغه موفق باشند.

دکتر پرلموتر می گوید: «هر کودک با یکصد بیلیون عصب به دنیا می آید.» در طی اولین سال زندگی می توان میزان زیادی از این اعصاب را زنده نگه داشت و یا برعکس آنها را نابود کرد.

البته این تنها یک فرضیه است و برخی از پزشکان با این نظریه موافق نیستند و بنابراین هیچ تضمینی برای روش دکتر پرلموتر وجود ندارد. اما این نظریه برای پرورش فرزندانی موفق، سعادتمند، خلاق و باهوش، آن قدر جذاب و ساده است که امتحان کردن آن هیچ ضرری نخواهد داشت.

4 روش ساده و موثر برای پرورش فرزندان خلاق و باهوش:

1- برای فرزندان خود داستان های خیالی بخوانید

اگر می خواهید فرزندانتان خلاق و باهوش باشند، برایشان داستان تخیلی بخوانید. هرقدر که برای بچه ها بیشتر داستان بخوانید، به خصوص داستان های تخیلی، فرزندانتان باهوش تر خواهند بود.

داستان برای بچه ها، مانند سوختی است که برای به راه انداختن تخیل آنها ضرورت دارد. زمانی که بچه ها داستان را می شنوند، آن را در ذهن خود تجسم می کنند و شکل می دهند. با خواندن داستان، در دنیای زیبایی را بر روی بچه ها می گشاییم. دنیایی بی پایان که نکات زیادی برای تفکر در اختیار بچه قرار می دهد. بچه ها درمورد شخصیت های داستان، قیافه شان، کارهایشان و محیطی که در آن قرار دارند، فکر می کنند و آنها را تخیل می کنند.

البته بسیار بهتر است که خودتان داستان را برای بچه ها بخوانید اما اگر فرصت کافی ندارید می توانید از سی دی ها و یا نوارهای داستان برای بچه ها استفاده کنید.

2- بگذارید حوصله فرزندتان سر برود!

شاید به نظرتان عجیب باشد اما اگر بچه ها کاری برای انجام دادن نداشته باشند، خلاقیتشان به کار خواهد افتاد. پرکردن اوقات بچه ها درست مانند ساختن دیوارهایی به دور ذهن کودک است که اجازه نمی دهد افکارش به جایی سفر کنند و دنیای جدیدی را کشف کنند.

با بیش از حد پرکردن وقت فرزندانمان تمام فرصت ها برای رسیدن به ایده های جدید به ذهن آنها را از بین برده ایم. اجازه دهید بچه ها اوقاتی از روز، کاری برای انجام دادن نداشته باشند. در این اوقات به آنها بیاموزید که به جای نق نق کردن، به سراغ اسباب بازی های خود بروند و با خمیر بازی و بلوک های ساختمان سازی شروع به ساختن کنند.

برای بچه ها کاغذ و مدادرنگی بخرید و آنها را به نقاشی کشیدن و خواندن کتاب تشویق کنید. حتی آنها را به باغچه خانه تان ببرید تا بخشی از باغچه را با سلیقه خودشان بکارند. البته قراردادن بچه ها در برابر تلویزیون و کامپیوتر بسیار ساده تر است اما بهتر است در طی روز ساعاتی کامپیوتر و تلویزیون را خاموش کنید و به اتفاق بچه ها کارهای خلاقه تری انجام دهید.

3- اجازه دهید فرزندانتان چالش را تجربه کنند

توانایی فرزندانتان بسیار بیشتر از آن چیزی است که شما تصور می کنید. بگذارید توانایی خود را به نمایش بگذارند؛ هم برای شما و هم برای خودشان. بگذارید فرزند کوچکتان در شستن اتومبیل به شما کمک کند، همراه شما آشپزی کند و به تنهایی با سایر بچه ها در مکان های تفریحی بازی کند. همین قدم های کوچک تاثیری عظیم در اعتماد به نفس کودک خواهد داشت و برعکس اگر شما تمام کارهای او را انجام دهید و نگذارید به تنهایی کاری صورت دهد، خلاقیت و اعتماد به نفس را در او خواهید کشت.

4- سال های ابتدایی زندگی کودک را جدی بگیرید

تغذیه کودک با شیر مادر، حداقل برای یک سال، یکی از ساده ترین و موثرترین روش ها برای بالابردن درصد هوشی کودک شماست. آموزش هایی که کودک در سال های ابتدایی دریافت می کند، بسیار مهم است. به محض اینکه کودکتان کمی بزرگ تر شد، از بازی های ذهنی متناسب با سنش برای رشد خلاقیت در او استفاده کنید و بازی های خلاق نه تنها رشد سلول های مغز را تحریک می کند بلکه در بالارفتن درصد بهره هوشی در کودکان نیز موثر است. هرقدر کودک بیشتر به بازی های خلاقانه بپردازد، فایده بیشتری از آن خواهد برد.

منبع:برترینها


برچسب‌ها: کودک نابغه, کودک, کودکان تیزهوش, پرورش کودک تیزهوش, کودکان خلاق
[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 9:32 ] [ مژگان ]

تغذیه مناسب برای کودکان

تغذیه مناسب  برای کودکان
خوب رشد کردن در کودکان به مواد غذایی بستگی دارد که با اثر متقابل باعث رشد و نمو می شود . هنگامیکه یک ماده غذایی به تنهایی یا یک گروه از مواد غذایی وجود ندارد .....

خوب رشد کردن در کودکان به مواد غذایی بستگی دارد که با اثر متقابل باعث رشد و نمو می شود . هنگامیکه یک ماده غذایی به تنهایی یا یک گروه از مواد غذایی وجود ندارد در سلامت کودکان اهمیت بسیار زیادی دارد.

۵ گروه از مواد غذایی در بحث تغذیه کودکان مطرح می باشد .

۱- ‌کلسیم : ماده غذایی که برای سلامت استخوانها لازم است :

کلسیم فراوانترین ماده معدنی در بدن می باشد که باعث بیشترین رشد استخوانی و استحکام اسکلتی در حین کودکی و بعد از آن می شود . مقدار کم اما متناسب این ماده در خون برای ضربان قلب مناسب ، لخته شدن خون و عملکرد مناسب عضلات نیاز می باشد . در صورت کمبود کلسیم ، بدن کلسیم مورد نیاز را برای نگهداری سطح مناسب کلسیم خون از استخوان می گیرد .

علت اینکه چرا کودکان به طور روزانه نیاز به کلسیم دارند همین موضوع می باشد .

اکثر کودکان مقدار کافی مواد غذایی مورد نیاز را دریافت نمی کنند .

کودکان آمریکایی از بحران های کلسیم رنج می برند . محققان دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین در نیویورک می گویند این پیش آگاهی برای سلامت استخوان کودکان در حال وآینده مناسب است .

دختران نوجوان خصوصاً افرادی هستند که نسبت به نیازشان دریافت کلسیم پایین تری دارند .

کمبود کلسیم خصوصاً در دوران بزرگسالی هنگامیکه فرم بدن حدود نصف mass استخوانی را داراست مؤثر است . زمان تأثیر کلسیم کوتاه بوده و این سالها می تواند ریسک فاکتور برای استخوانهای نازک و استئوپروز در دهه های بعدی باشد .

این مسئله برای خانمها به علت وضعیت ریسک پذیر بودن از نظر جنسیت بسیار خطرناک تر می باشد .

* چه میزان کلسیم مورد نیاز است :

بر اساس نظریات انستیتو پزشکی نیاز روزانه به کلسیم در گروههای مختلف با توجه به سن متفاوت اند:

* ۳-۱ سال ۵۰۰ میلی گرم

* ۸-۴ سال ۸۰۰ میلی گرم

* ۱۹-۹ سال ۱۳۰۰ میلی گرم

استفاده مناسب از غذاهای با کلسیم بالا خصوصاً لبنیات در غذای روزانه کودکان در استخوان بندی کودکان می تواند مؤثر باشد .

۲ - پروتئین : باعث تحریک رشد سلامت سلولها و بافتها می شود :

پروتئین قسمتی از بافت بدن می باشد و برای کودکان که در حال رشد می باشند لازم می باشد . پروتئین همچنین باعث تولید کالری می شود . آمینواسیدها موادی می باشند که برای بدن مورد نیاز می باشد .

آمینواسیدها برای ساختن سلولهای جدید بافتها در ساختمان آنزیمها و هورمونها مورد نیاز است . پروتئین ها در غذاهای گیاهی و حیوانی یافت می شود . غذاهای حیوانی خصوصاً تخم مرغ سرشار از آمینواسیدهای ضروری می باشد . آمینواسید ضروری آمینواسیدی است که بدن قادر به ساختن آن نمی باشد .

غذاهای گیاهی تمامی اسیدآمینه های مورد نیاز را ندارد . لذا گیاهخواران برای تأمین اسیدآمینه های ضروری باید غذاهای حیوانی مثل لبنیات و یا تخم مرغ مصرف کنند .

در طی شیرخواری نیازهای پروتئینی بر اسا س وزن بدن بالا می باشد . نیاز به پروتئین همچنین در موقع جهش رشد در هنگام بلوغ نیز افزایش می یابد .

نیاز روزانه کودکان به پروتئین

* ۳-۱ سال ۱۳ گرم

* ۸-۴ سال ۱۹ گرم

* ۱۳-۹ سال ۳۴ گرم

* ۵۲-۴۶ گرم بچه های بزرگتر

بر اساس گفته محققان ۱۶ اونس شیر یا ماست ،۲ اونس گوشت گوسفند ، مرغ یا غذای دریایی یا تخم مرغ برای نیاز روزانه یک بچه ۳ ساله برای پروتئین کفایت می کند .

۳- فیبر : کودکان برای رشد کامل در تغذیه روزانه نیاز به فیبر دارند .

کربوهیدارت موجود در گیاهان از نوع کربوهیدارت پیچیده با کالری کم می باشد . کودکان به علت عدم هضم فیبر موجود در غذا نمی توانند بطور کامل کالری بدست آورند .

محققان در یک مطالعه نشان دادند فیبر موجود در غذا در کاهش بروز دیابت نوع ۲ و افزایش سطح کلسترول در بالغین و احتمالاً در کودکان مؤثر می باشد . محصولات گیاهی برای جلوگیری از یبوست و سیری زودرس در کودکان مؤثر است .

غذای با فیبر زیاد شامل دانه های گیاهان ، سبزیجات و میوه ها می باشد و باعث ایجاد سیری به مدت طولانی با افزایش حجم معده می شود . این مواد همچنین مملو از ویتامین و مواد معدنی می باشند .

میزان مورد نیاز فیبر روزانه از فرمول سن + ۵ گرم بدست می آید . بنابراین کودک ۱۳ ساله نیاز روزانه به ۸۱ گرم فیبر نیاز دارد .

۴- آنتی اکسیدان

مواد غذایی آنتی اکسیدان شامل ویتامین C و E و بتاکاروتن و سلنیم از بیماریهای مزمن در بالغین مانند سرطان - بیماریهای قلبی جلوگیری می کنند . اگر چه این اثرات هنوز در حال تحقیق می باشد . آنتی اکسیدانها ۴ برابر رادیکالهای آزاد مضر برای بدن مؤثر است . رادیکال آزاد در نتیجه متابولیسم مواد غذایی و همینطور در مواجهه با آلودگی هوا مثل دود سیگار و نور خورشید شدید ایجاد می شود و در اثر تجمع رادیکال آزاد DNA که برای نسخه برداری ژنتیک در ترمیم سلولی مورد نیاز است تخریب می شود .

آنتی اکسیدانها در میوه های رنگی و سبزیجات مثل توت فرنگی و بقیه توتها - بروکلی - اسفناج - گوجه فرنگی - گیلاس - هویج به فراوانی وجود دارد .

۵ - آهن : کودکان برای رشد به آهن نیاز دارند .

گلبول قرمز ، بوسیله قسمتی از ساختمان که در آن آهن بکار رفته است اکسیژن را به سلولهای بدن می رساند آهن همچنین در تکامل و عملکرد مغز مؤثر است .

آهن برای رشد مغز بسیار مهم است . اثرات منفی کمبود آهن بر روی شناخت ممکن است غیرقابل برگشت باشد حتی وقتی که این مدت کمبود کوتاه باشد .

بر طبق نظر آکادمی اطفال آمریکا ، کمبود آهن مهمترین کمبود تغذیه ای در آمریکاست ، شیرخواران ، کودکان ، جوانان و زنان در سنین بارداری بیشتر متأثر از این کمبود می باشند .

کودکان کوچکتر به علت سرعت رشد دارای ریسک بیشتری می باشند . همچنین دختران نوجوان و زنان به علت اینکه ماهانه مقداری خون از دست می دهند در معرض کمبود آهن می باشند . کمبود آهن میتواند باعث کم خونی شود . هر دو غذاهای حیوانی و گیاهی حاوی آهن می باشند . محصولات حیوانی مثل گوشت ، گوشت تیره مرغ و غذاهای دریایی سرشار از آهن ، فرمی از آهن می باشد که به بهترین نحو در دستگاه گوارش جذب می شود .

غذاهای گیاهی مانند اسفناج و سبزیجات سرشار از آهن می باشد .

با افزودن مقداری ویتامین C به غذای کودکان مانند پرتقال ، آب پرتقال - گوجه فرنگی - کیوی - توت فرنگی آهن موجود در غذا بهتر جذب می شود .
گردآوری: گروه سلامت سیمرغ

برچسب‌ها: تغذیه کودک, مواد مغذی مورد نیاز کودکان, کودک وغذا
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 16:43 ] [ مژگان ]

ورزش و سلامتی كودكان


ورزش منظم یكی از مهمترین راهكارهای كسب سلامتی برای بچه ها و بزرگسالان است. فعالیت بدنی، وزن مطلوب را حفظ می كند، طول استخوانها را افزایش می دهد و در نهایت از خطر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی می كاهد. پزشكان باید موقعیت وزنی كودكان ونیز میزان فعالیت بدنی آنها را طی یك دوره پزشكی مداوم ارزیابی كنند. متخصصان موظفند با توصیه های ساده به بچه ها و خانواده ها زمینه را طوری فراهم كنند تا با حداقل صدمه، حداكثر نشاط و لذت حاصل شود. همه افراد به ورزش نیازمندند. معمولاً پزشكان با توجه به سن، موقعیت فیزیكی، مراحل پیشرفت و میزان علاقه مراجعه كنندگان جوان و نوجوان مناسب ترین فعالیت بدنی را به آنها توصیه می كنند. نادیده گرفتن ارتقاء سلامتی بین افراد جوان و خردسال به دو دلیل است: 1) تنبلی و سستی بین بزرگسالان بیش از كودكان است چون بچه ها به طور طبیعی و ناخود آگاه فعال هستند. 2) خطر ابتلا به بیماریهایی مثل دیابت و بیماریهایی قلبی بین افراد بالغ بیشتر است. به هرحال، با توجه به بررسی های انجام شده ، كودكان و نوجوانان به طور كامل فعال و با تحرك نیستند. شایان ذكر است كه باید بچه ها به ورزشهایی بپردازند كه برای بهبود بیماریهای قلبی و نیزارتقاء سلامتی طولانی مدت مفید است. متاسفانه تقریباً بیش از نیمی از آنها فعال نیستند. ضمناً، دخترها در خلال سن بلوغ و پس از آن كمتر از پسرها به ورزش می پردازند . این روند حتی با آموزشهای پزشكی و ورزشی هم قابل درمان نیست. تنها كمی بیش از یك دوم دانش آموزان دبستان و راهنمایی باید در كلاسهای ورزشی روزانه شركت كنند. میزان اهمیت به ورزش بین دانش آموزان دبیرستانی نه تنها نباید كاهش یابد بلكه باید افزوده شود.

چگونگی ورزش سلامتی كودكان را تامین می كند

كنترل وزن: ارتباط بین فعالیت فیزیكی و چاقی در سنین چاقی در سنین پایین كاملاً مشخص نیست و مطالعات مربوط به آن هم نتایج ثابتی را در اختیار متخصصان قرار نمی دهد. با این وجود، با افزایش وزن و تحرك و نیز كاهش مصرف كالری می توان وزن را كاهش داد.

نگرانی افزایش وزن بین كودكان و نوجوانان كاملاً به جا و منطقی است. بچه های چاق در معرض بیماریهای فشار خون، دیابت نوع دوم، نامنظمی هورمون رشد، مشكلات تنفسی و استخوان قرار دارند. این بیماران از فقدان اعتماد به نفس و روابط اجتماعی رنج می برند.

رشد و نمو استخوان

: ورزش باعث تاثیرات ثابت در رشد و نمو استخوان می شود. فعالیت بدنی ، خطر ابتلا به پوكی استخوان را با افزایش غلظت مواد معدنی كاهش می دهد. تحقیقات انجام شده در مورد 40 پسر بالغ كه به مدت 30 دقیقه و سه بار در هفته به ورزش می پرداختند حاكی از آن بود كه، حجم استخوان كمر و پا، و غلظت مواد معدنی در بدن آنها دو برابر كسانی است كه تحرك كمتری داشتند.نتیجه این تحقیق در مورد 45 زن نابالغ هم مثبت بود. محققان معتقدند كه میزان حجم استخوان حتی پس از توقف ورزش كاهش نمی یابد. آنها به این نتیجه رسیده اند كه انجام حركات ورزشی قبل از سن بلوغ درصد شكستگی استخوان را پس از سن یائسگی تقلیل می دهد.

مراقبت ازقلب و رگهای خونی:

اغلب ، بیماریهای قلبی عروقی در بزرگسالان نمایان می شود، با این وجود در سنین پایین هم ممكن است كه با آنها مواجه شویم. تحقیقات نشان می دهد كه ورزشهای هوازی در جلوگیری از بیمارهای قلبی عروقی بزرگسالان بسیار موثر است، اما در مورد بچه ها هنوز نامشخص است.سلامت فكری و ذهنی:با توجه به آخرین شواهد، ورزش در بهبود افسردگی و اضطراب بزرگسالان وكودكان بسیارموثر است . فعالیت بدنی یكی از راهكارهای مبارزه با هیجان روحی است. با توجه به برسی های انجام شده در مورد 220 بزرگسال مؤنث مضطرب و نگران، آن دسته از افرادی كه در برنامه های ورزشی سخت شركت می كنند كمتر از تنش های فیزیكی و روحی رنج می برند.

برنامه ریزی

مهمترین نكته برای پزشكان این است كه به طور مثبت تمایل جوانان را به ورزش زیاد كنند و نیز دریابند كه هر فعالیت بدنی برای فرد خاصی مناسب است. كودكان ناتوان نسبت به هم سن و سالان توانای خود كمتر با ورزش آشنایی دارند. جالب این كه این افراد برای افزایش قدرت بدنی و تناسب اندام خود به ورزش بیشتری هم نیازمندند بجزكودكان علیلی كه درسازمانهای ملی و جهانی( مثل المپیك) فعالیت دارند، بقیه ازتحرك بدنی اندكی برخوردارند، بنابراین باید تك تك افراد، مدارس و مؤسسات مختلف نهایت سعی خود را بكنند تا روز به روزاین انگیزه مثبت را بین آنان افزایش دهند. پزشكان می توانند با تهیه فهرستی از فعالیتها، به میزان مصرف انرژی و تحرك بدنی بیماران پی ببرند. درضمن این روش به پزشكان كمك می كند تا ورزش هایی را پیشنهاد كنند كه متناسب با سن، اندام، علاقه و موقعیت بدنی آنها باشد، معمولاً سوالات در رابطه با موارد زیر است:

- آموزشهای بدنی كه شامل كلاسهای ورزشی مداوم و انواع فعالیتهاست.

- ورزشهای هوازی مثل دویدن، فوتیال و نیز فعالیتهای غیر هوازی مثل بیس بال.

- ورزشهای تفریحی و جسمانی دیگر مثل اسكیت، راهپیمایی و نیز فعالیتهای شدید بدنی.

قابل توجه است كه هیچ ورزشی به تنهایی برای سلامت جسمانی و روانی نوجوانان و كودكان مفید نیست. این نكته بسیار مهم است كه با كمك اولیاء بتوانیم فعالیتهای بدنی را انتخاب كنیم كه با سن و توانایی فیزیكی بچه ها متناسب باشد. یكی از اهداف اصلی متخصصان این است كه بتوانند 30 دقیقه ورزش سبك و آرام را در اكثر روزهای هفته دانش آموزان بگنجانند. پیاده روی و پیمودن پله، باعث تناسب همه جانبه وسلامت روز افزون می شود. انجام ورزشهای سنگین بین اكثریت افراد جامعه شایع است، و حتی كودكان نابالغ هم می توانند با حداقل خطر و نیز هیچ گونه صدمه ای به استخوانها، عضلات و مفاصل ، نتایج خوب و مثبتی كسب كنند.

باید دقت كنیم كه نظارت دقیق و همه جانبه هم در انجام حركاتهای فیزیكی بسیار مهم است. بچه ها نباید اجسام سنگین بلند كنند، ضمناً باید تا رشد كامل اسكلت بدنشان از پرتاب وزنه خودداری كنند.

گاهی اوقات پزشكان بچه ها را به انجام ورزشهایی وا می دارند كه متناسب با توانایی و میزان آسیب پذیری آنهاست. متخصصان به افراد مبتلا به بیماری ضعف رباط ها پیشنهاد می كنند تا بیشتر به شنا و دوچرخه سواری بپردازند و از ورزشهایی مثل بسكت بال كه منجر به پیچ خوردگی می شود اجتناب كنند.

كاهش صدمات حین ورزش

رعایت اصول ایمنی مهم ترین عامل به شمار می رود. با این وجود حوادث ناگوار مربوط به ورزش بسیار شایع است. یكی از بررسی ها حاكی از آن است كه 22 درصد از بچه های مدرسه ای طی انجام فعالیتهای بدنی مصدوم می شوند و اغلب این حوادث هم بسیار جدی است. با بكارگیری روشهای دقیق و حساب شده می توان از این ناراحتی ها جلوگیری كرد.

به عنوان مثال، اولیاء باید به طور كامل دریابند كه آیا مكانهای ورزشی كاملاً نكات ایمنی را رعایت می كنند یا خیر. با وجود این كه حفظ روحیه رقابت بین بچه ها بسیار مهم و مثبت است، باید آنها را ازهل دادن یكدیگر به خصوص در مناطق خطرناك منع كنیم. شایان ذكر است كه بچه ها هنگام احساس درد در بدنشان نباید ورزش كنند و نیز نباید با مصرف مسكن در این فعالیتها شركت كنند. مربیان و اولیاء باید بدانند كه صدمات و آسیب های بدنی ممكن است در آینده به لنگی یا پس از افتادن به سائیدگی بازو منجر شود.

به منظور اطمینان بیشتر، كودكان و نوجوانان باید برای هر ورزشی از وسیله ایمنی مناسب آن استفاده كنند. مثلاً هنگام فوتبال كفش های مناسب بپوشند. استفاده از كلاه دوچرخه سواری هم یك الزام است، در ضمن، محیط های ورزشی باید عاری از زباله و گودال باشد.

یكی از مهمترین ، معمولی ترین و سخت ترین صدمات برای بچه ها حین موتورسواری حاصل می شود. باید دقت كنیم كه مسیر عبور آنها باید عاری از ترافیك باشد نیز باید ازعلامتهای دوچرخه سواری و راه پیمایی هم در این مكانها استفاده شود. باید به كودكان و نوجوانان توصیه كنیم كه هنگام ورزش در معرض آفتاب، از كلاه و عینك آفتابی استفاده كنند. به منظور جلوگیری از فقدان آب، باید به آنها آموزش دهیم كه قبل و بعد از حركات فیزیكی و نیز هنگام انجام ورزش هایی كه بیش از 20 تا 30 دقیقه به طول می انجامد از مایعات استفاده كنند.


برچسب‌ها: ورزش وسلامتی کودکان, کنترل وزن کودک, سلامتی کودک, ورزش کودکان, اعتمادبنفس کودک
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 16:37 ] [ مژگان ]
سن مناسب ورزش کردن در کودکان


ورزش کودکان

پرداختن به ورزش مي تواند آمادگي جسماني کودکان و نوجوانان را افزايش دهد. کسب مهارت و موفقيت اعتماد به نفس آنها را افزايش مي دهد و به آنها مي آموزد که چگونه محرک هاي آني را در خود کنترل کنند که اين توانايي نه تنها در ورزش که در مناسبات اجتماعي نيز مفيد خواهد و به يافتن دوستان تازه کمک مي کند.

سن شروع ورزش

کارشـناسان ورزش و روانشـناسي کـودک توصـيه مي کننـد که کـودکان تا قـبل از رسـيدن بـه سـن 8 تـا 10 سـالگي نبايد در ورزش هاي رقـابتي سازمان يافته که آن امتياز محاسبه مي شود و به خصوص بزرگسالان در آن نقش دارند شرکت کنند چون احتمال فشار رواني و يأس ناشي از باخت در آنها زياد است.


- زير 8 سال: بايد در بازي، کشف و يادگيري مهارت هايي که از طريق پرتاب کردن و گرفتن، ضربه زدن به توپ، بالا و پائين پريدن، دويدن و شنا کردن حاصل مي شود، کاملاً آزادانه رفتار کنند و اين مهارت ها را به شادي بخش ترين روش بياموزند.

واضح است که آموختن اين موارد به آنها کمک مي کند تا با اعتماد به نفس بيشتر وارد مرحله بعد شود.

ورزش کودکان


- 8 تا 10 سال: بسته به ميزان رشد خود مي توانند در مسابقات سازمان يافته شرکت کنند مانند مسابقات داخلي در مدارس. آنها هنوز براي توسعه مهارت هاي خود به کمک نياز دارند و بايد کنار آمدن با نااميدي و شکست را بياموزند. کودکاني که بيشتر اوقات بازنده هستند بيش از ديگران مستعد کنار گذاشتن ورزش هستند. والدين و اولياي مدرسه بايد مراقب باشند که با فراهم آوردن زمينه مناسب مثلاً شرکت دادن اين کودک در مسابقه اي که در آن بيشترين توانائي را دارد موجبات برنده شدن و دلگرمي او را فراهم نمايند. اين سنين، بهترين زمان براي پرداختن به ورزش هاي مختلف و انتخاب ورزش مورد علاقه از ميان آنهاست.

- 10 تا 12 سال: کودکان و نوجوانان مي توانند از رقابت در ورزش لذت ببرند و همچنان به آموختن مهارت هاي تازه بپردازند. بعضي از کودکان در اين گروه سني استعداد و علاقه خاصي به يک ورزش بخصوص نشان مي دهند و مي توانند با داشتن مربي در اين زمينه بسيار پيشرفت نمايند.

نوجواناني که به هر دليل علاقه اي به شرکت در ورزش هاي رقابتي تيمي ندارند، مي توانند با راهنمائي مربيان و والدين خود به ورزش هايي چون اسکيت، سوارکاري، دوچرخه سواري و مانند اينها بپردازند.


برچسب‌ها: ورزش کودکان, سن ورزش کودکان
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 16:34 ] [ مژگان ]
انتخاب بازی کودک با توجه به سنش
بازی، اختیاری و غریزی است. علاوه بر این، بازی برای رشد مناسب جسمی، ذهنی و اجتماعی نوزاد ضروری است... ضمناً با گذشت ایام، کودک بیشتر یاد می‌گیرد و بیشتر می‌فهمد، ساخته می‌شود و خود را با زندگی اجتماعی تطابق می‌دهد. مغازه ها پر از انواع اسباب بازی ها هستند. باید اسباب بازی هایی متناسب با سن و توانایی های فرزندتان انتخاب کنید، در غیر این صورت، به جای اینکه اسباب بازی ذهن او را تحریک کند، ممکن است وی را در شرایط شکست و ناکامی قرار دهد. و باید بدانید که اسباب بازی های گران قیمت تر، لزوماً اسباب بازی های بهتری نیستند. ابداعات «خانگی» اغلب جذاب تر هستند، خصوصاً به خاطر سادگی شان. به جای اینکه تمامی اسباب بازی های مناسب هر سن کودک لیست شود (در مغازه های اسباب بازی فروشی فقط کافیست که اتیکت روی اسباب بازی را بخوانید و در خانه هم مشاهده و نظارت بر کودک کفایت می‌کند)، ما در اینجا مراحل رشد کودک را به وضوح شرح داده ایم تا به این ترتیب بدانید که در هر موقعیت سنی، چه کار باید انجام دهید. از تولد تا 3 ماهگی نوزاد سروصداها، موزیک و صدای خودش را می‌شنود. حتی اگر خواندن و زمزمه کردن هم بلد نباشید، صدای تان برای او ارزشمند است، این صدا را می‌شناسد و با آن اطمینان خاطر پیدا می‌کند. اگر صدای تان واقعاً خوش آهنگ نیست، زمانی که با او تنها هستید، برایش بخوانید. مطمئناً، چندین اسباب بازی موزیکال او را شاد خواهند کرد. او حرکات، نور و رنگ ها را می‌بیند. چیزهای تزئینی به او هدیه دهید: اشیا متحرک را در جایی که دید دارد، آویزان کنید، پوسترهای رنگی شاد به دیوار بزنید، حتی فویل های آلومینیوم هم که نور را منعکس می‌کنند، می‌تواند گزینۀ خوبی باشد. اشیا را جلوی چشمش حرکت دهید تا با نگاه آنها را دنبال کند. او در ننو یا گهواره اش احساس خیلی خوبی دارد، اما بازوهای شما و درتماس بودن با بدن تان را که به او اجازه می‌دهد بوی شما را حس کند، ترجیح می‌دهد. از 3 تا 6 ماهگی چیزی را که در دست دارد، می‌مکد و سعی می‌کند چیزهای در دسترسش را بگیرد. در این سن و سال جغ جغه خیلی نوزاد را سرگرم می‌کند. این اسباب بازی نه تنها سروصدا تولید می‌کند، بلکه می‌تواند آن را در دهان بگذارد. چرتکه اسباب بازی، با حرکت و رنگ هایش واقعاً شادی آور است. جامعه پذیری اش شروع می‌شود، توجهش به دیگران، بزرگترها و بچه ها جلب می‌گردد. اطرافش را مشاهده می‌کند و اولین لبخندهای جذابش را بر لب می‌آورد. دوست دارد حرکت کند و تکان بخورد اما زیر پتوی گرم ماندن و با امنیت کامل نگاه کردن به بدنش که هنوز همۀ آن را کشف نکرده، نیز برایش لذت بخش است. گردش در کالسکه یک لذت واقعی است که باعث می‌شود او دنیا را بهتر کشف کند. دوست دارد که ماساژش دهند و نوازشش کنند، این اقدامات هم به او کمک می‌کنند تا بدنش را بهتر بشناسد. می‌توانید در حالی که نشسته اید، نوزاد را روی کتف تان بخوابانید تا با بدن تان در تماس باشد. سعی می‌کند صداهای جدیدی از خود تولید کند. بنابراین باید همچنان با او حرف بزنید و تمام حرکات و کارهایی را که انجام می‌دهید یا خودش انجام می‌دهد را توضیح دهید. لحظۀ خندیدن کودک واقعاً لذت بخش است که می‌توانید در این لحظه با او سهیم باشید. از 6 تا 9 ماهگی در ابتدا به کمک تکیه گاه و سپس بدون آن می‌تواند بنشیند. اگر دست هایش را بگیرید، از بالا بردن پاهایش و جهش کردن لذت خواهد برد. این زمان یک دورۀ بزرگ اکتشاف است. تمام اشیا را می‌شناسد، آنها را در دهان می‌گذارد و گاز می‌زند. ضروری است که در این زمان اشیاء خطرناک را از دست رسش بردارید، خصوصاً تمام اشیا کوچکی را که ممکن است آنها را از هم باز کند زیرا امکان دارد که آنها را ببلعد. با توپ با او بازی کنید. او خیلی با بدنش بازی می‌کند تا به تدریج آن را کشف کند، خصوصاً با پاهایش. در حمام، از این که با دست و پایش آب را به اطراف بپراکند، لذت می‌برد. تماشای در آئینه برایش همراه با اشتیاق است. بهترین کار این است که او را در نی نی لای لای بگذارید بنشیند تا بتواند هر چیزی را که در اطرافش می‌گذرد، مشاهده کند. حرف زدن را شروع می‌کند. باید بدانید که در این دوره، نوزاد می‌تواند از جداشدن حس نگرانی پیدا کند، بنابراین جدا شدن از مادرش را نمی‌پذیرد. می‌گویند که این دوره حدوداً 8 ماه طول می‌کشد. خصوصاً زمانی که والدینش نیستند، دوست دارد عروسکش را داشته باشد. از 9 تا 12 ماهگی چهار دست و پا رفتن را شروع می‌کند، سپس به کمک یک تکیه گاه می‌ایستد، بهترین حالت این است که دست مامان یا بابا را بگیرد و به کشف خانه بپردازد. کم کم، او می‌تواند به تنهایی و فقط به کمک مبل یا صندلی بایستد، و در نهایت، با هل دادن کالسکه آن را جابه‌جا می‌کند یا چیزهایی را که برایش راحت است، می‌کشد. بالا رفتن از پله ها او را نمی‌ترساند (البته با کمک دیگران!). حرکاتش به تدریج کامل می‌شوند، با موفقیت تکه های نان را بین انگشت شست و اشاره اش می‌گیرد و با اشیا ارتباط برقرار می‌کند. اشیا را یک جا جمع می‌کند، آنها را در یک ظرف می‌ریزد بدون اینکه خسته شود، با ماشین ها، عروسک ها، صفحه های کاغذی کتاب کارتون یا پارچه ای بازی می‌کند. و البته همه چیز را لمس می‌کند، خصوصاً چیزهایی غیر از اسباب بازی را، مانند: قاشق چوبی، بطری های پلاستیکی، لیوان و... . خیلی باید حواس تان جمع باشد. این دوره زمانی است که وقتش را به جمع کردن چیزهایی اختصاص می‌دهد که قبلاً رها کرده بود. و با این کار خیلی سرگرم می‌شود. او شروع به گفتن کلمات: «سلام»، «خدانگه حافظ» می‌کند. علاقه اش به تلفن افزایش می‌یابد. با تحیر به صداهای تلفن به صورت مستقیم یا از بلند گو گوش می‌دهد. ضمناً گوش دادن به ترانه های بچه گانه را دوست دارد. از بازی قایم باشک خوشش می‌آید و از آن لذت می‌برد. حالا دریافتید که خریدن انواع اسباب بازی مهم نیست، اما بازی کردن با اسباب بازی ها اهمیت بسیاری دارد. و به این منظور، همۀ چیزها بهانه هستند، صداها، حرکات، ابزار و... . تهیه و ترجمه : گروه سلامت سیمرغ www.seemorgh.com/health اختصاصی سلامت
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 16:3 ] [ مژگان ]

آب بازي و شنا كردن برای کودکان

بازيهاي آبي يكي از بهترين راههايي هستند كه موجب افزايش هماهنگي بين اعضاي بدن كودك می شود. اگر شما هم کودک یک تا دو ساله دارید این نوشته را بخوانید.

بازيهاي آبي يكي از بهترين راههايي هستند كه موجب افزايش هماهنگي بين اعضاي بدن كودك شده و همچنين باعث مي شوند كه او با بدنش اُنس بگيرد؛ اما بهتر است كودك را مرحله به مرحله با آب آشنا كنيد و براي اين كار، از خود كودك كمك بگيريد.

بعضي از بچه ها دوست دارند كه سرشان را زير آب ببرند، اما اين كار براي برخي ديگر دشوار به نظر مي رسد و مدتي زمان مي برد. بعضي ها از آب بازي خوششان مي آيد، اما بعضي ديگر دوست دارند كه به آرامي با دست يا پا، با آب بازي كنند. اكثر كودكان، احساس شناور بودن بر سطح آب را دوست دارند: اين كودكان مي توانند هنگامي كه در آب هستند تا ارتفاع بيشتري (در مقايسه با خُشكي) بالا بپرند، و همچنين نرم تر فرود بيايند. اما بعضي از بچه ها ممكن است دوست نداشته باشند كه كاملا خيس شوند. سعي كنيد بفهميد كه او از چه چيزي خوشش مي آيد يا با چه كاري راحت تر است و از همان جا شروع كنيد.

مسلما هنگام آب بازي، حفظ امنيت كودك يك نكته كليدي است. شما بايد تا زماني كه كودكتان بتواند به تنهايي شنا كند با او در آب بمانيد؛ البته او تا چند سال ديگر قادر به يادگيري اين كار به طور كامل نخواهد بود. در بعضي از استخرهاي محلي يا مهدهاي كودك، كلاسهايي براي بچه هاي كوچك ارائه مي شود كه مربيان مخصوصي اين كلاسها را اداره مي كنند.

در صورت تمايل كودك مي توانيد از جليقه نجات يا بازوبند بادي استفاده كنيد كه مي توانند به ايمني او كمك كنند؛ اما اين وسايل نمي توانند جايگزيني براي حضور شما باشند. اگر كودكي را كه شنا بلد نيست به داخل آب برده ايد، همواره او را محكم نگه داريد.

برخي از حيوانات آبي را به كودك خود نشان دهيد و او را ترغيب كنيد تا از آنها تقليد كند. توصيه معروف "پاهايت را حركت بده و دُمَت را بجنبان"، توانسته است در آموزش حركت در آب براي تعداد زيادي از كودكان، موثر باشد. اما اگر احساس مي كنيد كه او ميلي به بازيهايي از اين دست ندارد، بهتر است او را وادار به اين كار نكنيد. اگر انتخاب را بر عهده خود او بگذاريد، احتمال اينكه وقتي بزرگتر شد به آب علاقه بيشتري پيدا كند، بيشتر است.

افزایش تعادل بدنی کودکان با شنا

یک تحقیق علمی نشان می ‌دهد نوزادانی که آموزش شنا را از دو ماهگی آغاز کرده‌ اند، دارای بدن قوی‌ تری هستند.

مادران و پدران می ‌توانند با تمرین های مداوم شنا، حس تعادل نوزادان شان را قوی ‌تر کنند. یک گروه تحقیقاتی از کشورهای ایسلند و بریتانیا به این نتیجه دست یافتند که شنای نوزادان نه تنها باعث افزایش تعادل آن ها می‌ شود، بلکه هماهنگی جسمی آن ها را نیز تنظیم می‌ نماید. این دانشمندان گروهی از کودکان را مورد بررسی قرار دادند که در دوران نوزادی فعالیت ‌های مختلفی در آب داشته ‌اند.

مقایسه‌ دو گروه

در این پژوهش دو دسته والدین شرکت داشته ‌اند: نخست آن هایی که با فرزندان خود در دوران نوزادی شنا نرفته بودند و دیگر پدر و مادرانی که در دوران نوزادی با کودکان خود تمرین شنا کرده بودند.

دانشمندان دانشگاه علم و صنعت دانشگاه تروندهایم در نروژ به این نتیجه رسیده‌ اند که کودکانی که قبلا در دوران نوزادی شنا می‌ کرده ‌اند، نسبت به آن هایی که شنا نمی‌ کرده‌ اند، بهتر می ‌توانند در فعالیت‌ های ورزشی ظاهر شوند.

ژیمناستیک در آب

ورزش شنای نوزادان بین سنین دو تا هفت ماهگی انجام می ‌گیرد. در این بررسی 19 نوزاد دو ماهه، به مدت دو ساعت در هفته به تمرینات ژیمناستیکی مختلفی در آب، زیر نظر مربیان با تجربه پرداختند.

شنای نوزادان نه تنها باعث افزایش تعادل آن ها می‌ شود، بلکه هماهنگی جسمی آن ها را نیز تنظیم می‌ نماید

از جمله این تمرینات، گرفتن یک وسیله‌ شناور پلاستیکی در آب و حفظ تعادل بدن توسط نوزادان بود. علاوه بر این نوزادان در سه ماهگی می ‌توانستند روی کف دست مربیان با تعادل کامل بایستند.

افزایش تعادل بدن و مهارت در گرفتن اشیاء

پس از گذشت چهار سال و نیم از عمر نوزادان، دانشمندان مهارت‌ های به دست آمده در رابطه با این 19 نوزاد را با 19 کودک دیگر که در این تمرینات شرکت نکرده بودند، مورد مقایسه قرار دادند.

این دو گروه که خانواده‌ های شان موقعیت اجتماعی اقتصادی یکسانی داشتند، برای مقایسه در تمرینات ورزشی مربوط به هماهنگی جسمی، شرکت کردند.

نتیجه‌ به دست آمده حاکی از این بود که کودکانی که تمرینات شنا را پشت سر گذاشته بودند، تعادل بدن بیشتری داشتند. برای مثال توانایی آن ها روی یک پا ایستادن یا گرفتن توپ در هوا بیشتر از سایر کودکان بود.

به گزارش دویچه‌‌ وله، مسئولین این پژوهش در پایان این بررسی اظهار داشتند که تمرینات شنا نه تنها برای اندام‌ های بدن و حفظ تعادل کودکان مفید است، بلکه اثرات مثبت دیگری نظیر شرایط مناسب بدنی و اعتماد به نفس را نیز در پی خواهد داشت.

کودک چه موقع برای آموزش شنا آماده است؟

پاسخ کار‌شناس: بهتر است آموزش رسمی شنا را تا ۳ سالگی به تاخیر بیاندازید؛ زیرا کودکان زیر سه سال به لحاظ رشدی، آمادگی آموزش تنهایی را ندارند. بیشتر بچه‌های ۲ ساله تا مدتی نمی‌توانند به حرف مربی گوش دهند یا آموزش‌های او را دنبال کنند و فرا بگیرند. در صورتی که موارد ذکر شده مهارت‌هایی ضروری هستند که نه تنها لازمهٔ یادگیری شنا بلکه لازمهٔ ایمنی کودک در آب هستند.

اما شما و کودک نوپایتان می‌توانید با ایمنی کامل از کلاس‌هایی که امکان حضور مادران در طی جلسات آموزشی وجود دارد، استفاده کنید. در این کلاس‌ها شما در رخت کن، استخر و سایر مناطق همراه او هستید و بر او نظارت دارید. کلاس‌های مادر و فرزندی یا پدر و فرزندی کلاس‌های جذابی هستند. کودکتان را در آب قرار دهید و به او اطلاعات لازمهٔ ایمنی را بیاموزید. اگر کودک شما ۳ یا بالای ۳ سال است، اما خیلی در آب نبوده یا از آب می‌ترسد، قبل از ثبت نام او در کلاس‌های آموزش رسمی، بهتر است به صورت آزمایشی چند جلسه به همراه او در این کلاس‌ها شرکت کنید.

آموزش شنا برای کودکان ۳ ساله و بالای ۳ سال حول محور آمادگی مهارت‌های آبی می‌گردد که به سن کودک، میزان رشد و توانایی‌های فردی او بستگی دارد. این کلاس‌ها معمولاً با توجه به سن و میزان مهارت گروهبندی می‌شوند. بنابراین کودکان پیش دبستانیِ مبتدی (کودکان ۳ تا ۵ ساله) با سایر کودکان یعنی سن مدرسه ولی مبتدی (۶ تا ۸ ساله) با سایر مبتدیان هم سن و سال خود گروه بندی می‌شوند. کودکان با کار کردن در گروه‌های کوچک، قوانین سادهٔ ایمنی در آب، نگه داشتن نفس و حرکات ابتدایی دست و پا را می‌آموزند. همینطور که آن‌ها بزرگ‌تر می‌شوند و تجارب بیشتری کسب می‌کنند، مهارت‌های سخت تری را می‌آموزند. قبل از اینکه کودکتان را در کلاس خاصی ثبت نام کنید، دربارهٔ برنامهٔ مناسب او تحقیق کنید و برای موافقت خود با آن برنامه دلیل داشته باشید


برچسب‌ها: شنای کودکان, شناورشد کودکان, سن شروع شنا, بازیهای آبی
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 15:18 ] [ مژگان ]

آموزش ماساژ کودک

چرا ماساژ می‏دهیم؟

یادگیری و انجام ماساژ کودک، کار بسیار ساده‏ای است. چند وسیله کوچک لازم دارد و هیچ هزینه‏ای در بر ندارد، مگر مقداری وقت. منافع دراز مدت و کوتاه مدت آن برای کودکان زیاد است و از طرف دیگر والدین نیز با ماساژ بچه‏ها ارتباط مثبت و خوبی را با آنها برقرار خواهند کرد. دراین مقاله علاوه برمنافع ماساژ سعی کردیم مراحل این کار را نیز با استفاده از عکس به شما نشان دهیم.

منافع ماساژ برای کودکان

احساس امنیت: ارتباط جسمی بین کودک و یکی از والدینش، احساس عشق و علاقه و ارزشی را در او تقویت می‏کند و این احساس، به رشد عزت نفس و اعتماد به نفس در کودک می‏انجامد.

سلامت و تندرستی کل بدن: تحقیقات نشان می‏دهد: کودکانی که با محبت و مهربانی لمس می‏شوند، کمتر از آنانی که تماس محبت‏آمیز با والدین‏شان ندارند گریه می‏کنند یا بیمار می‏شوند. ماساژ، گردش خون را بهبود می‏بخشد و سیستم ایمنی بدن را نیز تقویت می‏کند. همین طور

کمک می‏کند که مایع لنفی در سرتاسر بدن پخش شود و مواد مضر نیز از بدن دفع گردد. ماساژ، درد و نشانه‏های بعضی از ناراحتی‏ها و بیماری‏های مزمن را تسکین و تخفیف می‏دهد. راحتی و آرامش را افزایش می‏دهد و به نوزادی که دایم گریه می‏کند، آرامش می‏بخشد.ماساژ، خودآگاهی از جسم را افزایش می‏دهد و عضلات را محکم و مفاصل را منعطف می‏کند. بدین ترتیب برای کودکان نارس (کودکانی که زیر وزن طبیعی به دنیا می‏آیند یا آنهایی که نیازهای ویژه‏ای دارند) منفعت ویژه‏ای دارد.

مهارت اجتماعی: با لمس کودک‏تان چگونگی برقراری ارتباط را به او آموزش می‏‏دهید. ماساژ به شما کمک می‏کند ارتباط غیرکلامی با کودک‏تان برقرار سازید و این موضوع باعث افزایش ارتباط زود هنگام شما با کودک خواهد شد. در نتیجه کم‏کم عزت نفس و توان برقراری ارتباط اجتماعی در کودک پدید خواهد آمد.

تحقیقات نشان می‏دهد: کودکانی که با محبت و مهربانی لمس می‏شوند، کمتر از آنانی که تماس محبت‏آمیز با والدین‏شان ندارند گریه می‏کنند یا بیمار می‏شوند.

منافع ماساژ برای والدین

آرامش و راحتی: وقتی کودک‏تان را ماساژ می‏دهید، کاملاً بر او متمرکز می‏شوید و با او تعامل برقرار می‏کنید. طبق تحقیقات گزارش شده که خود والدین نیز از این تعامل لذت می‏برند و احساس آرامش می‏کنند.

حساس شدن نسبت به کودک: اگر کودک را آن طور که دوست دارد نوازش کنید یا فشاری به او وارد آورید او در این حالت قادر به ابراز احساس خود نخواهد بود از این رو خود شما باید با نگاه به عکس‏العمل‏های او، آنها را

تفسیر کنید. با این روش شما می‏آموزید که از روی حرکات کودک منظور او را بخوانید یا درکش کنید و همین مسئله باعث افزایش مهارت‏های شما در نگهداری از او می‏شود.

ایجاد آرامش: ارتباط جسمی ناشی از ماساژ و تماس با کودک، در والدین نیز احساس آرامش و اطمینان ایجاد می‏شود. ارتباط غیرکلامی که همواره در حین ماساژ کودکتان برقرار می‏کنید، جرقه ارتباطی تعاملی و دو طرفه را روشن می‏کند تا آنجا که این ارتباط می‏تواند در آینده نیز بین هر دوی شما برقرار و ادامه داشته باشد.

آمادگی برای شروع ماساژ:

بهترین زمان برای ماساژ کودک‏تان زمانی است که او بیدار است. وقتی او را بغل می‏گیرید، تحت تاثیر خلق و خوی شما قرار می‏گیرد پس باید با خودتان نیز احساس آرامش و آسودگی کنید. هر نوع زیورآلاتی را که در دست دارید بیرون آورید و ناخن‏های‏تان را به اندازه کافی کوتاه کنید تا پوست لطیف کودک نخراشد. هر چیزی را که لازم دارید دور خودتان قرارش دهید تا وقتی ماساژ را شروع می‏کنید بر حرکات دست‏تان یا هر چیزی که کودک دوست دارد تمرکز داشته باشید.

استفاده از روغن

: تماس پوست با پوست رشد و نمو مطلوب را افزایش می‏دهد. پس درک کودک و ماساژ بدن برهنه او، راهی برای تقویت و پیشبرد این مسئله است. روغن کمک می‏کند تا دستان شما به آرامی روی بدن کودک حرکت کند. همچنین به شما اجازه می‏دهد تا حرکت ماساژ را تدریجا محکم‏تر کرده و مدت بیشتری، بدون اینکه وقفه‏ای ایجاد شود، او را ماساژ دهید. روغن، پوست را مرطوب می‏کند و این کار باعث جلوگیری یا به حداقل رساندن خشکی پوست می‏شود. از روغن بادام یا کنجد استفاده کنید. این روغن‏ها بوهایی ملایم دارند، سریع جذب پوست می‏شوند و پوست را تغذیه می‏کنند در صورت امکان روغن طبیعی را انتخاب کنید روغن‏های طبیعی کمتر از روغن‏های مصنوعی پوست را تحریک می‏کنند.

کودکانی که با محبت و مهربانی لمس می‏شوند، کمتر از آنانی که تماس محبت‏آمیز با والدین‏شان ندارند گریه می‏کنند یا بیمار می‏شوند

یک اتاق گرم:

کودکان وقتی برهنه هستند، سریع گرمای بدن‏شان را از دست می‏دهند، روغن نیز باعث کاهش حرارت بدن می‏شود، در نتیجه اتاق باید به اندازه کافی گرم باشد تا کودک‏تان احساس آرامش کند. 20درجه سانتی گراد دمای ایده‏آل اتاق است. اگر با لباس آستین کوتاه احساس سرما نمی‏کنید، گرمای شما برای ماساژ مناسب است.

برنامه ریزی درست و معقول: کودک را در فاصله بین دوبار شیر خوردن، ماساژ دهید. همچنین زمان تعویض پوشک میتواند زمان مناسبی باشد.

زمان: اوایل، برای ماساژ کل بدن 20 تا 30دقیقه را را در نظر بگیرید. عجله کردن یا انجام آن بین فعالیت‏های دیگرتان شاید بی‏فایده باشد و منجر به بی‏تابی کودک شود. وقتی که هر دو به ماساژ خو گرفتید، وقت کمتری را می‏توانید صرف این کار کنید.


برچسب‌ها: ماساژ, ماساژ کودکان, اثر ماساژ بر رشدکودکان
[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 14:57 ] [ مژگان ]

         یوگا برای کودکان                                                             

با صنعتی شدن جوامع ودگرگون شدن روابط و مناسبات انسانی، بشربیش از هر زمانی نیاز و لزوم آرامش را در زندگی خود احساس می کند. آرامشی که در پی ورود تکنولوژی و فناوری های مختلف و تاثیرات مخرب آنها از بین رفته و انسانها را از هویت اصلی و درونیشان دور کرده است. استرس ها و انواع ناراحتی های روحی، مشکلات و بیماریهای جسمی و حتی افکار و روشهای غلط زندگی عواقب و آثار شرایط زندگی عصر حاضر است. تاکنون روشها و ابزارهای گوناگونی برای مواجهه با این شرایط ایجاد و بکار گرفته شده است از قبیل آموزش مهارتهای زندگی، رفتار درمانی، آموزه های مذهبی، هنر، ورزش و ... اما در این میان شاید یکی از جامع ترین روشها که به نوعی از همه مزایای شیوه های فوق بهره گرفته یوگا باشد.

یوگاه به عنوان علمی دقیق و کاربردی با قدمتی بیش از سه هزار سال با هدف وحدت و یکی شدن جسم و ذهن به دنبال یافتن تعادل در تمام ابعاد زندگی است. کار کردن، معاشرت، تغذیه، ارتباطات و... هر یک جنبه هایی از زندگی را شامل می شود که باید برای حفظ سلامت آنها کوشید. در این بین کودکان نیز چون دیگر افراد جامعه چه به طور مستقیم و چه از طریق خانواده و والدین در معرض تنشها و فشارهای موجود در پیرامون خود قرار می گیرند علاوه بر این وجود ناکامیها ، تعارضها و اضطرابهایی که به علت ویژگیهای دوران کودکی تجربه می کنند و تاثیرات نامطلوب آنها، کودکان را نیازمند یاری و آموزش برای برخورد و حل مشکلاتشان می کند.

خانم شایسته نحوی مربی یوگا و پژوهشگر موسسه کودکان دنیا استفاده از یوگا برای رسیدن به آرامش را در مورد کودکان نیز توصیه می کند و بیان می دارد : «یوگا دارای دو بعد جسمی و ذهنی (روحی) است که از طریق ایجاد تعادل میان فعالیتهای نیمکره راست و چپ مغز، هماهنگی اعضا و افکار انسان را سبب می شود. یوگا علاوه بر جسم، ذهن را نیز کنترل کرده و کمک می کند که برخوردها و عکس العملهای افراد آگاهانه باشد و با ایجاد تمرکز، آرامش را برای انسان به دنبال دارد. از پراکندگی ذهن جلوگیری می کند و فرد را برای حضور در لحظه و دور شدن از گذشته، در عین اینکه از تجربیات آن سود می برد یاری می کند. کودکان به علت ویژگیهای سنی و توانائیهای رو به رشدشان، به خوبی می توانند آموزشهای یوگا را فرا گیرند و از تاثیرات مثبت آن بهره عمیق و ماندگار ببرند. وی با بیان اینکه حرکات یوگای کودک و بزرگسال با هم متفاوت است اشاره کرد چون کودکان نمی توانند زمان زیادی تمرکز داشته باشند زمانی که برای حرکات آنها در نظر گرفته می شود کوتاه و بین 3 تا 5 دقیقه است و در حالیکه حرکات یوگای بزرگسالان قوی تر و بیشتر روی ذهن کار می کند، یوگای کودکان همراه با بازی و سایر روشهای شاد صورت می گیرد. چون کودکان زندگی را بیش از هر چیزی با بازی تجربه می کنند».

«وی که دارای چندین سال سابقه کار یوگا می باشد ضمن تاکید بر اینکه بعد جسمی و ذهنی یوگا از یکدیگر قابل تفکیک نیست و یوگا کار بر روی شخصیت انسان است که هم بعد فیزیکی و هم بعد فکری و روحی را همزمان مورد تمرین و آموزش قرار می دهد، تمرینات جسمی یوگا را متنوع و با اهداف و نتایج گسترده عنوان کرد. از آن جمله تمرینات مربوط به تنفس که نحوه دم و بازدم صحیح به کودکان آموزش داده می شود و اینکه کودکان بتوانند آن را درک کنند و به شناختی از نحوه تنفس خود دست یابند و در عین حال با یادگیری تنفس عمیق و درست، اکسیژن لازم را به مغز خود برسانند؛ و همچنین تمرینات مربوط به ستون فقرات و نحوه صحیح نشستن و نیز تمریناتی که کشیدگی عضلانی ایجاد می کند و بدن را نرم و منعطف می سازد را، از جمله تمرینات جسمی یوگا برای کودکان بیان کرد».

کار برروی احساسات و هیجانات که در دوران کودکی جایگاه بخصوصی در یوگا دارد از مواردی است که نحوی به عنوان بعد ذهنی یوگا به آن اشاره می کند: «نحوه درک، بیان و کنترل احساسات همگی نکاتی است که کودک شاید به تنهایی نتواند از عهده انجام آنها برآید و یوگاه به کودک کمک می کند تا بتواند هیجانات منفی مثل خشم، عصبانیت، ترس و حتی شادی را کنترل کند. معمولا در شروع آموزشهای یوگای کودکان موضوعاتی که کودکان با آنها درگیر هستند مثل ترس از تنهایی عنوان می شود و لحظاتی به گفتگو و پرسش و پاسخ در مورد آن می پردازند در این مواقع کودکان به بیان احساساتشان نسبت به ترس تشویق می شوند حتی کودکانی که تمایل کمتری به بیان دارند با شنیدن خاطرات و صحبتهای دوستانشان از ترس ، اشتییاق بیشتری برای گفتگو به دست می آورند در پایان گفتگو از کودکان می خواهیم ترس خود را بر روی تابلو ترسیم کنند و این باعث خنده کودکان می شود و هر کودکی وسوسه می شود ترس خود را به صورتی نقاشی کند. با این کار علاوه بر اینکه ذهن آسیب دیده کودکان پاکسازی و سالمسازی می شود کودک نحوه بیان احساسات درونی خود را نیز فرا می گیرد و در نهایت آمادگی ذهنی لازم را برای شروع حرکات جسمی یوگا به دست می آورد». وی همچنین عنوان کرد: «تقویت تمرکز و تخیل که از نکات مشترک میان کار یوگای کودک با بزرگسالان است در یوگای کودکان دارای اهمیت است. مثل حرکت فوت کردن شمع یا در آوردن صدای زنبور که تمرکز ذهن را بالا می برد. یا دعوت از کودک برای قرار دادن خودش در جایی که به آن علاقه دارد و از او سوال می کنیم که چه می بیند و از این طریق دامنه تخیل او را رشد می دهیم و کودک در این مواقع علاوه بر اینکه نیازها و علایقش را نشان می دهد از حضور ذهنی در آن جا لذت می برد و با آن لذت از تخیلات خود بر می گردد.

«تقویت حواس پنجگانه نکته دیگری است که مربی یوگای کودکان به عنوان یکی از اهداف بزرگ یوگا از آن یاد می کند. مثل گوش دادن به آواها و صداهای اطراف و خوب دیدن پدیده های محیط پیرامون کودک، که در واقع آموزش درست دیدن به حساب می آید و بیشتر در قالب طبیعت گردی و گردش در فضای باز صورت می گیرد. مشاهده مظاهر طبیعت نه تنها به تقویت حواس کودک کمک می کند او را به شناخت جدید و برخوردی متفاوت آشنا می سازد . مشاهده حرکات گربه یا سگ یا گلها و گیاهان علاوه بر آشنایی با طبیعت زمینه لازم برای انجام حرکات جسمانی یوگا که برگرفته از پدیده های طبیعی است فراهم می کند. وقتی کودک را تشویق می کنیم به نحوه خوابیدن یا غذا خوردن و کشش بدن گربه نگاه کند با این عمل علاوه بر اینکه از برخی رفتارهای نادرست کودکان مثل آسیب رساندن به حیوانات جلوگیری کرده ایم، احترام به محیط زیست و حفاظت از آن را آموزش داده ایم. ترتیب اردوهای یک روزه در طبیعت به همراه غذایی ساده از خشکبار، کمک بزرگی در نشان دادن نظم و هماهنگی موجود در طبیعت و نتایج زیبا و آرامش بخش این نظم و هماهنگی به کودکان می کند».

«این مربی با اشاره به اینکه یوگا ورزش صلح و دوستی است و اینکه رقابت و برتری جویی در این ورزش جایگاهی ندارد انجام تمرینات یوگا در خانه را در ایجاد لحظاتی شاد و فضایی صمیمی بین اعضا خانواده بسیار مفید و سازنده دانست و یوگا را تمرین سلامتی در جمع عنوان کرد که خانواده را در ایجاد روابط سالم و بهبود مسائل و مشکلات موجود بین آنها از طریق ایجاد فرصتهایی برای درکنا رهم بودن یاری می کند».

یوگای کودک با تاکید بیشتر بر رشد احساسی و هیجانات آنها، زمینه بالا بردن درک و قوای هوشی را ایجاد می کند. یوگا اگر به صورت جدی و مستمر توسط خانواده ها برای کودکان اجرا شود و تنها به عنوان تفریح و گذران ساعات فراغت به آن نگریسته نشود می تواند تاثیرات مفید خود را بر جسم و روح کودک باقی گذارد. مربیان یوگا علاقمندند که به یوگا به عنوان واحدی درسی نگریسته شود که می تواند در کنار سایر مواد درسی سهم به سزایی در رشد و پرورش قوای کودکان داشته باشد.

مشاهدات نشان داده است که یوگا ورزشی بسیار مناسب برای رشد کودکان می‌باشد. این ورزش قدرت،‌ انعطاف پذیری و هماهنگی را در کودکان افزایش می دهد و به همین دلیل در سالهای اخیر در مدارس کشورهای پیشرفته به آن بعنوان یک واحد درسی توجه می شود.همچنین استرس موجود در بدن که ممکن است منجر به آسیبهایی در ورزشهای فیزیکی ‌گردد را کاهش می‌دهد. به طور کلی یوگا بدن را قوی و سالم می‌سازد.اگرچه سودمندیهای فیزیکی یوگا مشهود می‌باشد اما یوگا شخصیت کودکان را نیز می‌سازد. دربین تمام پیشرفتهایی که یوگا مسبب آن است می‌توان به اعتماد بنفس، خلاقیت و بالا بردن قوه تخیل اشاره نمود. همچنین کودکان با حضور در کلاسهای یوگا و در جمع بودن مهارتهای اجتماعی را نیز فرا می‌گیرند.

آیا کودکان به یوگا نیاز دارند؟

تحقیقات نشان داده است این ادعا که یوگا تنها برای بزرگسالان است درست نمی‌باشد. یوگا به کودکان این اجازه را می‌دهد که بدون قرار گرفتن در محیطی رقابتی سرزنده و موفق باشند. قبل از گذاشتن کودکان در کلاسهای یوگا بهتر است از هدف تمرینهای یوگا آشنا شوید. اگرچه حرکتهای متفاوت هدفهای متفاوتی دارند اما هدف اصلی یوگا قدردانی از تمامی مخلوقات و لذت بردن از زندگی است. یکی از هدفهای یوگا برای کودکان تمرین حس بصری آنها است که نیازمند تقلید از موجودات زنده می‌باشد. همانطور که آنها به تقلید کردن از گیاهان و موجودات زنده می‌پردازند به یکی بودن طبیعت‌ها و شباهت بین موجودات زنده پی می‌برند.

یوگیهای جوان

برنامه های مختلفی از تمرینات یوگا برای سنین مختلف وجود دارد. کودکان می‌توانند از سن دو یا سه سالگی همراه با والدین خود به تمرینات یوگا بپردازند . اما بهترین سن برای کودکان سن 7 سالگی می‌باشد.کلاسهای مختلفی که برای کودکان برنامه ریزی شده است انواع متفاوتی دارد که طبقه بندی آنها بصورت کلاسهای جدی و کلاسهایی همراه با بازی می‌باشد. بسیار ضروری است که والدین کلاسهایی را برای فرزندان خود انتخاب نمایند که کودکان در آنها احساس آرامش و راحتی داشته باشند .

همانطور که می دانیم کودکان هیچ تصوری از استرس و اضطراب ندارند. اگر آنها از کودکی وارد کلاسهای یوگا شوند و به یوگیهای جوان تبدیل شوند هیچ گاه در طول زندگی استرس را تجربه نخواهند نمود.

تهیه و ترجمه: گروه سلامت سیمرغ

 

 

[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 11:52 ] [ مژگان ]

روش هاي ياد دهي و ياد گيري رياضي

( در دوره ي ابتدايي )

چکيده

عدم توجه به آموزش کافی و درست در دوره ی ابتدايی مشکل بزرگی است . چه بسيار دانش آموزانی که به سطح دوره ی راهنمايی می آيند و هنوز از درک يک مسئله ی ساده ی رياضی عاجزند ، به اين علت که دوره ی ابتدايی ، يک دوره ی حساس در آموزش محسوب می شود و در صورت توجه نکردن به آن ، مشکلات زيادی در آينده ايجاد خواهد شد . در اين جا ، اين سوال پيش می آيد که ، چگونه می توان مفاهيم اوليه ی رياضيات را از دوره ی ابتدايی برای دانش آموزان ياد داد تا درک درستی از آن ها پيدا کرده و بتوانند در زندگی از آن ها استفاده نمايند؟ و چگونه می توان از به وجود آمدن مشکلات آموزشی رياضيات در آينده جلوگيری کرد ؟ ما در اين مقاله، به روش های نوين آموزش رياضی در دوره ی ابتدايی پرداخته ايم ، همچنين مشکلات و چالش هايی را که مربوط به روش های سنّتی هستند ، مطرح کرديم. روش هايی که در اين مقاله ارائه شده اند ، روش هايی هستند که ميل و رغبت دانش آموزان را به درس رياضی بيشتر کرده و آن ها را کنجکاوتر می سازند.

۱- مقدمه

يکي ازعواملي که در فرايند هاي ياد گيري و درنتيجه در وضعيت آموزش رياضي دردوره ي ابتدايي تاثيرمي گذارد ، روش هاي ياد دهي و ياد گيري اين درس است . امروزه سرعت رشد علم هر ثانيه افزايش مي يابد ، به همين جهت ، روش هاي آموزشي متاثر از همين رشد و تحول تکنولوژي ، همچنين تغيير سلايق ، نياز ها و انتظارات دانش آموزان تغيير مي کند . بنابراين در عصر امروز يک معلم بايد روش هاي آموختن و تجربه کردن را به دانش آموزان ياد دهد نه اين که به انتقال اطلاعات و روابط بين خود و آن ها بپردازد . پس بايد روشهاي نوين و جديدي بر اين اساس پايه گذاري شود .

رياضيات ، علمي با مفاهيم ذهني و انتزاعي است ، يعني بسياري از مفاهيم رياضي ، تصوّر اتي از اشيا هستند که ترجمان آن ها به همان صورت ذهني در دنياي واقعي ميسر نيست . انتزاعي بودن علم رياضيات امکان احساس مفاهيمش را دشوار و در نتيجه آموزش و ياد گيري آن را سخت کرده است به طوري که روش هاي آموزشي خاصي را مي طلبد . روش هاي آموزشي در ابتدا بايد حالت کاربردي داشته باشند تا دانش آموزان دوره ي ابتدايي بتوانند توانايي لازم براي درک آن ها را در خود ايجاد نمايند. با توجه به بررسي ها مي توان گفت که وابستگي شديدي بين روند هاي ياد گيري و روش هاي ياد دهي وجود دارد اما دقيقاً نمي توان مشخص کرد که رياضيات چگونه ياد گرفته مي شود.

چون ياد دهي – ياد گيري يک علم نيست ، معلم مي تواند روش هاي خاص خود را براي آموزش رياضيات در دوره ي ابتدايي به کار ببرد . اين روش ها بايد طوري برنامه ريزي و ابداع شوند که بتوان به وسيله ي آن ها تمام منابع دروني کودک در حال رشد را پرورش داد . به عبارت ديگر در آموزش رياضي در اين دوره ، بايد از روش هايي بهره برد که توانايي ذهني – رياضي دانش اموزان را تقويت کند ، باعث رشد فکر و ايده در ذهن آنان شود و در نتيجه ياد گيري فعال ايجاد نمايد .

شيوه ي آموزش براي رياضيات بخصوص در دوره ي ابتدايي بايد با کشاندن دانش آموز به راه کشف و شهود، آماده ساختن او به پژوهش ،عادت دادن او به تفکر منطقي، تشويق او به پرسشگري و جستجو گري و با خلاق ساختن ذهن او همراه باشد و از آن جا که کاربردهاي امروزي رياضيات، از چار چوب موضوع هاي درسي اين علم ( عدد و شکل هندسي ) پا فراتر گذاشته است ، مي توان مهارت هاي ذکر شده را با نمونه هاي جدي و آموزنده اي از کاربرد رياضيات تلفيق کرد و بعد آن ها را به دانش آموزان ياد داد .

۲- چالش هاي پيش روي روش هاي ياد دهي - ياد گيري رياضي در دوره ي ابتدايي

در کشور ما ، در اکثر مدارس ، روش هاي سنّتي براي ياد دهي و ياد گيري رياضي به کار مي روند و برخي از اين روش ها ، از پايه اشکالاتي دارند بخصوص اگر از دوره ی ابتدايی مورد استفاده قرار گيرند که در اين صورت مي توانند در آينده مشکلات جبران ناپذيري براي دانش آموزان ايجاد نمايند، چون بخش عمده اي از وضعيت نامطلوب و مشکلات آموزش رياضي، به دوره ي ابتدايي بر مي گردد. در اين دوره از روش هاي مناسب و جديد آموزش مفاهيم رياضيات استفاده نمي شود و دانش آموزان از همان ابتدا با روشهاي غلط آموزش مي بينند که نتيجه ی آن درک نکردن درست مفاهيم رياضي است . مشکلاتي که اين روش ها ايجاد مي کنند شمردني نيستند . در زير به برخي از مشکلاتي که اين روشها ايجاد مي کنند ، اشاره مي کنيم .

۲-۱. ايده های جديد مثل عمل ضرب ، به طريقی ياد گرفته می شوند که به سختی می توان آن ها را رياضی گونه ناميد . در واقع اين روش ها دانش طوطی وار توليد می کنند که تقريباً هرگز نقشی در تشکيل يک شبکه ی مفيد از ايده ها ندارند.. به عنوان مثال ، دانش آموزان حاصل ضرب ۵۶ = ۸ × ۷ را به صورت « هَفَلَشتا ، پَلَنگ و شيش تا » ياد می گيرند که اصلاً مرتبط با رياضيات نيست.

۲-۲. در روش هاي سنتي ، اصلاً به ويژگيهاي رشد ذهني دانش آموزان توجهي نمي شود در صورتي که اگر غير از اين بود ، ياد گيري بسيار آسان تر مي شد . در واقع در اين روشها ، يک دانش آموز ابتدايي به صورت اشتباه آموزش مي بيند و به ياد گيري با اين روش ها عادت مي کند به طوري که در سال هاي بعد ترک اين روش ها آنقدر مشکل مي شود که دانش آموزان ترجيح مي دهند در ياد گيري خود ا ز روش هاي ديگر استفاده نکنند .

۳-۲ بيشتر روش هاي سنتي آموزش رياضي ، معلم محور هستند . يعني در هنگام تدريس معلم ، دانش آموزان نقش فعالي در ياد گيري ندارند و فقط معلم فعاليت مي کند. در اين صورت اصلاً ياد گيري عميقي اتفاق نمي افتد . بدين ترتيب دانش آموزان حتي قدرت نطقشان نيز تقويت نمي شود و از اعتماد به نفس قابل توجهي برخوردار نخواهند بود. ممکن است در بين دانش آموزان ، يکي ، دو نفر با ديگران متمايز بوده و بهتر عمل کنند ولي اکثر بچه ها از مشکلات بسياري در کلاس رنج می برند..

۴-۲. در روش های قديمی ، بيشتر به نکته های امتحانی توجه می شود که در اين صورت ، دانش آموزان رياضيات را سطحی ياد می گيرند و چيزی از انديشه ی رياضی باقی نمی ماند. در حال و هوای آماده شدن برای امتحان ، مفاهيم و مطالب اصلی و بنيانی رياضيات کنار می روند. ، معلم در اين روش ها ، اساسی ترين موضوع ها را ، به درد نخور ، می داند و سريع ، خود را به ياد دادن روش های حل مسائل امتحانی می رساند. ظاهراً همه چيز درست است ولی در واقع چنين نيست و در حافظه و ذهن دانش آموزان چيزی به نام رياضيات وجود ندارد.

۵-۲. به نظر می رسد که برخی از روش های مورد استفاده در مدارس ما ، طوری هستند که گويی ذهن دانش آموزان را لوح سفيد می پندارند در حالی که آن ها هرگز ايده ها را زمانی که معلم ها آن ها را نمايش می دهند ، جذب نمی کنند . در عوض ، دانش آموزان ، آفرينندگان دانش خويش هستند. بايد دانش آموزان را به مواجه شدن با ايده های جديد ، تلاش برای جفت و جور کردن آن ها با شبکه های موجود ذهنی خود و چالش با ايده های خود و ديگران تشويق کرد که در روش های قديمی ميسر نمی شود.

۳- روش هاي نوين آموزش رياضي ( در دوره ي ابتدايي )

مشکلاتی که در روش هاي آموزش رياضيات در دوره ي ابتدايي وجود دارد ، ما را ملزم مي سازد که به دنبال روش هاي نوين آموزشي باشيم ، به طوري که بتوانيم با به کار گيري اين روش ها ي جديد ، مفاهيم رياضيات را آن طور که بايد ، در سطح ابتدايي به دانش آموزان ياد دهيم . از روشهايي استفاده کنيم که با تفهيم همراه باشد و انديشه ها را بياموزد. همچنين از روش هايی استفاده کنيم که انواع فعاليت ها و کار های عملی در آنها لحاظ شده است.

دانش آموزان ابتدايي ، بايد از همان ابتدا رياضيات را درک کرده و بفهمند . فهميدن رياضيات به معناي انجام دادن آن است و انجام دادن رياضي ، توانايي حل مسائل آن محسوب مي شود. توانايي حل مسائل رياضي ، محدود به مسئله هاي ساده نمي شود، کودکان بايد مهارت هاي لازم را کسب کنند و با تکنيک هاي حل مسئله آشنا شوند و به طور کلي بتوانند به حل مسئله بپردازند .

در اين قسمت ، به بررسي روش هاي مختلف آموزش رياضيات در دوره ي ابتدايي مي پردازيم ، همچنين مطرح مي کنيم که چگونه مي توان از اين روش ها براي آموزش مفاهيم رياضي در دوره ي ابتدايي بهره برد. مي توان گفت که يکي از راه کار هاي بهبود وضعيت آموزش رياضي ، بهبود روش هاي به کار گرفته شده در آموزش اين درس است. هر يک از روش های ذکر شده در زير ، برای يک مفهوم رياضی در نظر گرفته شده است .

۱-۳. آموزش مفاهيم رياضی از طريق نقاشی- رسم ( آموزش هندسه و اندازه گيری ) : نقاشی کردن برای دانش آموزان ابتدايی ، جذابيت خاصی دارد شايد به اين دليل که نقاشی زيبا است و زيباتر آنکه، نقاشی ، فضايی است که در آفرينش آن ، هندسه نقش اوليه را بازی می کند . پس رياضيات هم زيبا است و می توان مفاهيمی چون اشکال هندسی و اندازه گيری را با روش نقاشی – رسم به دانش آموزان ابتدايی ياد داد. در روش نقاشی – رسم از دانش آموزان خواسته می شود با استفاده از اشکال هندسی و خط کش و وسايل نقاشی ديگر مثل مداد رنگی ها يک نقاشی بکشند.

اين نقاشی ها برخلاف نقاشی های معمولی دانش آموزان هستند و در واقع ترسيمات هندسی در آن ها ديده می شود که با اندازه گيری دقيق رسم شده اند. در ابتدا از نقاشی های ساده تر برای آموزش يک مفهوم استفاده می شود بعد متناسب با مفهوم مورد نظر می توان از نقاشی – رسم های مناسبی استفاده کرد.

روش نقاشی- رسم ، باعث می شود که دانش آموزان در سال های بعد ، قوه ی بالاتری برای تطبيق مسائل با اندازه گيری ها داشته باشند. در واقع اين روش ، قسمتی از مغز را فعال می کند که در سال های بعد به عنوان زمينه ای برای حل مسئله به کار می رود.

شکل ۱. نمايش استحکام شکل در نقاشی- رسم ( کاربرد رياضی )

۲-۳. آموزش مفاهيم رياضی با استفاده از عمل و آگاهی ( آموزش طول و مساحت با مستطيل ) : در اين روش ، کلاس منعطف و دانش آموز محور است ، دانش آموزان بازی می کنند ، اما در واقع در حال ياد گيری هستند و در حين بازی ، ايده های خود را رشد و توسعه می دهند. معلم به آن ها مواد مختلف می دهد ، مثلاً کاغذ شطرنجی و تعداد قابل توجهی مکعب . در اين روش ، ياد دهی همراه با فعاليت است ـ ياد دهی به وسيله ی عمل و آگاهی .

به عنوان مثال ، فرض مي کنيم می خواهيم در کلاس درس ، در مورد مستطيل ها بحث کنيم . مستطيل ، چيزی است که بايد توسط عمل و تصور فهميده شود پس برای آموزش آن به دانش آموزان ابتدايی و برای اين که آن ها مفهوم مستطيل را درک کنند از چيز هايی که قبلاً به قدر کافی ديده و لمس کرده اند استفاده می کنيم. همه ی دانش آموزان، يک اتاق و ديوار های آن را ديده اند . اگر به دانش آموزان بگوييم اين ديوار ها به شکل مستطيل هستند آن ها ياد خواهند گرفت که مستطيل چيست. هدف از ياد گيری مستطيل ، درک مفهوم طول و مساحت است. وقتی دانش آموزان طول و محيط مستطيل را ياد گرفتند ، به ياد دادن مساحت مستطيل ها می پردازيم. مستطيل ها از مربع های واحد ايجاد می شوند ، به اين ترتيب به ايده ی مساحت می رسند. از دانش آموزان می خواهيم ، روی يک برگ کاغذ ، مستطيل هايی را بکشند که با يکديگر هم پوشانی داشته و دارای محيط های يکسان ، مثلاً محيط ۲۰ باشند. دانش آموزان با انجام اين فعاليت می فهمند که با اين محيط ، نه مستطيل وجود دارد.

شکل۲

از دانش آموزان می خواهيم فعاليت ديگری را انجام دهند . اين بار از آن ها می خواهيم مستطيل هايی را رسم کنند که مساحت های يکسانی مثلاً ۲۴ واحد مربع دارند. بعد به عنوان راهنمايی به آن ها می گوييم که در يک برگ کاغذ ، اين مستطيل ها را کنار هم بکشند . اگر گوشه های مستطيل ها را که با هم ، همپوشانی ندارند به هم وصل کنند ، يک خط منحنی جالب درست می شود.

شکل ۳

۳-۳. آموزش مفاهيم رياضي با استفاده از بازي : در اين روش ، درگيری فعال دانش آموزان ابتدايی با مفاهيم عددی رياضی مطرح است. در واقع در اين روش می توان عمليات و مفاهيم رياضی را به سادگی به بازی های مختلف تبديل کرد ، بازی هايی که آموزشی بوده و خيلی موفقيت آميز هستند. سالتز ( SALTZ ) ، در سال ۱۹۸۱ با پژوهش و تحقيق متوجه شد كه فعاليت سبب تسريع در يادگيري مي شود . يعني نتايج تحقيقات سالتز نشان داد كه يادگيري ( اعم از يادگيری مفاهيم رياضي ) همراه با حركت ( بازي ها ) بهتر صورت مي گيرد. در اينگونه بازی ها ، دانش آموزان هم فعاليت جسمی دارند و هم فعاليت ذهنی .

به عنوان مثال ، در زير به يکی از اين بازی ها اشاره می کنيم :

۱-۵-۳. بازیِ روی خط ها بدو ( آموزش اعداد ) : در اين بازی ، معلم عددی را شفاهی می گويد يا روی تخته سياه می نويسد . خطوطی به صورت اشکال متمايزی با ترکيب هم ، روی زمين کشيده شده اند . دانش آموز بايد عدد مشابه را با دويدن روی خط های درست بيابد .دانش آموز می تواند با حرکات مختلف ديگر مثل جهيدن ، لی لی کردن و ساير شکل های مناسب نيز عدد مشابه را روی زمين بيابد. معلم هم می تواند قبل از فعاليت دانش آموز، عدد روی تخته را پاک کند و بازی را به صورت های مختلف در آورد چون بازی های مختلف سبب می شوند ، کودکان درک دقيقتری از مفهوم عدد پيدا کنند.

در آموزش از طريق بازی ، وضعيتی برای دانش آموزان ايجاد می شود تا خودشان معانی ، روش ها و ادراک معنای عدد را برای خود بپرورانند و در نتيجه ژرفای قابليت دانش آموزان در درک معنای عدد تقويت می شود.

به عنوان مثال، اگر روی زمين ، شکلی مانند شکل زير کشيده شده باشد ، دانش آموز بايد در آن شکل ، به عنوان مثال عدد ۸۴ را با فعاليت گفته شده نمايش دهد.

شکل ۴

بسياري از بازي ها ، نه تنها حاوي مطالبي هستند كه به فعاليت هاي حافظه كمك مي كنند ، بلكه حاوي نكاتي هستند كه به دانش آموزان ابتدايي مي آموزند كه چگونه به خاطر بسپارند . در اين بازي ها ، يادگيري و روش هاي تمرين براي تقويت حافظه عملي مي شوند.و در نتيجه ياد گيري بسياري از موضوعات رياضي كه با حافظه سر و كار دارند بهبود مي يابند. در اين گونه بازی ها ، موقعيتی برای دانش آموزان بوجود می آيد که خود را موظّف به استفاده از رياضيات می بينند و در نتيجه مفاهيم رياضيات را بهتر ياد می گيرند .

۳-۴. آموزش مفاهيم ريِاضی با استفاده از فبک ( فلسفه برای کودکان ) :روش فبک ، يکی از روش هايی است که برای ارتقای سطح فکری دانش آموزان کاربرد دارد. اين روش به دانش آموزان می آموزد که به جای حفظ طوطی وار مطالب و مفاهيم رياضی ، به تفکر در باره ی مسائل مورد نظر بپردازند تا قدرت ذهنيشان افزايش يابد. کتاب های درسی فبک نيز طراحی شده اند .

روش فبک در پاِيه ی چهارم ابتدايی شامل برنامه ی درسی بدين صورت است : برنامه ی درسی شامل داستان « کيو و گاس » است و راهنمای آموزشی معلم ، « به نام شگفتی در دنيا » ، آن را همراهی می کند. هدف ، آوردن کودکان به سطحی است که بتوانند استدلال صوری را در مراحل بعدی توليد کنند. در اين پايه ، به تصورات انتزاعی مثل عدد توجه بيشتری می شود.

دانش آموزان ، زمانی به رياضيات رغبت نشان خواهند داد که از آن لذت ببرند و در روش فبک ، اين هدف برقرار می گردد.

۳-۵. آموزش مفاهيم رياضي به روش هوش منطقي رياضي ( آموزش اعداد ) : می توان روش هوش منطقی رياضی را چنين تعريف کرد : معلم چرتكه اي به سر كلاس مي برد يا از بازي هاي عددي چون ‹‹ حب بازي ›› استفاده مي كند و به بچه ها مسائل رياضي مي دهد و شمارش و چهار عمل اصلي رياضيات را به آن ها مي آموزد . هوش منطقي رياضي در اصل توانمندي كودك دبستاني در درك اعداد ، فهم تناسب ها ، حل مسئله و كاوشگري را سازماندهي ، هدايت و شكل دهي مي كند. هر اندازه در كلاس ابتدايي هوش منطقي - رياضي در سطوح عميق تري تقويت شود و پرورش يابد ، در آينده ، دانش آموزاني فعال تر ، منطقي تر ، كنجكاو تر ، خلاق تر خواهيم داشت .

۳-۶. آموزش مفاهيم رياضي از طريق داستان ( آموزش خط ها و انواع آن ) : استوارت جي مورفي متخصص آموزش ديداري معتقد است که بسياري از كودكان در يادگيري مشكل دارند و در دريافت مفاهيم رياضي با دشواري روبرو هستند. بنابراين با كتاب هاي داستاني كودكانه اي كه داراي مفاهيم رياضي هستند مي توان آنها را وارد زندگي كودكان كرد.به عنوان مثال برای آموزش خط و انواع آن می توان داستان خيالی زير را برای دانش آموزان تعريف کرد :

« روزی روزگاری ، يک شهر عجيب وجود داشت که همه ی ساکنان آن به شکل انواع خط بودند . در اين شهر دو پسر زندگی می کردند به نام پسر خط شکسته و پسر خط خميده . روزی اين پسر خط ها به کوچه ی باريکی رسيدند . وقتی خواستند از کوچه بگذرند ، با هم دعوايشان شد چون پسر خميده به خاطر خميدگی های بدنش ، براحتی از کوچه رد می شد ، ولی پسر خط شکسته تمام عرض کوچه را می گرفت » .

۴. نتيجه گيری

با توجه به آنچه که در اين مقاله مطرح شد می توان از رياضيات به عنوان زبانی که برای ارتباط با طبيعت به کار می رود ، نام برد همان طوريکه هيبس ، فيزيکدان آمريکايی ، آن را زبان طبيعت می نامد. بنابراين برای آموزش اين علم به دانش آموزان ابتدايی ، بايد از طبيعت بهره برد. روش هايی که ما در اين مقاله مطرح کرديم به نوعی با طبيعت رابطه داشتند. پس برای ياد دهی و ياد گيری بهتر رياضيات ، بايد از روش هايي استفاده کرد که برای مفاهيم انتزاعی رياضی ، زير بنای عينی ايجاد می کنند. همچنين ، روش هايی را به کار برد که فرصت فعاليت فردی را به دانش آموزان بدهند و باعث بروز استعداد ها و خلاقتيت های آن ها گردند.

می توان از وسايلی استفاده کرد که در مجسم ساختن روابط انتزاعی رياضيات ، نقش اساسی دارند. مثلاً وسايل شنيداری – ديداری از جمله ، فيلم های رياضی بی صدا ، معروف به تک مفهومی ها .

پيشنهادات

۱- ايجاد کلاس های مخصوص رياضيات در مدارس : کلاس ها ی مخصوص رياضيات با آزمايشگاه رياضيات اين تفاوت را دارند که از اين کلاس ها می توان در مدارس محروم نيز بهره برد . در اين کلاس ها از وسايل ساده می توان برای آموزش مفاهيم ابتدايی رياضيات استفاده کرد. محوطه ی اين کلاس ها و ديوار های آن به صورت اشکال هندسی ، رنگ آميزی شده اند. ميز ها گرداگرد کلاس چيده شده و روی هر ميز ، وسايل ساده يا به نسبت امکانات ، کمی پيشرفته ، قرار دارند. به عنوان مثال، می توان از مکعبهايی که از مقوا درست شده اند يا چوب هايی که به شکل مکعب هستند نام برد. به طور کل ، اين کلاسها ، رياضی وار است و رياضيات را تداعی می کنند.

۲- ايجاد اتوبوس رياضی برای گردش علمی رياضی : گردش علمی ، يکی از روش هايی است که می تواند در ياد گيری ، موثر باشد. برای تثبيت اين اثر می توان از اتوبوس هايی استفاده کرد که رياضی وار ، طراحی شده اند. يعنی، وقتی دانش آموز ابتدايی وارد اين اتوبوس ها می شود ، همه چيز را به صورت اشکال هندسی با رنگ های شاد می بيند. دانش آموزان ، با اين اتوبوس ها به محلی که توسط معلم و مسئولين در نظر گرفته شده است ، می روند و فعاليت هايی که معلم از آن ها می خواهد انجام می دهند. مثلاً ، معلم از آن ها می خواهد که اشکال هندسيی را که می بينند ، نام ببرند.

 

[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 11:41 ] [ مژگان ]

چکار کنم قدفرزندم بلند بشه

عامل ژنتیک و محیط تعیین کننده میزان قد هستند. از بین این دو عامل، ژنتیک نقش مهمتری را ایفا می‌کند. رشد قد از زمان تولد تا پایان دوران بلوغ ادامه دارد.در طول این مدت از طریق رژیم‌های غذایی مناسب و تمرینات خاص ورزشی می‌توان میزان رشد را افزایش داد. در پسرها بیشترین میزان افزایش قد از سن ۱۳ تا ۲۰ سالگی و در دختران از ۱۱ تا ۱۸ سالگی است.
تمرینات ورزشی مخصوص افزایش قد باید صبح زود انجام شود.
این تمرینات شامل حرکات کششی، یوگا، آویزان شدن از بارفیکس، شنا و... است.

یوگا
یوگا یکی‌ از ورزش‌هایی است که علاوه بر اینکه سلامت فرد را تقویت می‌کند به رشد قد در او کمک می‌کند (در شرایطی که فرد در مرحله رشد باشد) از طریق تمرینات یوگا ستون فقرات کشش پیدا می‌کند و در نتیجه ماهیچه‌های ستون فقرات تقویت می‌شود.
این حرکات باعث می‌شود مایع میان دیسک‌های ستون فقرات افزایش پیدا کند.

حرکات کششی
یکی‌ از مؤثرترین تمرینات برای افزایش قد حرکات کششی است که هر کس بدون نیاز به لوازم ورزشی می‌تواند آنها را انجام دهد. به کمک این حرکات ماهیچه‌ها تقویت می‌شوند، غضروف ستون فقرات ضخیم‌تر شده و در نهایت باعث افزایش قد می‌شود.

بارفیکس
فرد بایست روزانه چند مرتبه و هر بار ۱۰ تا ۲۰ ثانیه از بارفیکس آویزان شود.
جاذبه زمین باعث به هم فشرده شدن ستون فقرات می‌شود و بافت‌های اطراف آن را نازک‌تر می‌کند و در نتیجه قد کوتاه‌تر می‌شود.
آویزان شدن از بارفیکس برعکس جاذبه زمین عمل می‌کند و باعث افزایش قد می‌شود.

شنا
از میان انواع شنا، شنای قورباغه بیشتر از بقیه به کشش ستون فقرات کمک می‌کند.
از طرفی‌ نیز شناور بودن در آب اثر جاذبه زمین را خنثی کرده و از این رو در افزایش قد مؤثر است.

تغذیه
در کنار ورزش، تغذیه مناسب نیز در رشد قد مؤثر است.
یک رژیم غذایی مناسب باید هر ۶ گروه غذایی (میوه جات، سبزیجات، پروتئین‌ها، حبوبات، چربی‌ها و غلات) را شامل شود.
تحقیقات نشان داده ویتامین آ، پروتئین و روی بیشترین تأثیر را در افزایش قد دارند.

ویتامین ها
ویتامین آ .
مواد غذایی نظیر هویج، پرتقال، لیموترش، جگر، ماهی قزل آلا، گوجه فرنگی و... سرشار از ویتامین آ است.
ویتامین د

نیز به رشد افراد کمک زیادی می‌کند، از این رو مصرف این ویتامین برای کودکان ضروری است.
کمبود ویتامین دی در کودکان میزان رشد را پائین می آورد.

ریزمغذی روی به رشد، سلول سازی و بازسازی بافت‌های بدن کمک می‌کند.
کمبود روی مشکلاتی نظیر مشکلات گوارشی را به دنبال دارد.
این ماده در شیر، تخم مرغ، سبزیجات، غلات و غذاهای دریایی موجود است.
نوجوانانی که در سنین رشد هستند و افزایش قد خوبی ندارند می توانند با مصرف مکمل ویتامینها و املاح ، طبق دستور و مصرف هفتگی آهن ، رشد قدی شان را بهبود بخشند. پس توصیه می شد کسانی که می خواهند قد بلند تری داشته باشند هفته ای یکبار جگر و دو بار غذای دریایی میل کنند وهر روز چند عدد ، بادام ، بادام زمینی وگردو بخورند .

یک نکته بسیارمهم در افزایش قد ، انجام فعالیت های ورزشی است . هر چه تحرک ما بیشتر باشد گردش املاح استخوانی بیشتر خواهد بود و این مساله به رشد قدی کمک خواهد کرد. ورزشهایی مثل بسکتبال، والیبال، شنا، بدمینتون و تنیس برای کمک به افزایش قد بسیار مفید اند.

با انجام حرکات کششی میتوان تا 3 اینچ(7.5 سانتیمتر) قد بلندتر شد. در حالی که هدف اصلی عمده حرکات بر ستون فقرات معطوف است، محققین بر این باورند که با ترکیبی ازحرکات سبک یوگا و انجام چنین حرکاتی ، ماهیچه ها هماهنگی یافته ، تقویت شده، رشد و توسعه می یابند.

فاکتور های جانبی مهم در رشد و افزایش قد

از جمله مهم ترین فاکتورهای جانبی تاثیر گذار بر افزایش قد افراد می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- خوابیدن

خوابیدن از جمله اصلی ترین مولفه های محرکه رشد و افزایش قد در انسان به شمار می آید. اگر چنانچه پیش از دوران بلوغ برنا مه استراحت و خواب فرد منظم بوده وفرد ازبرنامه منسجمی جهت استراحت به موقع و کامل شبانه بر خوردار باشد. در این صورت ستون فقرات فرد دراز تر شده و قد فرد افزایش می یابد.

2- حالت عمومی بدن(طرز نشستن و ایستادن)

برخورداری از حالت مناسب قرار گرفتن بدن به هنگام نشستن و ایستادن فواید جسمانی و فیزیولوژیکی متعددی برای فرد به همراه دارد که از جمله مهم ترین این فواید می توان به سلامت بخش پشتی بدن(کمر) و افزایش درازی ستون فقرات و در نتیجه افزایش قد فرد اشاره نمود.

افزایش قد در بزرگسالان

قد متوسط برای پسران شامل میانگین قد پدر و مادر به علاوه 5/6 و برای دختران میانگین قد پدر و مادر منهای 5/6 است. و پس از بلوغ به طور معمول افزایش رشد قدی در حدود 6 تا 7 سانتی متر خواهد بود.

انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی مانند کلسیم،‌ روی و منیزیم همگی عوامل تعیین کننده بر میزان قد است. سبزی‌ها و میوه‌ها، ‌انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی به خصوص پیش‌سازهای ویتامین A را در رژیم غذایی تامین می‌کنند. کمبود متوسط تا شدید ویتامین A مانع رشد مطلوب کودکان می‌شود. منابع سرشار از ویتامین A عبارت اند از اسفناج، زردآلو، طالبی و... دریافت کافی کلسیم به ویژه در دوره رشد طولی استخوان‌ها بسیار حایز اهمیت است. بنابراین تغذیه با شیر،‌ ماست، پنیر و انواع کلم را باید به نوجوانان پیش از رسیدن به سن بلوغ توصیه کرد. همینطور استفاده از نور خورشید و دریافت ویتامین D از منابع غذایی مانند تخم مرغ،‌ خامه،‌ شیر و کره مدنظر قرار گیرد.

باید توجه داشت که برای داشتن وضعیت مناسب هورمونی یکی از عوامل مهم وزن مناسب است زیرا وزن اضافی، بلوغ زودرس را به دنبال خواهد داشت و رشد قدی را محدود خواهد کرد. برای رسیدن به قد مطلوب، باید وزن کودکان را در محدوده طبیعی حفظ کرد. از طرفی ترشح هورمون رشد که تاثیر مهمی در رشد مطلوب دارد، کاملا تحت تاثیر تغذیه فرد است و با مصرف زیاد مواد قندی و گلوکز کاهش و با مصرف غذای غنی از پروتئین افزایش می‌یابد. در انتها لازم است متذکر تغذیه صحیح، خواب مناسب، فعالیت فیزیکی، و حفظ وزن مناسب در محدوده طبیعی در رسیدن به حداکثر رشد قدی بسیار موثر است.

مصرف روزانه غذاهای زیر را توصیه میکنم: روزانه یک عدد تخم مرغ

عسل - خرما - بادام - گردو - فندوق - پسته - کشک -شیر گاو -ماست_ روغن زیتون - روغن کنجد - روغن حیوانی_تخمه کدو_قره قروت_شیره خرما_کلم_پنیر_اسفناج_زردالو_طالبی هویج، پرتقال، لیموترش، جگر، ماهی قزل آلا، گوجه فرنگی _ماهی و میگو_بادام زمینی

 

[ شنبه بیست و هفتم خرداد 1391 ] [ 11:40 ] [ مژگان ]

شيوه آموزش مفاهيم ديني به کودکان



در اين مقاله سعي شده است به يکي از مهم ترين موضوعات علم آموزش يعني شيوه آموزش مفاهيم ديني به کودکان پرداخته شود گرچه اين اثر به مثابه بحر در کوزه کردن است که به قبل مولانا :
گر بريزي بحر را در کوزه اي چند گنجد ؟ قسمت يک روزه اي !

شناخت ويژگيهاي کودکان :
براي آموزش دين به کودکان اولين چيزي که بايد مد نظر داشت و نسبت به آن آگاهي پيدا کرد شناخت روحيات و ويژگيهاي کودکان و همچنين شناخت مراحل رشد آنهاست . بايد توجه داشت که وجود گرايش ديني در کودکان غير قابل انکار است . آنها سرشت خداجوي دارند و مفاهيم اساسي دين اسلام نيز اموري هستند که با سرشت کودک سازگاري بوده و اکتسابي نيستند و وظيفه تعليم و تربيت شکوفا کردن اين گرايشات فطري است.1
پس تمايلات فطري کودک کمک کننده است و بايد به تفاوتهاي فردي کودکان نيز توجه داشت که برخي در يادگيري مطالب سريع تر بوده و برخي کندتر و سطح تفکر کودکان نيز مختلف است ، برخي در پاسخ به سئوالي به تفکر شهودي برمي گردند و برخي در سطح عمليات عيني قرار دارند.2
دو دوره کلي آموزش : در آموزش کودکان دو دوره کلي وجود دارد : سنين 5 تا 9 سال و 9 تا 13 سال .
در دوره خردسالي ( 5- 9 سال ) بايد خام بودن تفکر وي را در ارتباط با مفاهيم ديني تصفيه نمود به اين صورت که در برخورد با برداشتهاي خام و پاسخگويي به سئوالات کودکان درباره خدا و ساير موجودات مجرد و مفاهيم فوق طبيعي به گونه اي عمل شود که جلوه هاي خام و مادي تصور خردسالان نفي گردد اما چون آنها ظرفيت درک مفاهيم انتزاعي را ندارند نبايد به ويژگيها و صفات اين مفاهيم پرداخت . مثلا در برخورد با کودکي که خدا را مثل انسان تصور مي کند بايد گفت که خدا مثل ما نيست ، دست و پا ندارد ، مثل ما زندگي نمي کند ... . و در سنين بالاتر مي توان ديده نشدن خداوند را به برخي تجربه هاي آنها از حقايق موجود ولي ناديدني مثل فکر ، جريان برق و ... تشبيه کرده ضمنا بايد توجه داشت که دين کودک بايد کودکانه باشد و اينکه هدف عمده در اين مرحله جذب براي آموزش است نه صرف آموزش.3
کودک در دوره دوم ( 9- 13 سالگي ) در مرحله عمليات عيني قرار دارد . از اين رو نمي توان مفاهيم انتزاعي شود و آنها را به احساسات و تجربيات خود ارجاع داد . اما خاميهاي تفکر کودکان رابايد زدود و از طريق جنبه هاي اثباتي به حقيقت نزديک کرد؛ مثلا وقتي خدا را از داشتن والدين منزه مي کنيم مي توانيم به آنها تذکر دهيم که وجود همه چيز از خداست اما وجود خدا از آن خود اوست همان گونه که رطوبت همه چيز از آب است اما رطوبت آب از آن خودش مي باشد.4
عوامل موثر بر تربيت ديني :
محبت : از عوامل موثر بر تربيت ، محبت است که نياز اساسي کودکان و غذاي روح آنها مي باشد . کودک به محبت کننده علاقه مند شده خود را شبيه وي ساخته و از او حرف شنوي دارد . حضرت امام (ره) به کودکان بسيار محبت مي نمودند : « بچه ها به خدا نزديک ترند و پاکيزه تريند » و مي فرمودند : « بچه جديد العهد و ملکوتي است و به مبدأ نزديک تر.»5
معلم: معلم از جمله کساني است که کودک تأثير پذيري بسيار از او دارد و دو عامل اصلي جذب او براي کودک مقبوليت و محبوبيت است که از اين دو عنصر مي توان استفاده مطلوب نمود.6
تشويق و تنبيه : عوامل ديگري چون تشويق و تنبيه نيز مؤثرند که هر يک بايد اصولي و با طي نمودن مراحل مخصوص آن مورد استفاده قرار گيرد .
مراقبتهاي پدر و مادر : مراقبات مادر هنگام بارداري و شير دهي از عوامل بسيار تأثير گذار بر سرنوشت کودک است . گناه بر بچه اثر مي گذارد ؛ غذاي حرام يا غيبت کردن مادر و ... مي تواند از عوامل زمينه ساز شقاوت کودک در آينده باشد تقواي مادر در دوران شيردهي ، با وضو شير دادن ، زمينه ساز سعادت فرزند مي باشند . مارد و پدر نقش مهمي در تربيت ديني فرزند دارند که به علت گسترده بودن اين بحث شما خوانندگان عزيز را به دو کتاب دکتر علي قائمي که بسيار مفيد فايده است ، ارجاع مي دهيم .
اصول تربيت دينی :
هر مطلب علمي داراي اصولي است که بدون آن ورود در آن علم بي اثر يا کم اثر است، علم تربيت نيز اصولي دارد که موارد زير از آن جمله اند :
1ـ اصل سهولت : طبق اين اصل از سخت گيري و خشونت نسبت به کودک بايد پرهيز نمود چرا که آسان گيري کودک را علاقه مند و سخت گيري او را به اصل دين بدبين مي کند .
2ـ اصل تدريج : همان طور که خداوند نيز آيات و احکام را تدريجا نازل فرموده در آموزش به کودکان نيز اصل تدريج بايد رعايت شود تا کودک متناسب با رشد و شکوفايي استعدادش مطالب را درک کند .
3ـ اصل مداومت و استمرار: آموزش در اسلام امري مستمر و مداوم است . اهميت آموزش به کودک از سويي و طولاني بودن دوره ساختار ذهني و رواني کودکي از سوي ديگر استمرار و مداومت در آموزش را مي طلبد و بايد به موازات رشد عقلي و تحول رواني کودک مفاهيم اعتقادي را به وي انتقال داد و از شتاب و فشار پرهيز نمود .
4ـ اصل آگاهي بخشي : هدف تعليم بايد رشد فکري و يادگيري دانش آموز باشد که براساس تفکر و فعاليت فکري ، سودمندتر از تکرار و مرور آن است .
5ـ اصل تفاوتهاي فردي : در آموزش کودکان نمي توان به طور يکسان عمل کرد و بايد متناسب با ويژگيهاي شناختي عاطفي ، انگيزش و سوابق خانوادگي از روشهاي گوناگون و موثر استفاده کرد ، برخي با شعر، بعضي با داستان و برخي با پرسش و پاسخ بهتر درک مي کنند ، برخي زودتر و بعضي ديرتر . پس بايد تفاوتهاي فردي را در نظر داشت

ياد دادن فرايض ديني به كودك

يكي از وظايف بسيار مهم هر پدر و مادري براي فرزندش ياددادن فرايض و واجبات ديني از قبيل نماز – روزه و....است اگر اين كار بصورت اصولي و منطقي صورت گيرد همين دستورات ديني به عنوان عامل مثبت و موثر در ممانعت و بازدارندگي او از انحرافات اخلاقي و عاطفي كاملآ تاثير بسزايي خواهد داشت و زمانيكه بزرگ شد فردي متدين و انساني با شخصيت عالي مي شود پس براي اينكه اين فرايض درست به كودك ياد داده شود رعايت نكاتي الزامي است كه تنها به چند مورد مهم آن اشاره مي شود:

۱-با توجه باينكه كودك از اعمال ما تاثير پذيرفته و از آن تقليد نموده و درس مي گيرد پس الگوي مناسب و خوبي براي او باشيد بعبارت ديگر اگر فرايض ديني را در خانواده و نزد كودك رعايت كنيد فرزندتان نيز با مشاهده رفتار و اعمال شما شيوه صحيح و درست را از شما ياد گرفته و در انجام آن كارها عادت خواهد كرد و ديگر نيازي به مراقبت هاي بعدي شما نخواهد داشت و در اينصورت يقين بدانيد او با صبر و پايداري در صراط مستقيم قدمي را براي كار خلاف بر نخواهد داشت.

۲-سعي كنيد به سوالات فرزندتان در مسائل ديني در خور درك و فهم و عقل او پاسخ دهيد و حدالمقدور جوابتان بسيار ساده و كوتاه باشد نيازي نيست هرچه معلومات داريد جستجو كرده و به خورد او بدهيد چون هنوز كودكتان با اندازه كافي به رشد عقلي و ذهني لازم خود نرسيده است لذا بسياري از مطالب شما را درك نكرده و از آنها چيزي نخواهد فهميد در نتيجه دچار احساس زبوني و حقارت شده و اين عمل شما تاثير بدي را روي روحيه او مي گذارد.

۳-براي اينكه فرايض ديني را كودكتان ياد بگيرد سعي كنيد مفهوم و نيز هدف از آنها را متناسب با فهم كودك به او تفهيم كنيد هرگز او را به اجبار به اين كار وادار نكنيد زيرا قطعآ نتيجه نمي دهد چون شما با ترسي كه در دل لطيف و كوچك فرزندتان ايجاد مي كنيد باعث مي شويد او انجام اين فرايض را به عنوان وظيفه تحميلي از طرف شما به خودش قلمداد نموده و تنها به جهت ترس و براي ريا و تزوير به شما به اين كارها اقدام كند و معلوم است با اين چنين كارهايي هرگز نتيجه مثبت از تربيت ديني عايد او نشده و كودك نخواهد توانست از روشهاي سازنده و موثر آن بهره ببرد.

بنابراين والدين عزيز در تربيت فرزندتان بايد طوري به آموزش دهيد كه فرايض ديني را تنها با اختيار باطني و با رغبت دروني انجام دهد تا تاثيرات مثبت مكتب انسان ساز اسلام را پذيرا گردد.

۴-والدين گرامي روش اشتباه مطمئنآ نتيجه بي ثمر دارد. يادتان باشد آينده كودك به دوران كودكي او بستگي دارد پس چه بهتر است زيز بناي تربيتي فرزندتان را طوري پي ريزي كنيد كه وقتي بزرگ شد خيالتان از همه لحاظ راحت باشد پس سعي نماييد در تربيت كودكتان احكام و قوانين ديني و در راس همه آنها خداوند متعادل را آنطوريكه شايسته است به فرزندتان بشناسانيد. اگر به فرزندتان بيآموزيد كه خداوند دوستدار ما بوده و در همه حال ناظر بر اعمال و حتي نيات ما است و به تمامي اعمال نيك ما پاداش ميدهد و تمامي دستورات و قوانين الهي نيز كه توسط پيامبران الهي به بشر فرستاده قطعآ براي خير و صلاح و سعادت جسماني و روحاني ما است . اگر به كودكتان تفهيم نماييد كه وظيفه ما نيز در قبال اين همه نعمت كه خداوند به ما ارزاني نموده سپاسگزاري و سر تسليم فرود آوردن در مقابل او وعمل به دستورات او است يقين داشته باشيد در سايه چنين تربيت درست و منطقي كودك از ته دل به خالق هستي و دستورات دين علاقه مند مي شود و براي تشكر از نعمات خدا و سلامت روحي و رواني خود هرگز گرد گناه نخواهد رفت و در نتيجه براحتي در جامعه جلوي هر گونه خلاف و كار هاي ناشايست گرفته مي شود و اينجاست كه روش تربيتي شما در مورد فرزندتان جواب مثبت خواهد داد.

اركان تربيت

آنچه كه هدف تربيت است بطور خلاصه اين است كه همه استعدادهاي مثبت انسان را بصورت كاملآ هماهنگ شده با هم و تدريجآ رشد دهد به گونه اي كه اين رشد همه جنبه هاي شخصيت او را در بر بگيرد . تربيت نيز براي خودش داراي اركاني است كه بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد:

۱-مربي يا راهنما : مربي قصد دارد در فردي كه تربيت روي آن اعمال مي شود تاثير بگذارد و در نتيجه بتواند ذهنيت و رفتار و اعمال او را دگرگون و تغيير دهد حالا حتمآ الزامي نيست كه اين مربي براي انسان حتمآ يك انسان تحصيل كرده يا يك روانشناس يا والدين انسان و ....باشد بلكه يك حادثه ناگهاني ميتواند انسان را از اين رو به آن رو بكند و او را از خواب چندين ساله بيدار كرده و ذهنيت او را به قضايا و جهان تغيير دهد يا يك سخن و گفتار كه ميتواند ما را به تامل و انديشه واداشته و ديدگاه و بينش ما را كاملآ عوض نمايد و سبب ايجاد تغييرات رفتاري در ما شود.

۲-پذيرنده تربيت يا متربي: يكي از اركان مهم ديگر در تربيت هميت است بعبارت ديگر يك روي سكه مربي و روي ديگرش متربي است كه بدون آن تربيت محقق نشده و امكان پذير نخواهد شد البته پذيرنده تربيت نيز همانند مورد بالا فقط مختص انسان نيست بلكه حيوانات و حتي گياهان نيز مشمول امر تربيت قرار مي گيرند.

۳- عمل تربيت: منظور از آن فراهم نمودن و بوجود آوردن شرايط و موقعيتها و برداشتن مانع ها ي پيش روي پذيرنده تربيت است تا متربي قادر باشد به راه صحيح و درست زندگي دست يافته و در نتيجه به منش و كنش درست آراسته شده و به كمال مطلوب و مورد نظر تربيت دست يابد.

۴-اثر گذاري و تغيير رفتار: موقعي مي توانيم بگوييم تربيت انجام شده است كه عمل راهنما يا مربي تاثير ذهني خود را به نحو كاملآ درست و منطقي بر روي پذيرنده تربيت گذاشته باشد و ذهنيت و رفتار او را در جهت مورد نظر تغيير داده باشد البته اين پذيرش تربيت و تاثير گذاري آن حتمآ بايد از روي اختيار و با قبول نمودن متربي همراه باشد چون هرگز نمي توان كسي را به زور و اجبار و يا با تنبيه و تطميع و... مورد تربيت قرار داد چون نتيجه بخش نخواهد بود.

۵-مداومت و استمرار در تربيت: آنچه مهم است اين است كه تربيت در مورد انسان فقط اختصاص به دوره خاصي از زندگاني او ( كودكي و نوجواني ) نيست بلكه تربيت بايد مستمر و دائمي باشد چون شكل گيري شخصيت در انسان نيز تدريجي است و انحرافات اخلاقي و عاطفي نيز در رفتار انسان بصورت تدريجي است نه دفعي و آني. پس اگر تربيت مداومت نداشته باشد به مرور شخصيت منفي تقويت شده و انسان به بيراهه سوق داده مي شود.

۶-تر بيت بايد همه جانبه باشد: هدف و مقصود نهايي تربيت بايد جنبه هاي گوناگون شخصيت انسان باشد چرا كه همه ابعاد و استعداد هاي او بايد يكنواخت و هماهنگ با هم بايد رشد پيدا كنند در غير اينصورت هدف تربيت حاصل نشده و رشد شخصيت انسان ناقص و معيوب خواهد شد.

افراط و تفريط در محبت به كودك

غريزه محبت همزمان با ساير غرايزانسان از همان لحظه تولد در كودك وجود داشته بطوريكه نوزاد بوسيله بوي مادرش او را شناخته و فقط در آغوش پر محبت و نوازش هاي مادرانه او است كه آرام مي گيرد ما آنچنان محتاج محبت هستيم كه بعد از مرگمان نيز دوست داريم برايمان بگريند ولي محبت نيز مانند ساير نيازهاي اساسي بايد بصورت اصولي و منطقي اقناع گردد و حالت تعادل در آن مراعات شود تا كودك وقتي بزرگ و وارد اجتماع شد بتواند در مسير پر پيچ و خم و دست انداز جاده زندگي وقتي به چاله هاي بي محبتي افتاد هرگز احساس نا كامي نكند بنابراين بطور خلاصه به اثرات زيانبار افراط و تفريط در محبت و دوست داشتن كودك اشاره مي شود:

*افـــراط در محبت: برخي والدين در ابراز علاقه به فرزند خود از حد تعادل عدول مي كنند در نتيجه كودكاني تربيت مي كنند لوس – مغرور- پر توقع و از خودراضي. نكته اينجاست اين والدين زمان و مكان محبت را بدرستي در نيافته اند و زمانيكه كودك نياز به محبت و توجه كمتري دارد با تزريق محبت بي جا سبب مي شوند اثر مثبت محبت از بين رفته و تاثير منفي نيز روي كودك داشته باشد.در چنين محيطي چون همه چيز به راحتي توسط والدين در اختيار كودك قرار مي گيرد او بيشتر به يك عروسك كوكي بي اراده شبيه است كه از همه لحاظ كاملآ وابسته به پدر و مادرش مي باشد او اعتماد به نفس را نيز در وجود اش احساس نكرده و با بوجود آمدن كوچكترين مشكل به آنها پناه مي برد اين كودكان معصوم زمانيكه وارد جامعه مي شوند نمي توانند از عهده مسئو ليت هاي زندگي بر آيند و احساس عجز و ناتواني شديد مي نمايند. بنابراين والدين عزيز سعي كنيد جوري با كودكتان رفتار كنيد كه او شما را راهنما و ياريگر خود بداند نه تكيه گاه ثابت و دائم .چون لوس و مغرور و وابسته و بدون اتكاء بنفس بار مي آيد.

*تفريط در محبت: كوتاهي و ناديده انگاشتن محبت نيز سبب بوجود آمدن عقده محبت در كودك شده كه نتيجه اش ظهور انواع اغتشاشات و عقده هاي رواني از قبيل بد بيني – عقده حقارت – حسادت – عصيان گري و سركشي و ناسازگاري و هزاران اثر ويرانگر ديگر در روح لطيف و حساس او مي شود بطوريكه در اثر تكرار شدن اين عقده ها و نا بسامانيها فرد نياز به معالجه پيدا مي كند معالجه اي كه دارويش نه دارو هاي شيميايي بلكه داروي محبت است. كودكي كه در اثر رفتار هاي اشتباه و غلط والدين از عقده كمبود محبت در عذاب است و در آتش آن مي سوزد به انواع انحرافات عاطفي و اخلاقي گرفتار شده و به تدريج از اطرافيان و مردم گريزان مي شود و به يك فرد بي عاطفه – عاصي و خشن مبدل مي گردد اگر در زندگي افراد خلافكار دقت كنيد اغلب آنها در كودكي از محبت محروم بوده اند و شهد شيرين نوازش و محبت والدين را نچشيده اند پس اگر كمي انصاف داشته باشيم تاييد مي كنيم كه مقصر اصلي اين همه بي عاطفگي ها – خشونت ها – خيانت ها – طلاق و جدايها – انحرافات اخلاقي و جنسي و.... موجود در جامعه ما والدين هستيم كه نتوانسته ايم به وظيفه خطير باغباني خود در نگهداري و مراقبت از گلهاي باغچه زندگي مان ( فرزندانمان) در مقابل آفت هاي پيرامونشان جامعه عمل بپوشانيم.

والدين عزيز قصور شما در محبت به كودك به همراه اضافه شدن ساير محدوديت ها و تحقير و سرزنشها و مقايسه نمودن كودك با ساير همسالانش چنان در روح معصوم كودك شورش به پا مي كند و او را بسوي عصيان و ارتكاب كار هاي خلاف مي كشاند و از منطق و واقعيت دور مي سازد كه او در جواني براي خود نمايي و جبران كاستي و كمبود محبت و عقده هايش به هر گونه عمل ناشايست و ناپاكي دست مي يازد.براي اين چنين فردي دنيا محل مبازه و ستيز و دشمني است نه محل محبت و آرامش. پس بياييد شخصيت فرزندمان را محترم بداريم و كمر همت به تربيت صحيح و سالم كودكان از لحاظ جسمي و روحي بر بنديم ما مي توانيم بسياري از خلاء ها و كمبود هاي مادي و اقتصادي آنها را نيز با ابراز علائق و معنوي و با سيراب نمودنشان از محبت پر كرده و جبران نماييم اگر كودكان تحت تربيت ما لايق و شايسته و سالم و پاك نهادباشند يقين داشته باشيم افراد جامعه نيز سالم خواهند بود و قطعآ جامعه نيز مسير سلامت و پيشرفت را خواهد پيمود.

اثر تنبيه بدني بر دانش آموزان

درس معلم ار بود زمزمه محبتي جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را

زشت ترين عملي كه هر وجدان پاكي را متالم و متاثر مي سازد تنبيه بدني كودكي است كه حتي نمي تواند از خودش در مقابل رفتار خشونت آميز دفاع نمايد. متاسفانه برخي از والدين و معلمين محترم براي كودك تحت تعليم و تربيت خود زمانيكه او مرتكب عمل اشتباه و ناشايستي مي شود مثلآ از دستورات سر پيچي مي كند، تكاليف درسي اش را انجام نمي دهد و .... او را به باد سرزنش و تحقير گرفته و به تنبيه بدني او اقدام مي كنند و دليلشان نيز اين است كه اين عمل را براي تاديب و تربيت كودك لازم و ضروري مي دانند اما بايد به اين نكته مهم توجه نمود كه تنبيه بدني اثر بسيار ويرانگري را روي شخصيت در حال شكل كودك مي گذارد و او در اثر تنبيهات و مجازاتهاي شديد و ناعادلانه ضمن اينكه دچار افت تحصيلي ميگردد بعد از مدتي عنان صبر و شكيبايي خود را از دست داده و عاقبت از محيط خانه و مدرسه گريزان مي شود و اگرهم اين كار اتفاق نيفتد كودك معصوم در اثر رفتار هاي غلط و خشونت هاي اعمال شده كه روح و روان او را سخت آرزده خاطر می سازد در بزرگسالي به جواني عاصي و بي عاطفه و كاملآ خشن تبديل مي شود و به انجام هر فعل ناشايستي دست خواهد زد .

والدين و معلمين عزيز اين سوء تفاهم از مطالب بنده حاصل نگردد كه من معتقدم بايد كودك در هر عملش آزاد باشد و اصلآ مورد مواخذه قرار نگيرد بلكه منظورم اين است که ما بايد با روشهاي درست و اصولی تربيتي او را مورد باز خواست قرار دهیم و در فكر و انديشه كودك نوعي نگرش مثبت به دوري از عمل خلاف ايجاد كنيم تا در سايه چنين علم و آگاهي که به کودک می دهیم او با ميل و خواست دروني اش از كار بد دوري گزيند و در اين صورت است كه بين ما و كودك يك رابطه عاطفي و صفا و صميميت بوجود خواهد آمد .اگر نتوانيم اين كار را انجام ندهيم كودك با خشونتي كه از ما سراغ دارد تنها در ظاهر و آن هم بخاطر ترس از كتك خوردن عمل نا شايست خود را ترك مي نمايد و قطعآ عمل خود را در خفا و دور از چشم ما با شدت بيشتري ادامه خواهد داد. البته درست است كه بعضآ كار هايي بسيار ناشايست از كودك بوقوع مي پيوند كه نمي توان با پند و اندز و نصيحت كودك را به راه راست هدايت نمود در چنين مواقع حساسي نيز بايد خوب دقت كنيم و به دنبال علت و انگيزه عمل بگرديم و با از بين بردن آن از بروز خلافكاريهاي بعدی كودك ممانعت بعمل آوريم.

يادآوري اين نكته ضروري است كه رفتار هاي غلط و تربيت هاي غير اصولي و نادرست والدين و اطرافيان و نيز شرايط نا مناسب و بد محيطي و اجتماعي است كه سبب مي شود روح و روان كودك متاثر گشته و او به واكنشهاي عصيانگرانه اقدام نمايد پس سعي كنيم بجاي تنبيه بدني كه كودك را در انجام عمل خود جري مي سازد براي تعليم و تربيت او در يك دست مان محبت و نوازش و در دست ديگرمان چوب تنبيه داشته باشيم اما يادمان باشد كه اولآ: اگر از محبت و نوازش استفاده كنيم كودك از عمل خلاف خود باز مي گردد و هرگز نيازي به پايين آوردن چوب تنبيه نخواهيم داشت و ثانيآ: اگر اين تنبيهات را ما از روي نا بسامانيهاي روحي و عقده هاي سركوب شده خودمان انجام مي دهيم حساب بحث اش جداست ولی اگر اعتقاد داریم اين تنبيهات براي آموختن علم و ادب به كودك ضروري است يادمان باشد كه همان علم ما را از اعمال هرگونه خشونت در حق كودكان منع نموده است.

الگو هاي تربيت كودك والدين براي تربيت نمودن فرزندان خود از چهار شيوه و الگوي تربيتي استفاده مي كنند كه خصوصيات هريك بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد:

۱-الگوي عدم محبت و سخت گيري به كودك: در اين نوع شيوه ي تربيتي والدين قوانين و مقرات بسيار سخت و نا عادلانه اي را براي كودك وضع مي كنند مقراتي كه كاملآ غير منصفانه بوده و سبب ايجاد نوعي ترس غير منطقي از قبيل ترس از تاريكي ، ترس از شكست و عدم موفقيت و .... در نهاد كودك مي شود كودكي كه در چنين محيط ناجور و ناسالم رشد و پرورش مي يابد اولآ: از محبت و نوازش و توجه والدين خود محروم مي ماند ثانيآ: مدام بايد سرزنش ها ، تحقير ها، خشونت ها، و سخت گيريهاي پدر و مادرش را تحمل كندثالثآ: هرگز در مقابل رفتار پسنديده و خوب خود تشويق و تمجيد نمي شود. لذا بيش از اندازه مطيع، سر بزير و سلطه پذير، و ترسو بار مي آيد اضطراب و استرس و نگرانيهاي بي جا و افسردگي و حتي خودكشي را بايد از خصوصيات عاطفي اين كودكان بر شمرد.

۲-الگوي محبت و عدم قاطعيت: محبت با يد به كودك به اندازه باشد و اگر از حد خود گذشت و افراط شد باعث مي شود كودك پر توقع، لوس و ضعيف النفس و وابسته به والدينش بار بيآيد و اين براي آينده كودك بسيار تاثير بدي را خواهد گذاشت در اين شيوه چون قاطعيت والدين وجود ندارد كودك هميشه از زير بار وظايف و مسئو ليت هاي خود فرار مي كند كودك در چنين خانواده اي هر چه را كه اراده كند و دلش بخواهد فورآ بدست مي آورد و قهر و گريه بهترين ابزار كودك براي رسيدن به خواسته هاي نا معقولش تلقي مي شود والدين نيز اگر بخواهند گاهآ براي فرزندشان سخت گيري كنند چون قاطعيت ندارند صبر مي كنند تا كاملآ عصباني شوند سپس از كوره در رفته و كودك را با شدت تنبيه مي كنند تنبيهي كه نا عادلانه بوده و با رفتار بد كودك هرگز همخواني ندارد و اين رفتار نسنجيده والدين به روان و روح لطيف كودك آسيب و ضربه مهلكي را وارد مي سازد.

۳-الگوي عدم محبت و عدم قاطعيت والدين: اين شيوه را بايد بدترين و مخرب ترين الگو دانست كه در آن اولآ: هيچ نوع رابطه عاطفي و محبت و صفا و صميميت بين والدين و كودك وجود ندارد ثانيآ: كودك كاملآ به حال خود رها گشته و از سوي والدينش طرد و رانده شده محسوب مي شود و اگر رفتار خوبي نيز از كودك سر بزند مورد تشويق واقع نمي گردد و نتيجه بد اينگونه ا لگو سر خوردگي و ناكامي و عصيان و سر كشي در كودك است. زمانيكه نياز كودك به محبت و توجه والد ينش از طريق اصولي و درست اقناع نشود كودك مجبور مي شود با رفتار نا درست و نا شايست خود توجه آنها را بسوي خود جلب كند ولي از سوي والدينش بخاطر رفتارش مدام سرزنش و تنبيه مي شود كودك به مرور با خودش مي انديشد كه حتمآ مقصر اصلي اين تنبيهات و بي توجهي ها خودش است پس به احساس گناه گرفتار آمده و مدام خودش را سرزنش مي كند و اين ضربه محكمي از لحاظ روحي به كودك معصوم وارد مي سازد و سبب بوجود آمدن انواع نابسامانيهاي رواني در روح پاك او مي شود.

۴-الگوي محبت همراه با قاطعيت پدر و مادر: اگر والدين عزيز بتوانند بر احساسات عاطفي بي مورد و نا بجاي خود غلبه كنند و اين شيوه را بدرستي در تربيت كودك خود اعمال نمايند قطعآ بهترين و موثر ترين الگوي تربيتي است كه در آن والدين براي اصلاح و بهبود رفتار و تقويت استعداد هاي مثبت كودكشان هم از محبت استفاده مي كنند كه نياز و عطش روحي كودك را بر طرف مي كند و هم از قاطعيت كه جلوي رفتار نا شايست كودك را مي گيرد . در اين شيوه چون والدين به اصول درست تربيتي آگاه هستند اولآ: شخصيت كودك را كه بزرگترين سرمايه او است تخريب نساخته و زير سوال نمي برند دومآ:اگر هم براي رفتار بد كودكشان تنبيهي در نظر مي گيرند( منظور تنبيه بدني نيست) هر گز طوري رفتار نمي كنند كه تمام تقصير ها را گردن كودك بي دفاع باندا زند و او را مقصر جلوه دهند بلكه با باز خواست اصولي كودك و با محبت به او تفهيم مي كنند كه تنبيه فقط براي تغيير و بهبود رفتار خود او است تا رفتار نادرست اوبطور صحيح اصلاح شود و مهارتهاي لازم را براي زندگي كسب نمايد.

تاثير ماهواره بر خانواده

ماهواره به عنوان يك وسيله ارتباط جمعي و اثر گذار در فرهنگ جامعه در بين خانواده ها در حال رشد است رشدي كه مي توان آن را شبيه به اپيدمي بيماري دانست كه حوادث تلخي را براي خانواده ها بوجود مي آورد و دختران را بيش از پسران از لحاظ روحي و جسمي به سوي فساد و تباهي مي كشاند. درست است كه استفاده صحيح از آن توسط افراد متخصص و كارشناس مي تواند در بدست آوردن نيازهاي اطلاعاتي ،اقتصادي ،پژوهشي و ... كمك نمايد اما ماهواره با جذبه خاصي كه دارد بيشتر بين خانواده ها نفوذ و گسترس يافته است و متاسفانه خانواده ها نيز به استفاده اصولي از آن نا آگاهند و برخي از شبكه هاي مبتذل و مخرب نيز از همين فرصت استفاده نموده و در لباس خير خواهي ولي با نقشه هاي شوم خود بنيان خانواده ها را هدف قرار داده اند و اثرات بسيار ويرانگري را بر شالوده خانوادها وارد مي سازند رشد نا هنجاريها،انحرافات اجتماعي و اخلاقي و عاطفي و... از جمله گسترس معضل بد حجابي در بين قشر جوانان نمونه هايي از اين آفت و آسيب در جامعه محسوب مي شود كه با اصول و ارزش ها و اعتقادات ،فرهنگ و باورهاي ديني ما در تضاد آشكار مي باشند.لذا مي توان گفت سر چشمه خيلي از طلاق ها و جدايي ها و اختلافات و درگيريهاي خانوادگي در اجتماع ناشي از عامل ماهواره است.

با كمال تاسف خانواده ها بدون اطلاع و توجه به اثر زيانبار ماهواره آن را بدون هيچ مقاومتي به حريم خصوصي شان وارد نموده و در نتيجه ناخواسته فرزندانشان را با ارزش ها و فرهنگ جامعه غربي آشنا مي سازند فرهنگي كه سراپا بي بند و باري و غفلت و دور شدن از مسير انسانيت و غوطه ور شدن در باتلاق گمراهي و تباهي است. آري عزيزان ريشه اين بد بختيها را خودمان به خانواده تحميل كرده ايم و خودمان را نيز مقصر نمي دانيم زمانيكه كودكان و نوجوانان در سني قرار دارند كه زير بناي تر بيتي و شخصيتيشان ريخته مي شود آنها را با انواع برنامه ها و فيلم هاي مسموم رها مي كنيم تا هر آنچه را كه براي اميال خود بخواهند بدست آورند و در يك محيط نا سالم بزرگ شوند كه واكنش آن براي آنها بسيار گران تمام خواهد شد . آيا به نظرتان رها نمودن فرزندان در چنين فضاي شهوت انگيزي كاري منطقي است؟ قضاوت در اين باره را به عهده خودتان مي گذارم.

پدر و مادران محترم ، نيمي از نا بسامانيها و مشكلات روحي جوانان در جامعه ناشي از عوارض جنسي است جوان بي تجربه در اين دوران حساس و بحران خيز نياز به آموزش و نظارت و مراقبت هاي ويژه شما را مي طلبد او هرگزنمي تواند با مشاهده برنامه هاي وسوسه انگيز خواهشهاي نفساني خود را بدون پاسخ بگذارد در نتيجه به غرايز خود جواب مثبت مي دهد و در اينصورت است كه زمينه براي انحطاط و سقوط اش در منجلابهاي فساد مهيا خواهد شد. والدين گرامي شما باغبان باغچه زندگي هستيد پس در تربيت گلهاي خوش بو و لطيف آن ( فرزندان) محتاطانه عمل كنيد و با تربيت صحيح خود آمادگيهاي انحطاطي را در وجود شان نابود سازيد تا خداي ناكرده اسير ديو شهوت نشوند . نگذاريد برنامه هاي گمراه كننده روح و روان پاك و دست نخورده فرزندتان را آلوده سا خته و گل زندگيتان را پژ مرده نمايد.يادتان باشد يگانه عامل مثبت و مهم كه قادر است انسان را از انحرافات برهاند عامل دين و اعتقادات مذهبي است پس گوش به زنگ و محتاط باشيد و سعي كنيد بخاطر سلامت رواني و اخلاقي فرزندتان و داشتن جامعه اي سالم آنها را درست تربيت كنيد تا زمينه هاي انحراف و بحران تخفيف يافته و از بين برود و تنها شما با تربيت چنين فرزندان سليم النفس و پاكنهادي است كه مي توانيد به خودتان بباليد و افتخار كنيد . موفق باشيد

جوانانمان را تنها نگذاريم
فرزندان ما در زندگي شان به خصوص در دوره جواني با فشارهاي روحي رواني زيادي دست و پنجه نرم مي كنند. اين مشكلات هر علتي كه داشته باشد مي تواند در نهايت منجر به مشكلات رفتاري شود و همچنين نگراني، افسردگي بي خوابي و حتي اعتياد را به دنبال داشته باشد.
والدين بايد براي مقابله با مشكلات جوانان، پيش از هر چيز بايد ارتباط خود را با او بهتر و صميمي تر كنند به گونه اي كه جوان بتواند به راحتي با شما صحبت و درد دل كند توجه به اين نكات نيز ثمربخش است.
وقت بيشتري صرف جوان تان كنيد، به خصوص اگر گرفتار هستيد چون اين امر منشأ اين بيماري است. به فرزندتان فرصت بيشتري دهيد و بگذاريد تا در مورد مشكلات و نگراني هايش صحبت كند. سعي كنيد در وعده هاي غذايي در كنار خانواده و فرزندتان باشيد.
به او كمك كنيد تا از خودش انتظارات واقع بينانه داشته باشد. خود و فرزندانتان را براي شرايط پراسترس آماده كنيد. براي مثال تولد يك نوزاد، نقل مكان به يك شهر جديد يا انجام دادن يك عمل جراحي از اين نمونه است.
به فرزندتان كسب آرامش را بياموزيد روش هايي مثل تنفس عميق، آرام كردن و شل كردن عضلات، گوش دادن به نواي خوش، خواندن كتاب و نقاشي كردن مي تواند به كسب آرامش كمك كند.
متاسفانه منشأ و منبع فشار روحي در نوجوانان ناشناخته است و والدين به راحتي قادر به شناسايي آن نيستند. اين موارد، برخي از علل بروز فشار روحي در نوجوانان است:
- تغيير در مراقبت هاي پيش از دوران مدرسه از جمله تغيير كلاس درس يا تغيير معلم
- دادن تكليف بيش از حد به كودك
- انتظار بيش از حد از كودك كه موجب ترس او بشود
- شنيدن اخباري كه موجب تشديد استرس شود.
- بيماري هايي از قبيل آسم يا ديابت- تصادف رانندگي
- مشكلات اقتصادي در منزل
توجه به هر يك از اين موارد و ريشه يابي استرس نوجوانان، در انتخاب راه صحيح براي مقابله با اين مشكل به والدين كمك مي كند. بهتر است اين مشكل را با جلب همكاري خود او و به كمك او حل كنيد. به او اطمينان دهيد كه مشكلات موجود قابل رفع است و او در مواجهه با هر مشكلي از حمايت شما برخوردار خواهد بود.
برقراري ارتباط خوب، يكي از مهم ترين جنبه هاي تربيت نوجوان است. والدين بايد به نوجوان خود احساس شفقت و دلسوزي را منتقل كنند.
بايد به نظرات آنان گوش دهند و براي مشكلات راه حل پيدا كنند. در مقابل مي توانيم آنها را به خاطر كاري كه كرده اند سرزنش كنيم و يا به آنها بگوييم كه به خاطر كاري كه انجام داده اند عصباني هستيم.
والدين بايد مراقب رفتارهاي خود هنگام خطاب كردن نوجوانانشان يا پاسخ دادن به او باشند.
وقتي نوجوان شما موضوعي را در مورد دوستش به شما مي گويد، مطمئن باشيد كه ايده اي درباره موقعيتي ويژه دارد.
بنابراين هر فرصتي را غنيمت بشماريد تا نشان دهيد افكار و نظرات او براي شما ارزش دارد. به نوجوان خود بگوييد كه به نظرات او علاقه مند هستيد و مايليد كه آنها را بشنويد. اجازه دهيد او نظر خود را در هر زمينه اي ابراز كند بعد اگر اشتباهي در افكار يا نظرش ديديد، به طور منطقي درباره آن بحث كنيد و نظر درست را ارائه دهيد. در هر حال خونسردي خود را حفظ كنيد و با آرامش به او پاسخ دهيد.

عشق و محبت را به فرزندان نشان دهيد
تربيت نوجوانان با توجه به پيچيدگي زندگي هاي امروزي براي والدين مشكل تر و سخت تر شده است. والدين همواره نگران دوره جواني فرزندانشان هستند.
مهم ترين وظيفه والدين اين است كه عشق و محبت خود را به فرزندانشان نشان دهند. مورد محبت قرار گرفتن از سوي والدين به جوان احساس امنيت و تعلق خاطر مي دهد. محبت بجا و مناسب به آنها باعث تعديل در رفتارهاي دشوار آنها مي شود.
بررسي هايي كه در مركز رفتار سنجي نيويورك شده نشان مي دهد والدين بايد در مورد محبت كردن دو نكته را درنظر داشته باشند. اول اين كه محبت كردن به فرزند بايد دائمي و بدون قيد و شرط باشد.
حتي زماني كه آنها رفتار نامناسب نشان مي دهند نبايد به يكباره محبت والدين قطع شود.
نكته ديگر اين كه والدين بايد محبت و عشق خود به فرزندانشان را بيان كنند و آن را به صورت آشكار و به شيوه هاي مختلف نشان دهند. به گونه اي كه فرزندان در محبت و عشق والدين به خود ترديدي راه ندهند.
بعداز محبت كردن، دومين نكته مهم آن است كه قوانين و دستورالعمل هايي را براي جوانان به وجود بياوريد و از رعايت آنها مطمئن شويد. رعايت انضباط و قوانين اعمال شده از سوي والدين، موجب مي شود آنها راحت تر با قوانين دنياي بيرون كنار بيايند.
همچنين، اين امر موجب تعديل و سازگاري فرزندان با اطرافيان مي شود. بهتر است براي اين كه از اجراي قوانين اعمال شده اطمينان حاصل كنيد از عباراتي مانند «اين كار را انجام بده» استفاده كنيد به جاي اين كه از واژه منفي و واكنش برانگيز «اين كار را نكن» استفاده كنيد.
وقتي تنبيهي را براي رفتار دشوار و تخطي از قوانين آنها درنظر مي گيريد حتما آن كار را انجام دهيد چرا كه اگر مرتب از حرف خود سرپيچي كنيد فرزندانتان به حرف شما اطمينان نخواهند داشت. اگر قرار است تنبيهي را براي كارهاي نامناسب آنها اعمال كنيد، اين كار را بلافاصله پس از مرتكب شدن كار نادرست انجام دهيد چرا كه تاثير آن بيشتر خواهد بود.
هرگز كودكان را درحضور ديگران تنبيه نكنيد. تنبيه در جلوي ديگران حتي موجب تشديد رفتار بد و نابهنجار او خواهد شد. تنبيه شدن در حضور ديگران موجب خرد شدن شخصيت كودكان مي شود و تنفر نسبت به والدين را به وجود مي آورد.
كودكان نبايد در مورد نوع قوانين و چگونگي رعايت آنها دچار ابهام شوند. قوانين بايد ساده و قابل اجرا باشد. قوانين ايجاد شده بايد منطقي و عقلاني باشد. فلسفه رعايت اين قوانين بايد از سوي والدين براي كودك توضيح داده شود. به كودكتان توضيح دهيد كه رعايت اين قوانين به نفع خود اوست و رعايت نكردن آنها موجب پشيماني او خواهد شد.
درنگ نكنيد و قاطع باشيد
با فرزندانتان راجع به قوانين صحبت كنيد. در صورت امكان، در مورد بعضي از قوانين به توافق برسيد. ممكن است قوانين تاثير مختلفي بر كودكان با توجه به نوع شخصيت آنها داشته باشد. دراين زمينه شخصيت كودك، عامل محوري است. بايد با توجه به نوع شخصيت كودكان و علايق آنها قوانين تنظيم و اجرا شود.
به خاطر داشته باشيد كه شما سال ها تجربه داريد بنابراين در اجراي دستورالعمل ها و قوانين خود درنگ نكنيد و قاطع باشيد. هرگز اجازه ندهيد فرزندتان نظر شما را راجع به قوانين و تنبيهي كه از نظر شما حتماً بايد اجرا شود تغيير دهد.
براي مثال اگر فرزندتان عمداً به كسي يا چيزي آسيبي رساند بايد حتماً عذرخواهي كند و تنبيه لازم براي مثال محروم شدن از فعاليت هاي مورد علاقه اش اعمال شود. البته در اين مورد نبايد زياد افراط شود و حتماً از تنبيه هاي بدني پرهيز شود.
با فرزندانتان راجع به مسائل واقعي زماني صحبت كنيد كه مطمئن هستيد آنها حوصله دارند و به حرف شما گوش مي دهند.
به جوانتان نحوه انجام امور مختلف را آموزش دهيد. براي مثال مي توانيد به آنها نحوه آشپزي كردن و حتي تعمير لوازم منزل را ياد بدهيد. اين كار موجب مي شود تا آنها احساس كنند مفيدند.
آنها را تشويق كنيد تا در انجام امور منزل با شما همكاري كنند. روح تعلق و دلبستگي به خانواده در حين همكاري در منزل به وجود مي آيد و تقويت مي شود. تعطيلات را با هم سپري كنيد. با هم به رستوران برويد و در فعاليت هاي اجتماعي، ورزشي شركت كنيد.
آموختن ارزش هاي درست و مورد قبول همگان موجب سازگاري و پذيرفته شدن فرزندتان در جامعه مي شود. به فرزندانتان ياد دهيد تا با ديگران با مهرباني، احترام و درستكاري و همان گونه كه دوست دارند با آنها رفتار شود، رفتار كنند. بر رفتارهاي درست در خانه تأكيد كنيد. در خانه درست رفتار كنيد تا كودكانتان رفتار درست را از آشما بياموزند.
براي تقويت و رشد احترام در بچه ها، بايد در خانواده بين اعضا احترام متقابل وجود داشته باشد. والدين بايد با احترام با كودكان رفتار كنند. و در صورتي كه اشتباهي انجام داده اند بايد از فرزندان خود عذرخواهي كنند. همچنين والدين بايد كودكان را وادار كنند تا همواره با رعايت ادب و احترام با آنها رفتار كنند. اگر فرزندان با والدين با احترام برخورد نكنند، آن رفتار در آنها دروني مي شود.
به حرف فرزندتان گوش كنيد
والدين بايد حتي با وجود مشغله زياد از همان اوايل دوران كودكي به حرف هاي كودكانشان گوش بسپارند. گوش كردن به حرف هاي فرزندانتان موجب مي شود تا آنها حرف هاي درون خود را بدون ترس از دست دادن محبت والدين بيان و خشم و عصبانيت خود را در حضور شما تخليه كنند.
ابراز محبت به كودكي كه پيوسته بي تربيت، ناسازگار و بدخلق است، همچون گروهي از كودكاني كه دوران بلوغ را سپري مي كنند، سخت است. جالب است بدانيم در اين زمان است كه او به محبت بيشتري نياز دارد. والديني كه هم در دوران سركشي و ستيز كودكان و هم در دوراني كه كودكان نوپا هستند و از شيريني خاصي برخوردارند، به آنان توجه مي كنند، در واقع پايه عزت نفس كودكانشان را مي سازند.وقتي كه با فرزندتان مي گذرانيد، يكي ديگر از مواردي است كه براي تقويت عزت نفس او مهم است. كودكان به زمان با كيفيت نياز دارند. آنان به شما نياز دارند تا در هنگام بازي و حتي در برخي زمان ها بدون هيچ علتي در كنارشان باشيد. اين بدين معنا نيست كه شما بايد كاملا در همه احوال مراقب كودكانتان باشيد.
اغلب براي بيشتر كودكان فقط حضور والدين در خانواده كافي است. گاهي اوقات مشغله كاري در بيرون از خانه به قدري زياد است كه مجبوريم زمان خيلي كمي را با كودكانمان بگذرانيم. هيچ چيز مشكل تر از اين نيست كه براي بودن با كودك زمان كافي پيدا كنيم، ولي بايد بدانيم كه اين زمان براي رشد كودك اهميت دارد.
حكمفرما كردن انضباط در خانواده، كاري بس مشكل است. تنظيم قوانين منصفانه و به كار بستن آنها به طور منطقي مي تواند مهارت هاي هر پدر و مادري را آزمايش كند.
مهم نيست كه شما چه حد و حدودي را درباره كودكانتان به كار مي بريد زيرا آنان همواره در جست وجوي راه هايي براي شكستن اين حد و حدود هستند. اين امر طبيعي است. ولي كودكاني كه تابع قوانين و حد و حدود آن هستند، احساس مهم بودن مي كنند و مهم نيست كه تا چه اندازه ممكن است از خود مقاومت نشان دهند.
در لحظه هاي مهم زندگي فرزندانتان حاضر باشيد
براي والدين طبيعي است كه نسبت به كودكانشان اميدواري زيادي داشته باشند. همه ما دوست داريم كه كودكانمان بهترين شاگرد در كلاس درس باشند. ما از كودكانمان انتظارات زيادي داريم ولي آنان بيشتر انتظارات ما را برآورده نمي كنند.
يكي از روش هاي مهم تقويت عزت نفس، پذيرش كودكان در همه شرايط است. هر كودكي مشخصه منحصر به فرد خود را دارد و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. به يقين ما بايد انتظار داشته باشيم كه كودكانمان تا آنجا كه مي توانند تلاش كنند. در هر صورت چه آنان در كاري به راحتي موفق شوند يا به سختي از آن عبور كنند، تشويق كارهايشان و تصديق قوه خود ارزشي براي آنان بسيار ضروري است.
هميشه سعي كنيد در لحظه هاي مهم زندگي فرزندانتان حاضر باشيد حضور در بازي هاي مدرسه اي، مراسم اعطاي جوايز و جشن ها، لحظات مهمي است كه كودكان دوست دارند با شما سهيم شوند. قوانين روشني را تنظيم كرده و آنها را اجرا كنيد. سعي نكنيد در اجراي آن از تنبيه هاي مختلف استفاده كنيد.
جوانان هم اشتباه خواهند كرد و هيچ كس هميشه از تمام قوانين پيروي نخواهد كرد. محدوديت ها را استوار ولي دوستانه اجراكنيد. به فرزند خود اميدوار باشيد. به جاي نصيحت كردن آنان براي انتخاب هاي بد، انتخاب خوب آنان را مورد تمجيد قرار دهيد. همه دچار اشتباه مي شوند. به جوانان كمك كنيد كه از اشتباهات خود پلي براي موفقيت بسازند. به احساسات آنها احترام بگذاريد. هرگز نسبت به ترديدها، ترس ها عقايد و افكار آنان بي اهميت نباشيد.
پيشرفت جوانانتان را ارج نهيد. آنها بايد بدانند كه شما از آنان انتظار تلاش فراوان داريد ولي ظرفيت هاي آنان را هم مي شناسيد، از پيشرفت هاي آنان تمجيد مي كنيد و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نمي كنيد. عقايد و ارزش هاي خود را با آنها در ميان بگذاريد. با آنان صحبت كنيد و به صحبت هايشان گوش دهيد تا به اين ترتيب به آنها اعتماد به نفس بدهيد.
وقتي آنها به مشكل برمي خورند راهنمايي هاي لازم را به آنها ارائه دهيد. در اين مورد سعي نكنيد كه عقايد خود رابه زور به آنها تحميل كنيد.
به تدريج به فرزندانتان آزادي و استقلال دهيد و كنترل خود بر زندگي آنها را كم كنيد. با استقلال منطقي دادن به آنها احترام و محبت خود را به آنها نشان مي دهيد. در ابتدا، فقط بايد به جوان ها آزادي تصميم گيري در موضوع ها و مسائل جزئي داده شود.بعدها به مرور زمان به آنها آزادي تصميم گيري در امور بزرگ تر را مي دهيد. اما بايد هميشه براي دادن مشاوره و راهنمايي به آنها آمادگي داشته باشيد. فرزندان شما هرچقدر هم كه بزرگ شده باشند به مشورت و استفاده از تجربيات شما نياز دارند.

كودكان بد زبان

تمام كودكان در هرسني كه باشند گاهي ناسزا مي گويند. براي غلبه بر اين مشكل به توصيه هاي زير توجه كنيد.
1- كودكان بايد براي ابراز وجود و جلب توجه ابزارهاي مناسبي در اختيار داشته باشند. دراين صورت آنها نيازي به متوسل شدن به بدزباني نمي بينند.
2- به كودكان كم سن و سال تر اسامي درست اعضاي بدن را بياموزيد و آنها را به كار ببريد تا ديگر به سراغ اسامي نامناسب نروند.
3- مراقب محتواي برنامه هاي تلويزيوني و ويديوئي كه فرزندتان مي بيند و يا آهنگ هايي كه گوش مي دهد باشيد. امروزه كودكان بيشتر از زمان كودكي ما در معرض انواع برنامه ها قرار دارند. اگر از برنامه اي خوش تان نمي آيد اين مسئله را با فرزندتان درميان بگذاريد و يا اجازه ندهيد برنامه مزبور را تماشا كند.
4- هرگز واكنش تندي نداشته باشيد. گاهي كودكان براي برپا كردن جنگ قدرت به ناسزاگويي روي مي آورند. اگر از دست فرزندتان ناراحت شويد او احساس مي كند كه در مركز توجه قرار گرفته و به همين دليل به ناسزاگويي خود ادامه مي دهد.
5- در مورد كلمات مجاز و غيرمجاز صراحتا با فرزندتان حرف بزنيد: «ممكن است ساير كودكان اين واژه را به كار ببرند ولي در خانه ما استفاده از آن مجاز نيست.»
6- اگر كودكان بزرگ تر ناسزا مي گويند سعي كنيد ريشه اين معضل را پيدا كنيد. آيا آنها به دنبال جلب توجه هستند؟ آيا نمي دانند خشم خود را چگونه به صورت مناسبي بروز دهند؟
اگر ناسزاگويي از خشم نشأت مي گيرد به احساس فرزندتان احترام بگذاريد ولي راه هاي ديگري را براي بروز آن پيدا كنيد: «مي بينم كه تو واقعا عصباني هستي ولي زماني كه آرامش خود را به دست آوردي دوست دارم دراين مورد با تو حرف بزنم. تنها در اين صورت است كه ما مي توانيم گفت وگوي مفيدتري با يكديگر داشته باشيم.»
7- در مورد واكنش خود تصميم بگيريد. شما نمي توانيد يك كودك را وادار كنيد كه ناسزا نگويد و (شما شايد سعي خود را بكنيد ولي موفق نخواهد شد!) ولي در عوض بايد تصميم بگيريد كه در صورت شنيدن چنين كلماتي چه واكنشي نشان دهيد.كودك شما بايد بداند كه وقتي ناسزا مي گويد شما بدون گفتن حتي يك كلمه از او دور مي شويد.شما در واقع با اين كار پيام زير را به فرزندتان مي دهيد:
«من مستحق رفتار بهتري هستم و تصميم گرفته ام به ناسزاهاي تو گوش ندهم» يادتان باشد اعمال ما موثرتر از يك سخنراني است!
8- والدين غالبا راجع به عواقب ناسزاگويي فرزندشان سؤال مي كنند. برخي از والدين از كودك خود مي خواهند در ازاي هر ناسزايي كه مي گويد مبلغي پول كنار بگذارد و سپس اين مبلغ را صرف امورخيريه مي كنند ولي توصيه ما به شما اين است كه از كودك خود بخواهيد براي يافتن يك واژه مناسب به لغت نامه مراجعه كند. در ضمن مي توانيد از او بخواهيد در طول روز از كلمه مزبور بارها استفاده كند و يا آن را بر روي كارت نوشته و به ساير اعضاي خانواده آموزش دهد.
9- هر زمان كه كودك تان قدم مثبتي برمي دارد وي را تشويق كنيد و با گفتن جملاتي مثل «معلوم مي شود كه تو ديگر بزرگ شده اي» وي را در برداشتن گام هاي مثبت ديگر ترغيب نمائيد. يادتان باشد حتي كوچك ترين اقدام را نيز ناديده نگيريد.
10- و نكته بسيار مهم اين كه مراقب نحوه حرف زدن خود باشيد. با همسر و فرزندان خود مودبانه حرف بزنيد و الگوي خوبي به كودك تان ارائه دهيد. كودكان در مقابل استانداردهاي دوگانه گيج مي شوند. كودكان نمي فهمند اگر براي شما ناسزا گفتني اشكالي ندارد چرا براي آنها كاري ناپسند محسوب مي شود.اگر ناسزاگويي و بدزباني كودك تبديل به امري رايج شود والدين بايد بدانند. فرزندشان در صدد برپايي جنگ قدرت است و از اين مسئله به عنوان ابزاري براي انتقام از آنها استفاده مي كند. در اين گونه موارد بايد به ريشه يابي مسئله پرداخت.


برچسب‌ها: دین وکودکان, اموزش مفاهیم دینی به کودکان, خدا وکودک, درک کودک از معنویات
[ جمعه بیست و ششم خرداد 1391 ] [ 17:3 ] [ مژگان ]
نمی خواهم به مدرسه بروم !

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند. در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست. مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود. به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند. پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید.

دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه
دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی ، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.

راه حل:

با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش.

از مدرسه می ترسم!

بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.

راه حل:

با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند.

من مثل کودکان دیگر باهوش نیستم

هنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود. در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند.

راه حل:

اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید. به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد.

علت نرفتن به مدرسه را دریابید
کشف کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید. ببینید آیا نشانه هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید. با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی برای شما باشد.

کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید
این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی».

با دقت کافی وارد عمل شوید
اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید. در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.


برچسب‌ها: مدرسه, تمارض کودکان ومدرسه نرفتن, معلم وکودک
[ جمعه بیست و ششم خرداد 1391 ] [ 9:59 ] [ مژگان ]

فصل دوم  زایمان

ماه نهم بود من بیمارستان پارس بلوارکشاورز را بعد از کلی تحقیق انتخاب کردم دکترم هم که خانم دکتر خشتی بود همه چیز اماده  ومهیا بود برای ورود شما گل دختر .

از موقعی که وارد ماه نه شده بودم ریزریز درد داشتم ولی هر چی می گذشت درد ها شدیدتر میشد معمولا هم شبها دردم شدیدتر بود روز بیست وچهارم مرداد (دوشنبه)بود که وقت آرایشگاه گرفتم ویه اصلاح اساسی کردم و خودم برای اسقبال تو آماده کردم .اون شب دردم با شبهای دیگه یکم فرق داشت پنج روز می شد که من نه ماهم رو تمام کرده بودم از ساعت 10شب بود که فهمیدم امشب با شبهای دیگه فرق داره به نصیحت مادر جون شروع کردم به خرما خوردم حالا بخور کی نخور!!!

تادردم شدید میشد هی راه میرفتم تا اروم میشد دراز می کشیدم و مدام خرما می خوردم!تا ساعت 3 نصفه شب من یه جعبه خرما رو تمام کردم رفتم بالا سر بابائی گفتم فکر کنم امشب وقتشه  گفت بیا من کمرت اروم اروم ماساژمیدم اگه خوب نشد میریم بیمارستان

خلاصه بعد از یه مدت درد قطع شد و من فکر کردم که خبری نیست تا اینکه یک دفعه چیزی مثل بادکنک توی دلم ترکید و....بله باید سریع به بیمارستان می رفتیم.من سک ووسایل رو از یک هفته قبل توی ماشین گذاشته بودم .سریع به حمام رفتم و آب داغ به کمرم گرفتم که تو راحتتر به دنیا بیای بعد سریع لباس پوشیدم و راه افتادیم نمیدونی بابا چقدر هول کرده بود اینقدر قیافش بامزه شده بود که نگو!!!

خوشبختانه چون نصف شب بود خیلی راحت و سریع به بیمارستان رسیدیم واز در اوژانس که پشت بود وارد شدیم و با آسانسور سریع به بخش زایمان رفتیم کادر بخش خیلی پرستارهای خوب و مهربونی بودند سریع با دکترم تماس گرفتند و من اماده کردن ولیاس مخصوص تنم کردند و به اتاق زایمان بردند تا دکتر اومد که بیاد بهم سرم وصل کردن و یه ماما معاینه ام کرد و گفت اصل کار انجام شده الانه که نینی گولوت بدنیا بیاد من بیشتر از اونی که درد داشته باشم هیجان زده بودم یه پرستار اومد تو وبهم خبرداد که خاله سعیده اومده بیمارستان خیلی عجیب بود بااینکه خیلی درد داشتم نفرت داشتم که جیق  ودادکنم فقط باهات حرف میزدم و دعامی کردم آخه شنیده بودم دعا تو اون لحظه مستجاب میشه دلم نمی خواست همچین لحظه کم نظیری رو از دست بدم همه پرستارای شیفت اومده بودن زایمان من راتماشا کنند دکتر خشتی می گفت توی این سی چهل سالی که کار کردم این زیبا ترین زایمانی بوده که داشتم دکتر برات شعر زمزمه می کرد وهمه همراه من صدات میزدند که زودتر بیای خلاصه  جونم برات بگه فیلمی داشتیم خانم که شما باشی حدود ساعت هشت ونیم روز بیست و پنجم مرداد1384 قدم  رنجه فرمودین وپا به دنیا گذاشتین وقتی بدنیا اومدی با بچه های دیگه خیلی فرق داشتی چشمم کف پاهات خیلی قوی بودی به قول معروف راحت گردن می گرفتی .همون لحظه که بدنیا اومدی صدات زدم "پانیذ جون پانیذ جون سلام مامانی من اینجام خوش اومدی به دنیاعزیزم" با تمام وجود می خواستی خودتو بچرخونی بطرف من همه ی پرستارها از تعجب فریاد کشیدند "وای خدا مامانش رو می شناسه "اون چشمهای بهت زده و کنجکاوت همچین دنبال من می گشت انگار تو هم مثل من  برای دیدنم لحظه شماری می کردی.ولی خودمونیم اون خرما هائی که خورده بودم خیلی به دادم رسید یادت باشه تو هم سر نوه ام انشالله بخوری!!!تو رو بردن اتاق نوزادها تا بشورنت و اولین لباس زندگیت رو تنت کنند منم جمع و جور کردنم بردنم اتاق که استراحت کنم از اتاق زایمان که دراومدم بابا  وخاله سعیده خوشحال ایستاده بودند جلو اومدن وبهم تبریک گفتند شعفی که داشتم قابل توصیف نیست خاله سعیده بهم گفت که به خاله حمیده اینها و پدرجان اینها خبر داده و همه دارند میان تهران بابا هم به عمه خبر داده بود من رابه اتاق بردند تا کمی بخوابم ولی اینقدر هیجان داشتم که خوابم نمی برد برای دیدن دوبارت لحظه شماری می کردم. قبل از ظهر عمه با دسته گل رسید وبعد الظهر خاله حمیده وبچه ها وپدرجان ومامان زهره. بعد از یکی دو ساعت تو را دوباره آوردن پیش من .بغلت کردم از خوشحالی گریه ام گرفته بود به چشمهای من خیره شده بودی و من "مادر ناشی" شروع کردم برای اولین بار به تو شیر دادن.اون شب بیمارستان موندم وخاله حمیده پیشم موند فردای اون روز متخصص کودکان اومد  ومعاینه ات کرد و گفت که همه چیزش عالیه و قبل از ظهر ما از بیمارستان مرخص شدیم و تو نوگل قشنگم پا به خونه ی خودت گذاشتی.

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 15:15 ] [ مژگان ]

فصل اول بارداری

پنج سال از زندگیمون گذشته بود من وبابا همدیگه رو خوب شناخته بودیم .زندگیمون هم دیگه شکل گرفته بود دیگه مستاجر نبودیم داشتیم خودمون رو آماده میکردیم  که ماشین هم بخریم از طرفی اطرافیان هم دیگه صداشون حسابی دراومده بود آخه تواین چند سال هر چی میگفتند چرا بچه نمیارین ما میگفتیم دوست نداریم خونه مستاجری بچه دار بشیم اون طفل معصوم اسیر کنیم میخواییم خونه خودمون باشه هر کاری دلش خواست بکنه!!

حالا دیگه وقتش بود رفتم دکتر و شروع کردم به خوردن اسیدفولیک ومکمل هائی که لازم بود باشگاه ورزشی هم اسمم رو نوشتم تا قبل از بارداری قد ووزنم فیته فیت بشه بعد از سه چهار ماه دکتر بهم گفت که بدنت برای بارداری آماده ی آماده است.

اونوقت من وبابا شروع کردیم به راز و نیاز و نیایش ونماز شب تااز خدا یه گل دوست داشتنی عین تو ازش بگیریم (آذر 1383).

بعداز ده روز من احساس عجیبی داشتم کاملا احساست میکردم وقتی به بقیه می گفتم بهم می خندیدند حتی دکترم! ولی من وجود تو را کاملا حس می کردم.بله حدسم درست بود خدا یه کوچولو به من داده بود.خیلی هیجان زده بودم .از همون روزهای اول شروع کردم به میگو خوردن وماهی خوردن وسیب وبه و خلاصه هر خوراکی که قدیمیا و جدیدیا میگفتند بچه را زیبا وباهوش میکنه.

ولی چشمت روز بد نبینه بعد از دوماه ویارم شروع شد ویاری که حتی اب هم توی دلم نمی موند حتی از تصور قیافه ی جوجه کباب هم حالم بد می شد منم دلم رو به این خوش می کردم که هرچی ویار شدیدتره بچه باهوش تره تا خوابم میبرد همش خواب غذاهای خوشمزه و رنگین می دیدم ولی تا بیدار میشدم همون آش و همون کاسه!!!!

خلاصه همین وضع بود تا پنج ماهگی بعد از اون حالم بهتر شده بود ولی از بعضی غذاها هنوز بدم می اومد!

تا می تونستم مطالعه می کردم ببینم چی باید بخورم چه ورزشی باید بکنم یه کتاب خریدم به اسم "همه ی مادران سالمنداگر..."خیلی کمکم کرد توش ورزشهای دوران بارداری و تنفس صحیح رو آموزش داده بود آخه من خیلی دلم می خواست تو رو طبیعی بدنیا بیارم

خیلی برام مهم بود وقتی پا به این دنیا میگذاری  اولین کسی باشم که بهت خوش امد بگم علاوه براون من حتما باید تو اون اتفاق بزرگ بیدار و هشیار کنارت می بودم و ازت حمایت می کردم.

دیگه حالا مطمئن شده بودم که دخملی . روی اسمهای ستایش و پارمیس و آریاناز وپانیذ مردد بودیم خلاصه با صلاح ومشورت پانیذ انتخاب کردیم .

دیگه ازاون روز به اسم خودت صدات می کردم و دائم برات حرف می زدم قران برات می خوندم  اهنگ ملایم برات میگذاشتم در مورد همه چیز باهات حرف می زدم درباره زندگی طبیعت خدا ....یه ماه بعد موقع حرف زدن باهات شروع کردم چراغ قوه رو به به شکمم نزدیک کردن دفعه اول ترسیدی و ازش دور شدی بعد من دستم رو حایل نور و شکمم کردم و شروع کردم صدات زدم یکهو خودت رو ول کردی انگار خیالت راحت شده باشه از اون روز تا روز آخر بارداری تو منو به شکل نور میدیدی و تا صدات می کردم خودتو به سمت چراغ می چسبوندی خیلی ها بهم می گفتند اینقدر عجله نکن بیرون میاد بزرگ میشه اینقدر باهات حرف میزنه که خسته می شی  ولی دیگه طاقت نداشتم وقتی بهت فکر می کردم از شوق گریه ام میگرفت .ماه هشتم بود شروع کردیم به خرید کردن واسه ی تو. لباسهای کوچولو کمد وتخت واسباب بازی و......

ماه نهم اتاقت آماده ی آماده بود. نمیدونی! من وبابا میرفتیم بالای تختت می ایستادیم و تصور می کردیم که توی تختت خوابیدی نمیدونی چقدر لحظه شماری کردیم تابالاخره شب موعود فرارسید!!!

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 13:36 ] [ مژگان ]

بد غذایی در كودك نوپا: علل و روشهای مقابله

كودك معمولا غذای بخصوصی را برای مدتی دوست دارد و بعد ممكن است به غذای دیگری علاقه نشان دهد. یعنی كودك غذایی را كه تا ....

چرا كودك از خوردن امتناع می‌كند و چه باید كرد؟

امتناع كودك از خوردن ممكن است به دلایل زیر باشد:

·    فعالیت زیاد و در نتیجه خستگی

·    فعالیت كم و در نتیجه كمتر گرسنه شدن

·    نخوابیدن

·    كم بودن فاصله بین تنقلات با غذاهای اصلی

·    اظهار نظر مبنی بر دوست نداشتن غذا توسط بزرگترها.

اما در عین حال این امر ممكن است وسیله ای باشد كه كودك می‌خواهد عدم وابستگی و استقلالش را نشان دهد. این خود بخشی از مراحل تكامل اوست. والدین اگر هیجان زده باشند و به كودك فشار بیاورند سبب كندی جریان ترشح معده كودك و مانع از هضم غذای وی می‌شوند. بعلاوه كودك از توجه والدین لذت می‌برد و می‌آموزد كه امتناع از خوردن، یكی از راه‌های جلب توجه آنان است. كودك معمولا غذای بخصوصی را برای مدتی دوست دارد و بعد ممكن است به غذای دیگری علاقه نشان دهد. یعنی كودك غذایی را كه تا دیروز دوست داشت و می‌خورد، امروز از خوردنش امتناع می‌كند. در این مورد، والدین با تغییراتی از قبیل تغییر در درجه حرارت و یا نوع پخت، یا شكل غذا (به عنوان مثال دادن شیر گرم یا سرد، دادن تخم مرغ آب پز یا نیمرو و... ) و تعریف و تمجید از غذا می‌توانند آن را مورد پسند و دلخواه كودك كنند. اگر كودك باز هم از خوردن امتناع كرد، والدین باید صبور باشند و كودك را به اجبار وادار به خوردن نكنند و پس از تمام شدن غذا، بشقاب او نیز با سایر بشقاب‌ها برداشته شود. بدین ترتیب هم كودك یاد می‌گیرد كه زمان صرف غذا نامحدود نیست و هم باعث می‌شود در وعده غذایی بعد، به اندازه كافی گرسنه باشد و غذا بخورد. نتایج مطالعات نیز نشان داده است كه دریافت انرژی هر كودك از یك وعده غذایی به وعده دیگر بسیار متفاوت است ولی كل انرژی دریافتی روزانه بطور قابل توجهی ثابت است. بدین معنی كه معمولا كودك كمبود كالری و مواد مغذی در یك وعده را، در وعده بعد جبران می‌كند. لذا وظیفه والدین انتخاب و ارائه مواد غذایی مغذی و مناسب است.

اگر كودك به خوردن بعضی از غذاها علاقه نشان نمی‌دهد چه باید كرد؟

اگر كودك علاقه كافی برای خوردن بعضی از انواع غذاها را ندارد مادر باید آن غذا را به روش های مختلف درست كند تا همان ماده غذایی با مزه و طعم جدید مورد استفاده كودك قرار گیرد و اگر باز هم از خوردن امتناع كرد می‌توان از جانشین های آن ماده غذایی استفاده نمود.

بعضی از مادران شكایت دارند كه كودكشان گوشت تكه یا تخم مرغ نمی‌خورد و یا شیر كم می‌خورد و یا شیرینی زیاد طلب می‌كند. در زیر چند پیشنهاد برای راهنمایی این مادران اورده شده است.

برای كودكانی كه گوشت تكه ای نمی‌خورند:

·    بهتر است گوشت را به قطعات بسیار كوچك و ریز تقسیم كنید كه به خوبی پخته شود مثلا به صورت حلیم گندم درآید.

·    قطعات بسیار ریز گوشت را مخلوط با حبوبات كاملا بپزید و نرم كنید. همراه با یك قاشق غذا خوری روغن زیتون و یك قاشق مرباخوری آب لیمو ترش یا آب نارنج تازه به كودك بدهید.

·    گوشت چرخ كرده را به صورت كوفته قلقلی درآورید یا به صورت مخلوط با گوجه فرنگی بجای سس روی ماكارونی بریزید یا كتلت (مخلوط كوشت و سیب زمینی و تخم مرغ) به شكل های كوچك و زیبا تهیه كنید و یا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگی و لوبیا و برنج (لوبیا پلو) بپزید.

·    از گوشت مرغ یا ماهی استفاده كنید.

·    اگر كودك هیچیك از انواع گوشت را نمی‌خورد از جانشین های آن استفاده كنید؛ مثل زرده تخم مرغ، سفیده تخم مرغ، عدس، پنیر با بادام یا گردو، لوبیا چیتی پخته شده، بادام زمینی بدون پوست، شیر و ماست.

·    برنج را در آب گوشت یا مرغی كه می‌پزید بریزید و به صورت كته نرم، با انواع سبزی ها یا عدس ، به او بدهید.

·    كودكانی كه اصلا گوشت نمی‌خورند باید از نظر دریافت آهن مورد توجه باشند.

برای كودكانی كه تخم مرغ سفت شده را نمی‌خورند:

·    تخم مرغ سفت شده را با كمی‌كره یا شیر نرم كنید.

·    زرده و سفیده تخم مرغ را بزنید و داخل سوپ بریزید و بگذارید چند جوش بزند.

·    زرده و سفیده تخم مرغ را با كمی‌شیر (2 قاشق غذاخوری) مخلوط كرده و در روغن بپزید (خاگینه)

·    سیب زمینی پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده كنید و به آن كمی‌كره یا روغن زیتون بزنید (تقریبا مثل سالاد الویه ولی بدون سس مایونز) یا به آن ماست و روغن زیتون یا كمی‌شیر اضافه كنید.

·    تخم مرغ را بزنید و با نصف استكان ماست در ته قابلمه ای كه برای او كته درست می‌كنید بریزید (مثل ته چین)

·    ماكارونی را بپزید، آب كش كنید، یك تخم مرغ را بزنید و با یك استكان شیر مخلوط كنید، كمی‌پنیر در آن رنده كنید و با ماكارونی دم كنید.

·    تخم مرغ را بزنید و با كمی‌خامه و آب لیمو به سوپ او اضافه كنید و بگذارید بپزد (از مصرف تخم مرغ خام یا نیم پز پرهیز كنید).

برای كودكانی كه شیر مادر یا هیچ شیر دیگری را نمی‌خورند:

·    ماست را جانشین شیر كنید و دوغ و ماست را در وعده های غذایی كودك بگنجانید.

·    در بعضی از غذاها از شیر استفاده كنید. مثلا آرد و كره و شیر را به سوپ اضافه كنید. ماكارونی و شیر و پنیر درست كنید. به كودك شیر برنج و فرنی بدهید.

·    با شیر و كره و پنیر و كمی‌آرد، سس درست كنید و روی ماكارونی یا روی سبزی های پخته شده بریزید.

برای كودكانی كه سبزی یا میوه نمی‌خورند:

·    كودكان ممكن است در این سن یك نوع میوه یا سبزی را نخورند و نوع دیگر را بهتر بپذیرند. هر كدام را كه بهتر می‌خورند بیشتر بدهید. اما گهگاه سبزی ها یا میوه هایی را كه نمی‌خورند باز امتحان نموده و پیشنهاد كنید.

·    سبزی هایی مثل كرفس و هویج را بپزید (نه خیلی زیاد كه له شود بلكه كمی‌ترد باشد) و بگذارید كودك آن را با دست بردارد و بخورد.

·    سبزی ها را ریز كرده و در سوپ او بریزید.

·    كمی‌ماست چكیده بر روی سبزی های پخته بریزید یا سبزی را با نان و پنیر به او بدهید.

·    اگر میوه نمی‌خورد، آن را رنده كرده یا به تكه های كوچك تقسیم كنید و با كمی‌خامه یا ژله به او بدهید (مثل سالاد میوه)؛ یا در تهیه ژله به جای آب، آب میوه بریزید؛ یا ژله درست كنید و تكه های بسیار كوچك میوه را به ژله اضافه نمائید (فراموش نكنید میوه و سبزی ها را قبل از مصرف خوب شسته و ضد عفونی نمائید).

برای كودكانی كه شیرینی زیاد می‌خورند:

·    چون عادت به خوردن مواد شیرین از كودكی ایجاد می‌شود، لذا برای پیشگیری از ایجاد این عادت باید:

·    خرید شیرینی و درست كردن غذاهای شیرین را كاهش دهید.

·    در غذاهای شیرینی كه استفاده می‌كنید، شكر كمتری استفاده نمائید.

·    مواد شیرین مثل بستنی و شكلات را به عنوان جایزه به كودك ندهید بلكه مقدار كمی‌از آن را جزو برنامه غذاییش بگذارید. از عكس برگردان یا برچسب های رنگی بعنوان جایزه استفاده كنید.

·    مراقب دندان های كودك نیز باشید و بعد از مصرف مواد شیرین حتما دندان های او را مسواك بزنید.

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 10:5 ] [ مژگان ]

خوراکی که شیر مادران را افزایش می دهد

 

از نظر خواص، تفاوتی بین بادام زمینی خام یا بو داده وجود ندارد و به طور معمول می تواند روزی چند عدد مصرف شود..

مصرف بادام زمینی شیر مادر را افزایش می دهد

'محمد حسین صالحی سورمقی' با بیان اینكه بادام زمینی در جهان به نام 'آراشید' شناخته می شود، افزود: بادام زمینی رقیق كننده خون و روغن آن، نرم كننده پوست است.

وی با اشاره به اینكه روغن بادام زمینی چربی و كلسترول خون را بالا نمی برد،‌ خاطرنشان كرد همچنین بادام زمینی حاوی ویتامین گروه ب B و د D است بنابراین مصرف آن برای همه سنین توصیه می شود.به

این متخصص طب گیاه شناسی گفت: هرچند در مورد مصرف بادام زمینی هیچگونه عارضه ای گزارش نشده است اما برخی افراد به آن حساسیت دارند.

سورمقی ادامه داد: از نظر خواص، تفاوتی بین بادام زمینی خام یا بو داده وجود ندارد و به طور معمول می تواند روزی چند عدد مصرف شود.به گفته سورمقی، كره بادام زمینی هم دارای برخی خواص مفید بادام زمینی است اما چون تفاله بادام از آن جدا می شود همه خواص خوب آن را ندارد

`

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 9:27 ] [ مژگان ]

نیاز های تغذیه ای کودک در سنین دبستان

هنگامیکه کودک به سن 5 سالگی می رسد برنامه غذایی او کم و بیش مشابه برنامه غذایی بزرگسالان می شود ولیکن برخی ملاحظات مهم در این سن وجود دارد . در سن 5 سالگی به جز در کودکان مبتلا به آلرژی و کودکان با بیماری های خاص ، اساس برنامه غذایی با برنامه غذایی بزرگسال یکی خواهد بود.


چربی: در این سنین نیاز بیشتر به چربی غذایی پایان می یابد و درصد چربی مورد نیاز 30تا35 درصد از کل کالری روزانه می باشد که این درصد مشابه درصد مورد نیاز در بزرگسالان است . بنابراین کودک باید به جای لبنیات پرچرب از لبنیات کم چرب و یا با چربی متوسط استفاده کند . از آنجائیکه سطوح چاقی در کودکان رو به افزایش است عاقلانه است که نظارت دقیقی بر دریافت چربی کودکان وجود داشته باشد .
اسیدهای بلند زنجیر امگا3 چربی های سالم و مفیدی هستند که در ماهی های روغنی و برخی غذاهای دیگر یافت می شوند . در مطالعه ای که بر روی کودکان سنین 4 تا 18 سال انجام گرفتنشان داد دریافت اسیدهای چرب امگا3 بسیار پایین بود ، این میزان در حدود 8/0% از کالری کل غذایی است . به طور کلی متخصصین تغذیه به دریافت دو برابر این میزان توصیه میکنند.


مغزدانه ها: در این سنین کودک می تواند از تمام مغزها استفاده کند البته در صورتیکه به آنها آلرژی نداشته باشد.


فیبر: شما می توانید محتوای فیبر برنامه غذایی کودک را از طریق افزایش دریافت دانه های کامل و سبوس دار و نیز حبوبات افزایش دهید . افزایش فیبر دریافتی در کودکی که از یبوست رنج می برد بسیار با اهمیت است ولیکن در کودکی با کمبود وزن که حجم بزرگ غذایی را نمی تواند تحمل کند ضرورت ندارد .
راه ساده ای برای محاسبه میزان مناسب دریافت فیبر برای کودک شما وجود دارد . دریافت فیبر غذایی کودک به گرم باید برابر با سن وی به اضافه 5 باشد . به عنوان مثال در یک کودک 6 ساله باید روزانه 11 گرم فیبر دریافت شود. و یا در یک کودک 10 ساله این میزان باید 15 گرم در روز باشد . در حالیکه به طور میانگین این میزان در یک پسر 4تا18 ساله، فقط 2/11گرم و در دخترها تنها 7/9 گرم می باشد .
کودکان ما به طور میانگین سدیم بالایی در برنامه غذایی خود دریافت می کنند.برطبق توصیه های جدید کودکان سنین 4تا6 سال نباید بیش از 3 گرم در روز نمک دریافت کنند (2/1 گرم سدیم) و کودکان سنین 7تا10 سال نیز نباید بیش از 5 گرم در روز نمک در برنامه غذایی خود داشته باشند (2 گرم سدیم).


دریافت مواد مغذی: چنانچه کودک دارای یک رژیم غذایی متنوع با مقادیر فراوان میوه ها و سبزیجات ، غلات کامل ، پروتئین و مقدار مناسبی چربی باشد نیازی به نگرانی در رابطه با مقدار دقیق هر یک از مواد مغذی(ویتامین ها و مواد معدنی) وجود ندارد .
به خاطر داشته باشید ،هرچه بشقاب کودک رنگین تر باشد ( به ویژه رنگهای قرمز ، زرد و سبز) مواد مغذی متنوع تر و بیشتری را شامل می شود.

جدول زیر مقادیر استاندارد برخی از ویتامینها و مواد معدنی مهم ومورد نیاز در کودکان 5 تا 11 سال را نشان می دهد .

سن (سال)

کالری

پروتئین

(گرم)

ویتامین A

(میکروگرم)

ویتامین C

(میلی گرم)

کلسیم

(میلی گرم)

آهن

(میلی گرم)

روی

(میلی گرم)

پسر

5 - 6

7 - 10

11

1715

1970

2200

19.7

28.3

42.1

500

500

600

30

30

35

450

550

1000

6.1

8.7

11.3

6.5

7

9

دختر

5 - 6

7 - 10

11

1545

1940

1845

19.7

28.3

41.2

500

500

600

30

30

35

450

550

800

6.1

8.7

14.8

6.5

7

9

مقادیر انرژی و مواد مغذی مورد نیاز در کودکان بر حسب توصیه دپارتمان سلامت می باشند

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 9:21 ] [ مژگان ]

آیا می خواهید فرزندتان نابغه باشد؟

در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد.


براساس تحقیقات علمی‌انجام شده، با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.

بازی برای هوش
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز کودک همچون ورزش هستند. بازی‌هایی مانند سودوکو (جدول اعداد) علاوه بر اینکه می‌توانند سرگرمی ‌لذت‌بخشی برای کودک شما باشند، تقویت‌کننده توانایی تفکر استراتژیک، حل مشکلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های پیچیده هستند.

انواع بازی‌های فکری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طرح کنید و برای حل این مشکلات و مسائل ساختگی، از کودکان‌تان کمک بخواهید. بگذارید با وضعیت‌های دشوار و موقعیت‌های پیچیده تصمیم‌گیری مواجه شده و راه‌های پیشنهادی خود را برای حل مسائل به شما بازگو کنند.

در جست‌وجوی دانش باش
محققین معتقدند که والدینی که کودکان خود را به ارائه نظرات و ایده‌های جدید تشویق کرده و کنجکاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار می‌دهند، درس بزرگی به آنها داده‌اند؛ اینکه «جست‌وجوی دانش اهمیت زیادی دارد». از کودکان‌تان در زمینه سرگرمی‌ها و علایقشان سؤالاتی بپرسید و از کنجکاوی آنها حمایت کنید، نکات و موارد جدید مربوط به سرگرمی‌هایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق کنجکاوی‌هایشان، آنها را به گردش‌های آموزشی ببرید. گردش در موزه‌های تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارک‌های حیوانات از این جمله‌اند.

ورزش، ورزش، ورزش!
مطالعات گروهی از دانشمندان آمریکایی نشان داده ارتباط مستقیمی‌ بین فعالیت‌های ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. بنابر تحقیقات این گروه، شرکت کردن کودکان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد.

همچنین در مطالعات آنها ثابت شده بیشتر زنانی که در موقعیت کاری در نقش‌های مدیریتی و ریاست موفق بوده‌اند، در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی‌ ورزشی شرکت داشته‌اند. پس به جای اینکه پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون لم بدهید، بهتر است با کودکتان توپ‌بازی کرده یا به پیاده‌روی بروید. بد نیست کودک خود را به شرکت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق کنید.

الفبای موسیقی، الفبای هوش!
شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار کودکتان در حالی که مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است اصلا لذت‌بخش نباشد اما باید بدانید که این سرگرمی‌لذت‌بخش کودکان، یکی از مواردی است که نیمکره راست مغز آنها را پرورش می‌دهد.

بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای کودکان منجر به افزایش ضریب هوشی و توانایی‌های علمی‌ آینده آنها خواهد شد.

هر چه سال‌های آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمره‌های بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی می‌شود؛ پس اجازه دهید موسیقی‌دان درونی کودکتان خودش را نشان دهد.
خیلی خوب است اگر او را برای دوره های عمومی یا خصوصی آموزش موسیقی ثبت‌نام کنید.

شیر مادر، عصاره هوش
شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که شیر مادر از ۲ جهت برای کودک مفید است؛ یکی اینکه از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری می‌کند و دیگر اینکه به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است. دانشمندان دانمارکی به این نتیجه رسیده‌اند که تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌کند.

مطالعات ایشان نشان داده کودکانی که در دوران نوزادی ۹ ماه از سینه مادرشان تغذیه شده‌اند، به نسبت آنهایی که یک ماه یا کمتر شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند. پس اهمیت شیر مادر باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد چرا که علاوه بر تضمین سلامتی نوزاد، برای آینده او و رشد مهارت‌های ذهنی‌اش هم مفید خواهد بود.

کامپیوتر در خدمت هوش
شاید تعجب کنید چون بازی‌های کامپیوتری شهرت بدی پیدا کرده‌اند و بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرند. بله، درست است که بسیاری از آنها وحشیانه، بی‌فایده و غیرفکری هستند اما ما در مورد انواعی از بازی‌های کامپیوتری صحبت می‌کنیم که مهارت‌های فکری و استراتژیک و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت کودک را پرورش داده و کارگروهی را به او آموزش می‌دهند.

امروزه در دنیا بعضی شرکت‌های معتبر ساخت بازی‌های کامپیوتری، در تلاش هستند تا بازی‌های آموزشی‌ای بسازند که پرورش‌دهنده حافظه و توانایی‌های ذهنی کودکان خردسال (حتی کودکان نوپا) باشند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد کودکانی که انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی را بازی می‌کنند، نسبت به آنهایی که این بازی‌ها را تجربه نکرده‌اند از قدرت درک و تجسم تصویری بیشتری برخوردارند.
جالب است بدانید معلمان بریتانیایی، امروزه در کلاس‌های درسشان از انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی استفاده می‌کنند.

صبحانه یادت نره!
نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه ۷۰ میلادی انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خوردن صبحانه شروع می‌کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه‌های روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم شده، صبحانه‌خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.

خوب بخور تا باهوش بشی
قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.

برای مثال رشد شبکه مغزی کودک نیاز شدیدی به میزان کافی آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جریان اعصاب کند می‌شود. همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در کودکانی که تغذیه سالمی‌ ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.

دوستی که هوش هدیه می‌دهد
کتاب یکی از روش‌های مفید قدیمی ‌است که امتحان‌اش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روش‌های تکنولوژیک امروزی برای تقویت هوش، دست‌کم گرفته می‌شود؛ در حالی که کتاب قابل دسترس‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال موفقیت‌آمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمامی ‌سنین است. برای کودکان‌تان از سنین پایین‌تر کتاب خواندن را شروع کنید. آنها را برای عضویت در کتابخانه ثبت‌نام کنید و کتابخانه منزلتان را پُر از کتاب کنید.

 

`

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 9:5 ] [ مژگان ]

ایا کودک شما از هم سن و سالان خود کوتاه تر است ؟

چرا کودک من قد نمی کشد؟ چه باید کرد ؟ آیا با تغییر تغذیه این رشد بیشتر می شود ؟ اما چه تغذیه ای ؟


اولین تحقیقات كمبود روی در انسان مربوط به اواخر دهه ۱۹۵۰ است كه نشان داد تأخیر در رشد، ضایعات پوستی و نارسایی بلوغ در نوجوانان پسر ایرانی و مصری مربوط به كمبود روی است.

به گزارش سلامت نیوز مقدار روی در بدن ۵/۱ تا ۵/۲ گرم است كه بیشتر آن در عضلات، استخوان ها و كبد جمع می شود و مقداری هم در ناخن و پوست و مو یافت می شود.

عنصر روی اساساً به سوخت و ساز مرتبط است. دیده شده است كه مكمل روی تأثیر مثبتی بر رشد كودكان دچار كوتاه قدی تغذیه ای داشته است. كمبود روی یك از مشكلات تغذیه ای شایع در كشور ما به شمار می رود.

تمام گروه های سنی از جمله كودكان زیر شش سال، نوجوانان دختر و پسر ۲۰-۱۴ ساله و همچنین زنان باردار از كمبود «روی» رنج می برند. كمبود روی علاوه بر كاهش سرعت رشد در كودكان با تغییراتی در حس بویایی و چشایی همراه است و سبب بی اشتهایی و كاهش وزن می شود.

تأخیر در بلوغ جنسی از دیگر عوارض كمبود روی به شمار می رود. كمبود روی در دوران بارداری می تواند عوارضی همچون سقط جنین، نقص عضو مادرزادی، وزن كم در زمان تولد و زایمان دیر یا زودهنگام را در پی داشته باشد.

● منابع غذایی روی
سازمان بهداشت جهانی و سازمان خواربار و كشاورزی میزان نیاز روزانه روی هر فرد را ۵/۵ گرم اعلام كرده است. اكنون ببینیم روی در كجاها یافت می شود: «روی» در تمام مواد غذایی حیوانی و گیاهی كه منبع خوب پروتئین هستند، وجود دارد.

▪ منابع غنی روی عبارتند از:
صدف، جگر و انواع گوشت ها به ویژه گوشت قرمز (گوشت مرغ و ماهی هم حاوی روی هستند، اما میزان روی در گوشت قرمز بیشتر است) و تخم مرغ، اما حبوباتی مانند لوبیا و عدس، غلات سبوس دار، شیر و مواد لبنی و انواع مغزها نظیر بادام زمینی، گردو، بادام و فندق نیز حاوی عنصر روی هستند، اما به طور كلی قابلیت جذب روی از منابع حیوانی بیشتر از منابع گیاهی است. گفته می شود قابلیت جذب روی از گوشت چهار برابر غلات است. میزان جذب روی بسته به وضعیت روی فرد از ۱۵ تا ۴۰ درصد متفاوت است.

● عوامل كاهش دهنده جذب روی
اگر مس و كادمیوم رقیب اصلی جذب روی به حساب می آیند ولو این كه اثر خود روی را دارند، دریافت بالای آهن و كلسیم جذب روی را كاهش می دهد. جذب روی ممكن است توسط گلوكز، لاكتوز و یا پروتئین سویا كه به تنهایی و یا همراه با گوشت مصرف شود، افزایش یابد.

روی موجود در شیر مادر مانند آهن در مقایسه با شیر گاو از قابلیت جذب بالاتری برخوردار است و این هم شاید خبر خوشی باشد برای مادرانی كه فرزندشان شیر آن ها را می خورد! روی دیگر سكه مصرف روی برای بزرگسالان است به طوری كه گفته می شود مصرف طولانی مدت مكمل روی به مقدار بیشتر از ۱۵ میلی گرم در روز توصیه می شود.

گردآوری : گروه سلامت سیمرغ

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 9:4 ] [ مژگان ]

10غذا برای تقویت هوش!!

غذاهایی که می خوریم علاوه بر اینکه در تناسب اندام ما تاثیر بسزایی دارند بلکه در هوش و تقویت حافظه نیز بسیار موثر هستند.پس بهتر است غذاهایی را بخوریم که هوشمان را زیاد کنند.

بهتر است از غذاهایی که ارزش غذایی ندارند بپرهیزید،غذاهایی که فقط باعث چاقی شما میشوند،نه تنها حافظه شما را تقویت نمی کنند بلکه کلسترول خونتان را نیز بالا می برند .

این ده ماده غذایی به ترتیب زیر می باشد :
1- اسفناج :
اسفناج به دلیل بافت های گیاهی که دارد از بسیاری از بیماری ها در خانم های پیشگیری می کند.تحقیقات نشان می دهد خانم هایی که از اسفناج و سبزی های سبز دیگری استفاده می کنند،پیر شدن سلول هایشان را به تاخیر می اندازند.اسفناج به دلیل آنزیم هایی که در برگ های آن وجود دارد،سیناپس بین سلول های را تسهیل می بخشد.و هوش را تقویت می کند.اسفناج دارای ماده ی دارویی به نام فولیک اسید است که در جهت تقویت حافظه موثر می باشد.و هم چنین برای افرادی که دارای عارضه ی قلبی هستند نیز بسیار مفید می باشد.اسفناج حاوی مواد آنتی اکسیدان نیز می باشد،

2- قهوه :
قهوه دارای موادی مانند :آنتی اکسیدانها،آمینو اسید،ویتامین و مینرال است.بخصوص اگر دانه های قهوه را دم کنید و بخورید در جهت تقویت حافظه بسیار مفید می باشد.قهوه به دلیل کافئینی که دارد در جهت تقویت حافظه مفید است.قهوه ی هم چنین بر ضد آلزایمر میباشد و با مصرف مداوم قهوه دچار آلزایمر نخواهید شد .

3- غلات:
غلاتی مانند سویا ،لوبیا،نخود فرنگی،عدس سبزیجات دارای روغن بسیار مفیدی هستند که در جهت تقویت حافظه لازم می باشد .

4- میوه و سبزیجات :
میوه و سبزیجات دارای آنتی اکسیدان های بسیار مفیدی هستند.میوه و سبزیجات بسیار برای تقویت حافظه مفیدند.

5- تخم مرغ :
تخم مرغ ماده ی بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه می باشد بخصوص این که مادران باردار به هنگام بارداری و در هنگامی که جنینی را در رحم دارند،تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است .

6- ماست :
آیا می دانید یک پیاله ماست دارای امگا 3 و دی اچ ای می باشد.امگا 3 و دی اچ ای مواد بسیار مفیدی در جهت تقویت حافظه می باشند .اگر فرزندتان در زمان رشدش هر روز ماست مصرف کند،تاثیر بسیاری را بر روی رشد او می گذارد .

7- انبه :
این میوه ماده ی دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید می باشد.با این که میوه چرب است و دارای بافتهای چربی می باشد اما باعث می شود که گردش خون تسریع یابد.هنگامی که گردش خون سریعتر شود باعث می شود خون بیشتری به مغز برسد و همچنین این میوه در حافظه نیز موثر است .

8- سیب زمینی :
محققان استرالیایی به تازگی دریافته اند که موادی مانند کربوهیدرات های،که به وفور در سیب زمنی یافت می شوند باعث تقویت حافظه می شوند .

9- ماهی :
ماهی نیز یکی دیگر از مواد غذایی است که باعث تقویت و رشد سرییع تر سلول های مغز می شود . در نتیجه باعث تقویت حافظه می شود .ماهی برای عارضه ی قلبی نیز مفید است .

10- شکلات : شکلات نیز یکی دیگر از موادی است که باعث تقویت حافظه می شود،البته بهتر است شکلات هایی را مصرف کنید که یا تلخ هستند و یا شکلات هایی را که حاوی شیر باشند.

تهیه و ترجمه : گروه سلامت سیمرغ - ندا فراهانی

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 9:2 ] [ مژگان ]

با ‌١٥ اصل تغذیه‌ای برای كودكان آشنا شوید

بسیاری از والدین از بی‌میلی به غذا و كم اشتهایی كودكان خود رنج می‌برند.

بی‌اشتهایی یا بد غذای كودك یكی از مشكلات جدی تغذیه‌ای است چرا كه ممكن است منجر به سوء تغذیه جدی شود. بنابراین باید دانست تنها گرسنگی نیست كه كودك را به سوی غذا می‌كشاند و یا فقط سیر بودن موجب دوری از غذا نمی‌شود بلكه عوامل گوناگونی مانند عادت‌های خانواده و آموزش‌هایی كه كودك در خانواده فرا گرفته است بر اشتهای كودك تاثیر می‌گذارند.

استقلال طلبی و رشد ذهنی یكی از شاخص‌های اصلی دوران كودكی است كه با ایجاد تغییرات شخصیتی در این دوران نسبت به سنین پایین‌تر همراه است. این مسئله می‌تواند با ایجاد روحیه استقلال طلبی در كودكان موجب بی‌نظمی در عادات غذایی آنها شود.

امروزه تغذیه كودك خیلی آسان نیست ممكن است كودكان نوپا یا پیش دبستانی یك غذا را سه روز پیاپی بخورند و روز چهارم از خوردن آن خودداری كنند و حتی حاضر به چشیدن آن هم نشوند. این مسئله نشان دهنده نداشتن یك الگوی غذایی مشخص در این كودكان است و ناشی از حس استقلال طلبی و میل به انتخاب غذا توسط خود آنهاست.

با توجه به نقش رفتار مادر در شكل‌گیری عادات غذایی كودك به منظور كاهش مشكل بدغذایی كوكان، توجه به برخی نكات تغذیه‌ای ضروری است.

نكاتی كه والدین در غذا دادن به كودكان بد غذا و كم اشتها باید رعایت كنند:

- كودك برای خوردن باید احساس گرسنگی كند. فعالیت پیش از غذا مصرف نكردن شیرینی، شربت و مایعات شیرین در بین وعده‌های غذایی و خواب آلوده نبودن به این امر كمك می‌كند.

- از غذاهای مورد علاقه آنها استفاده شود.

- در دادن غذا به كودك باید صبور بود.

- باید هنگام غذا دادن به كودك با او صحبت كرد و او را به خوردن غذا تشویق كرد.

- زمان خوردن غذا را می‌توان با ابراز محبت برای كودك لذت بخش كرد.

- در زمانی كه كودك با علاقه غذا می‌خورد می‌توان از او تعریف و تمجید كرد.

- غذای كودك را باید به روش‌های مختلف همچون دادن غذای جدید، تغییر در تركیب غذاها، مزه، بافت، نحوه طبخ، تزئین غذاها به شكل حیوانات، گل و عروسك و استفاده از بشقاب‌های رنگین متنوع كرد.

- در صورت امتناع از غذا، می‌توان آن را با غذای مورد علاقه‌اش مخلوط كرد یا آن را در فرصتی دیگر امتحان كرد.

- سفره غذای كودك در محیطی تمیز، آرام، دوستانه، راحت، مطمئن و همراه با دیگران باشد.

- ساعات برنامه غذایی كودك متغیر نباشد، باید فاصله زمانی بین مصرف میان وعده را با وعده اصلی رعایت كرد.

- در زمان غذاخوردن، كودك نباید خیلی گرسنه یا خیلی خسته باشد.

- باید اجازه داد كودك خود در مورد سیرشدنش تصمیم بگیرد. اگر در یك وعده مقدار كمتری غذا بخورد مسلما در وعده دیگر جبران خواهد كرد.

- غذاها را نباید خیلی زود و براساس تمایل كودك عوض كرد.

- برای خوردن غذا جایزه در نظرگرفته نشود.

- نباید انتظار داشت كودك خیلی تمیز و مرتب مطابق با خواسته شما غذا بخورد. ریخت و پاش غذا را می‌توان با ملایمت و به تدریج محدود كرد.

پیشنهاد غذاهای جدید

بهترین راه پیشنهاد دادن غذای جدید این است كه مادر غذا را درست كرده و مقدار كمی در كنار بشقاب كودك بگذارد و اجازه دهد كودك غذا را بچشد و اگر دوست نداشت آن را از دهانش درآورده و در كنار بشقابش بگذارد. اگر كودك دوست داشت به عنوان جایزه، یك نوع غذای مورد علاقه او را درست كنید. مدت زیادی طول می‌كشد كه كودك غذای جدید را دوست داشت باشد. اگر كودك غذایی را دوست نداشت غذا را چند روز بعد دوباره به او بدهید.

استفاده از غذهای متنوع

غذاهایی كه مادر برای كودك تهیه می‌كند باید شامل هر چهار گروه غذایی باشد. اجازه دهید كودك انواع مختلف غذا را امتحان كند حتی اگر مادر آن غذا را دوست ندارد. كودك احتیاج به تصمیم‌گیری در مورد انتخاب غذای مورد علاقه خود دارد. همچنین مادر نباید انتظار داشته باشد كودك غذاهای متنوع را دوست داشته باشد.

زمان مناسب برای غذا دادن به كودك

وقتی به كودكان نوپا و پیش‌دبستانی، وعده اصلی و میان وعده غذایی در زمان منظم داده شود، بهتر می‌پذیرند؛ پس اجازه بدهید كودك در زمان‌های معین غذا بخورد. لازم است وعده‌های اصلی با میان وعده حدود دو تا سه ساعت فاصله داشته باشند. برنامه غذایی كودك را طوری تنظیم كنید كه با برنامه غذایی خانواده یكسان باشد. برای خوردن غذا هیچ اصراری نكنید. غذا را روی میز یا سر سفره در یك جای مناسب گذاشته و پیشنهاد كنید غذا را بخورد. در موقع غذا خوردن تلویزیون را خاموش و وسایل بازی او را جمع كنید. اجازه بدهید كودك از راهی كه دوست دارد غذا را بخورد. در هنگام غذا خوردن در كنار كودك نشسته و در مورد غذا و اینكه چه غذایی را برای ناهار یا شام روز بعد دوست دارد صحبت كنید.

‌ اگر كودكتان شیر نمی‌خورد؛‌ ماست را جانشین شیر كنید و دوغ و ماست را در وعده‌های غذایی او بگنجانید.

- در بعضی از غذاها از شیر استفاده كنید. مثلا آرد و كره و شیر را به سوپ اضافه كنید یا به او شیربرنج یا فرنی بدهید.

- شیرخوردن به مقدار كم را تدریجا با او امتحان كنید.

اگر كودكتان سبزی یا میوه نمی‌خورد؛ ممكن است در این سن یك نوع میوه یا سبزی را نخورند. هركدام را كه بهتر می‌خورند بیشتر بدهید اما گه گاه آنهایی را كه نمی‌خورند دوباره امتحان و پیشنهاد كنید.

- سبزی‌هایی مانند كرفس و هویج را بپزید (له نشود بلكه كمی ترد باشد) و بگذارید كودك آن را با دست بردارد و بخورد.

- كمی ماست چكیده بر روی سبزی‌های پخته بریزید یا سبزی را با نان و پنیر به او بدهید.

- اگر میوه نمی‌خورد آن را رنده یا به تكه‌های كوچك تقسیم كنید و با كمی خامه به او بدهید.

اگر كودكتان شیرینی زیاد می‌خورد؛ خرید شیرینی و درست كردن غذاهای شیرین را كاهش دهید.

- در تهیه غذاهای شیرین، شكر كمتری استفاده كنید.

- موادی مانند بستنی و شكلات را به عنوان جایزه یا هدیه به كودك ندهید.

- مراقب دندان‌های كودك باشید و پس از مصرف مواد شیرین دندان‌های او را مسواك كنید.

اگر كودكتان گوشت تكه‌ای نمی‌خورد؛ گوشت را به قطعات بسیار كوچك و ریز تقسیم كنید كه به خوبی پخته و به راحتی خورده شود (مانند حلیم گندم).

- قطعات بسیار ریز گوشت مخلوط با حبوبات را كاملا بپزید و نرم كنید و همراه با یك قاشق غذاخوری روغن زیتون و یك قاشق مرباخوری آب لیموترش یا آب نارنج تازه به كودك بدهید.

- گوشت چرخ كرده را به صورت كوفته قلقلی درآورید یا به صورت مخلوط با گوجه فرنگی به جای سس روی ماكارونی بریزید.

- كتلت (گوشت، سیب‌زمینی و تخم مرغ) را به اندازه‌های كوچك و زیبا تهیه كنید یا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگی و لوبیا و برنج (لوبیا پلو) بپزید.

- از گوشت مرغ یا ماهی استفاده كنید.

- اگر كودك هیچ یك از انواع گوشت را نمی‌خورد از جانشین‌های آن مانند تخم مرغ، عدس، پنیر با بادام یا گردو، لوبیا چیتی پخته، شیر و ماست استفاده كنید.

- برنج را با آب گوشت یا مرغی كه می‌پزید به صورت كته نرم با انواع سبزی‌ها یا عدس سرو كنید.

اگر كودك‌تان تخم مرغ سفت شده نمی‌خورد؛‌ تخم مرغ سفت شده را با كمی كره یا شیر نرم كنید.

- زرده و سفیده تخم مرغ را بزنید و داخل سوپ بریزید و بگذارید چند جوش بزند.

- سیب‌زمینی پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده كنید و به آن كمی كره یا روغن زیتون بزنید، یا به آن ماست و روغن زیتون بزنید یا كمی شیر اضافه كنید.

- تخم مرغ را بزنید و با نصف استكان ماست در ته قابلمه‌ای كه برای او كته درست می‌كنید، بریزید.

 

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 9:0 ] [ مژگان ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ مجموعه ایست از خاطرات زندگی دختر نازنینم ومطالب علمی که در طی این سالها جهت کمک به رشد همه جانبه ی کودکم از منابع مختلف جمع آوری نموده ام امیدوارم این وبلاگ جهت استفاده همه ی مادران عزیز مفید واقع گردد.
امکانات وب

عجله

  • حامل